این کمدی حتی مفرح هم نبود
چند سالیست که هالیوود سعی دارد آثار تلویزیونی تقریباً جذاب را در قالب یک نسخهی سینمایی روی پرده ببرد. اینبار نوبت به سریال «هارت جانسخت» رسیده است. مشکل اینجاست که این آثار سینمایی فقط برش خوردهاند و همان اثر تلویزیونی هستند. کوین هارت در این اثر در نقش خودش ظاهر شده است و کمدینیست که از نقش مکمل بودن به ستوه آمده است. او تصمیم میگیرد تبدیل به یک ستارهی آثار اکشن شود. این پیرنگ با وجود کمدینی چون کوین هارت میتواند برای مخاطب بسیار جذاب باشد. اما هارت حتی یک درصد از آن چیزی که در آثار قبلیاش دیدهایم نیست. او در کنار بازیگرانی چون جان تراولتا و ژان رنو سعی دارد این دگرگونی را نشان دهد.
«اریک اپل» تا پیش از این آثار چندان دندانگیری جز کارگردانی چند قسمت از چند سریال تلویزیونی را در کارنامهی خود ندارد. در این نسخهی سینمایی نیز او چندان کار سختی در پیش ندارد و همان پیرنگ سریال را تبدیل به یک نسخهی ۱۰۰ دقیقهای کرده است. اما در این اثر مسئله کارگردان تازهکار نیست، بلکه خود کوین هارت است. این کمدین باتوجه به فیزیک بدنی و تسلطی که روی دیالوگهای خود دارد همیشه مخاطب ژانر کمدی را سرگرم کرده است. اما اینبار و در این فیلم جز یک کوین هارت خسته و تکراری چیزی نمیبینیم. او دائم در حال تکرار نسخههای قبلی خود است. هر بار که فیلم در حال اوج گرفتن است و آن موقعیت کمدی در حال بهوقوع پیوستن است، در کمال تعجب شاهد هستیم که با وراجیهای بازیگران و دیالوگهای سرسامآور همهچیز از دست میرود. استعداد کوین هارت را در آثار متعددی که این کمدین روی صحنه یا روی پرده برده است شاهد بودهایم. اما او در بهکمال رساندن نقش خود چندان موفق عمل نکرده است. شاید اگر هارت فقط خودش بود، این فیلم سراسر موقعیتهای کمدی مفرحی برای مخاطب ایجاد میکرد.
نقص دیگر این فیلم در درونمایهی اصلی آن است. قرار است یک بازیگر کمدیهای میانه تبدیل به ستارهی اکشن شود. اما در کمال تعجب ژان رنو و جان تراولتا آنقدر در این اثر نقش کمرنگی دارند که مخاطب پردهی دوم فیلم را درک نمیکند. بهطور مثال اکشن-کمدی «جانی انگلیش» را بهیاد بیاورید. کارگردان در هارت جانسخت حتی درکی درست از تبدیل کردن یک کمدین به یک بازیگر اکشن ندارد. انتخابها طبق آن چیزی که در سریال دیدهایم درست بودهاند؛ تراولتا و رنو. اما نحوهی استفاده از این دو بازیگر در پردهی دوم فیلم و در به کمال رساندن فردی که حتی از سنجاب هم میترسد کمرنگ است. کارگردان در فیلم فقط یک سوله را نشان میدهد که در آن کوین هارت هر روز از خواب برمیخیزد و در برابر تراولتا قرار میگیرد و پس از چند شلنگتختهانداختن دوباره شب میشود و ادامهی ماجرا در روز بعد. مخاطب در این اثر که باید جذاب باشد و تلفیقی از اکشن و کمدی را مشاهده کند چیزی جز این تکرارهای مضحک را نمیبیند. شاید مخاطب کمدی-اکشن در میانهی فیلم از آن دل بکند و خود را سرگرم کار دیگری کند. بهطور حتم اثری که برای سرگرمی ساخته شده است، زمانی که نتواند مخاطب سینمای سرگرمی را سرگرم کند شکست خورده است. کوین هارت جانسخت در این اثر نه سرگرمکننده است و نه هیجانی را در دل خود دارد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.