بعضی پیرنگها ندیده جذاب هستند. اینکه در سینمای کمدی کرهی جنوبی دو سرباز در دو سوی مرز بین دو کره بر حسب اتفاق روبهروی یکدیگر قرار میگیرند و رخدادها یکی پس از دیگری منجر به شکل گرفتن موقعیتهای کمدی میشوند بسیار جذاب است. آقای «پارک گیو-تائه» در جدیدترین اثر کمدی خود بهسراغ این پیرنگ رفته است. «چون-وو» در بخش مرزی ارتش کرهی جنوبی مشغول گذراندن خدمت سربازیست. بر حسب اتفاق یک بلیط بخت آزمایی بهدست او میرسد. این بلیط چیزی نزدیک به ۶ میلیون دلار پول است و میتواند زندگی چوون-وو را تغییر دهد. اما یک شب که در حال نگهبانیست این بلیط بختآزمایی به آن سوی مرز میرود و وارد خاک کرهی شمالی میشود. سربازی با نام «یونگ-هو» این بلیط را پیدا میکند و حال روایت شکل میگیرد.
آقای پارک در ابتدای فیلم خود بهخوبی توانسته کمدی موقعیت را ایجاد کند. یکی از این پایههای ساخت کمدی صحبت کردن چوون-وو با سگاش است که باعث جذب شدن بیشتر مخاطب به روایت میشود. اما آقای پارک در پردهی دوم هر آنچه که ساخته بود را فراموش میکند. کمدی او در پردهی دوم خودش را فراموش میکند. ضربآهنگ اثر آنقدر بالاست که رخدادها پشت سر هم در حال روی دادن هستند و مخاطب حتی فرصت کمی خندیدن را هم از دست میدهد. کارگردان در پردهی اول تقسیمبندی خوبی بین کاراکترها انجام میدهد، اما در پردهی دوم و بهدلیل پراکندهشدن آنها گویی روایت را گم میکند. این کمدی در همان پردهی اول جذاب تمام میشود.
یکی از مشکلات آثار کارگردانهایی چون آقای پارک در این است که با وجود پیرنگ جذاب، قصهگویی ندارند. آقای پارک در آثار قبلی خود نیز با همین مشکل مواجه بوده است. شاید اگر او همیشه بهعنوان طراح ایده عمل کند و ساخت این ایدهها را به فیلمسازان دیگر بدهد، آثارش ماندگارتر خواهند شد. فیلم جدید این کارگردان ایدهی بسیار خوبی دارد، اما در پرداخت این ایده ناتوان است. حتی مقولهی اتحاد بین دو کره و تقابل شمالیها و جنوبیها نیز همان کلیشههای رایج در آثار مشابه است؛ شمالیها گرسنه هستند، با دیدن یک ذرت کامل ذوقزده میشوند، جنوبیها غرق در نظام سرمایهداریاند و سعی دارند شمالیها را بهسوی خود جذب کنند. مخاطب این کلیشهها را بسیاربسیار دیده است. آقای پارک در سال ۲۰۲۲ باز هم همان نگاه سه دههی قبل را به این روابط دارد و حتی نمیتواند کاراکترهای خود را در موقعیتی جدید قرار دهد. او هم مانند بسیاری شمال را ندیده است. پس بهتر نیست همین تخیل وضعیت زندگی در شمال را کمی پختهتر میکرد تا اسیر کلیشهها نشود؟ او بهخوبی میداند که مخاطب فیلم از همان پردهی اول انتهای داستان را میداند و فقط منتظر خلق موقعیتهای کمدی است. آقای پارک در سینمای سرگرمی فیلم درست کرده است و باید مناسبات این سینما با مخاطب را بداند. فیلم جدید این کارگردان طرح خوبی دارد، اما قصهی دندانگیری را تصویر نمیکند. در نتیجه کل زمان فیلم هدر دادن نماهایی است که میتوانستند با کمی خلاقیت یک کمدی جذاب را ارائه دهند. باید دید کارگردان کرهای همچنان قصد دارد روی همین خط دو دههی پیش تا کنون خود قدم بردارد یا این آثار را همچون تجربهای برای خلق اثری قدرتمند در آینده بهکار خواهد گرفت. البته که نمیتوان به چنین کارگردانهایی دل بست، اما گاهی دگرگونی در لحظه رخ میدهد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.