پوستر فیلم گلس انین (نام برج شیشه‌ای شبیه پیاز):‌ رازآلودگی [دیگری] در چاقوهای بی‌غلاف

قتل‌های پرهزینه

گلس انین (نام برج شیشه‌ای شبیه پیاز):‌ رازآلودگی [دیگری] در چاقوهای بی‌غلاف
Glass Onion: A Knives Out Mystery
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

«ریان جانسن» از «آجر» تا «چاقو‌های بی‌غلاف» نشان داده که بیشتر به سنت آثار جنایی بریتانیا علاقه‌مند است تا اینکه بخواهد در چارچوب آمریکایی این ژانر اثری خلق کند. او در سال ۲۰۱۹ و با فیلم اول «چاقوهای بی‌غلاف» سعی کرد ترکیبی از شرلوک هلمز و پوآرو را در کاراکتری با نام «بنوآ بلانک» به‌تصویر بکشد «البته از نام کاراکتر هم پیداست که جانسن سعی دارد او را همچون پوآرو تصویر کند). بلانک هم همچون دو شخصیت نام‌برده یک کارآگاه خصوصی است و شهرتی جهانی دارد. کار خوب ریان جانسن در این بود که سعی داشت کاراکتر خود را خلق کند و به او شخصیتی متفاوت دهد. از سویی دیگر و با‌توجه به اینکه «دنیل کرگ» طی یک دهه‌ی اخیر جیمز باند سینما بوده، جانسن با یک تیر دو نشان زد. او بازیگر جیمز باند را با ترکیبی از هلمز و پوآرو روانه‌ی سینما کرد. دنیای جنایت رازآلود جانسن نیز ترکیبی از این دنیاهای جنایی بود؛‌ از یک سو همانند داستان‌های پوآرو سعی داشت کل لوکیشن در یک خانه یا عمارت باشد و از سویی دیگر بلانک همانند هلمز با کشف‌‌وشهودهای انفجاری لایه‌های معما را برمی‌داشت و در ضلع سوم دنیای رنگی و شلوغ فیلم بود که خاصیت آمریکایی بودن‌اش را به‌رخ می‌کشید. جانسن در دو فیلم «چاقوهای بی‌غلاف» آمریکایی‌تر از آثار دیگرش است و متأسفانه این را در پرده‌ی سوم هر دو فیلم شاهد هستیم.
در فیلم جدید باز هم افتتاحیه‌ای بریده‌بریده از کاراکترهای تأثیرگذار در فیلم را داریم. جانسن این‌بار با زبانی هجوآمیز سعی دارد ایلون ماسک را در قالب کاراکتر «مایلز» تصویر کند. مایلز یک ابرثروتمند است که سیاست‌های آینده‌ی ایالات متحده را در حوزه‌ی انرژی و فنآوری تعیین می‌کند و یک حلقه‌ی دوستان بسیار صمیمی دارد. اما جانسن قصد ندارد قصه را از نقطه‌ی الف به ب ببرد و به‌همین سبب می‌توان فهمید این بریده‌ها و تک‌نماها از کاراکترهای اصلی همه‌ی ماجرا نیست. در این نوع روایت‌ها معمولاً همه‌ی آن حفره‌هایی که در پرده‌ی اول وجود داشت، در ذهن یک کاراکتر و به‌صورت فلش‌بک تصویر می‌شود و این‌بار مخاطب از زاویه‌دید جدیدتری به موضوع می‌نگرد. اما کارگردان‌هایی چون جانسن چندان باهوش نیستند و نمی‌توانند این رازآلودگی را عمق بیشتری دهند. به‌همین سبب است که کاراکتر بلانک در میانه‌ی پرده‌ی دوم به‌آنی کل ماجرا را همچون موم در دست خود می‌گیرد. شاید جانسن باید روایت‌های خود را در رازآلودگی عمق بیشتری دهد. اما باید توجه داشت که این اثر باید مورد پسند مخاطب تنبل آمریکایی باشد. در نتیجه کمی رنگارنگی، موقعیت‌های کمدی و بازی با شخصیتی چون ایلون ماسک باعث می‌شود این مخاطب دیگر به مقوله‌ی رازآلودگی نیازی نداشته باشد.
«چاقو‌های بی‌غلاف» فیلم سومی هم دارد. جانسن گویا دوست دارد بلانک را تبدیل به کاراکتری ماندگار در کنار دیگر کارآگاهان خصوصی مشهور در سینما کند. باید دید این کار از عهده‌ی او برمی‌آید؟ آن‌چه در این دو فیلم دیدیم قاب‌های بیش‌ازاندازه شلوغی بوده‌اند که تمرکز مخاطب را می‌گیرند. کاراکتر بلانک در حاشیه است و مخاطب دلیلی برای پذیرفتن هوش سرشار او ندارد و فقط منتظر آن سکانسی است که مانند پوآرو همه را گرد هم جمع ‌کند و پس از مرور دوباره‌ی جنایت قاتل را به همه نشان دهد. روایت جانسن ضربآهنگ خوبی دارد، اما خمیرمایه‌ی جنایی ندارد و بیشتر شبیه پیک‌نیک است. «چاقوهای بی‌غلاف» در فیلم اول خود به‌لحاظ روایی قدرت بیشتری از فیلم دوم داشت. حال باید منتظر فیلم سوم بود و دید آقای جانسن قرار است چه روایتی را حول کاراکتر بلانک تصویر کند.

واکنش سریع

واکنش تو به این نقد

بدون نوشتن نظر، با یک کلیک بگو چه فکر می‌کنی.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟