پوستر فیلم نهنگ

من همچون نهنگ پلیدی‌های شما را می‌بلعم

نهنگ
The Whale
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده
ژانر درام
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

فیلم «مادر» آرنوفسکی را به‌یاد بیاورید. عده‌ای در کافه‌ها جمع می‌گرفتند و از ضعف فیلم می‌گفتند و عده‌ای دیگر آن را ستایش می‌کردند. این تک‌اثرنگری هم دامان آرنوفسکی را می‌گیرد و هم نولان. همان‌قدر که مقوله‌ی زمان و تقابل انسان با آن درون‌مایه‌ی جدایی‌ناپذیر روایت‌های نولان است، الهیات نیز از آرنوفسکی جدا نمی‌شود. آرنوفسکی از دل الهیات به درون انسان می‌رود. گاه در «چشمه» به‌دنبال درخت زندگی است و گاه در «مادر» آن را همچون خشمی عالم‌سوز هویدا می‌کند. اما هم‌عرض با این مفهوم، آرنوفسکی نگاه خودش را به انسان و تقابل او با هستی دارد. در فیلم «کشتی‌گیر» از زاویه‌‌دید فردی فراموش‌شده به دنیا می‌نگرد یا در «مرثیه‌ای برای یک رؤیا» مالیخولیای درونی انسان را آشکار می‌کند. در این بین گاهی از درون چشم‌های یک بالرین تصویری خشن از این تقابل را ارائه می‌دهد. حال آرنوفسکی در اثری که فقط یک لوکیشن دارد و یک کاراکتر با نام «چارلی» صحنه‌گردان آن است دوباره بساط مفاهیم خود را مقابل چشم مخاطب پهن کرده است.
همه‌ی این فیلم در خانه‌ی چارلی می‌گذرد. او استاد دانشگاهی‌ست که مقاله‌نویسی تدریس می‌کند و اتفاقاً فیلم هم با یکی از جلسات آنلاین او آغاز می‌شود. کادر تاریک چارلی توسط دانشجوهایی که خیره به تصاویر هستند نمایانگر شرم او از نشان دادن خود است. فیلم یک هفته‌ی پایانی زندگی چارلی را تصویر می‌کند و آرنوفسکی از همان ابتدا دنیای انتزاعی این مرد را به مخاطب نشان می‌دهد و با ضربآهنگی بالا دو کاراکتر دیگر را وارد خانه‌‌ی چارلی می‌کند؛ «لیز» که پرستار است و به‌عنوان دوست صمیمی چارلی مرتب به او سر می‌زند و در ادامه پسر مبلغ مسیحی که سر بزنگاه و هنگامی که چارلی پس از خودارضایی از تنگی نفس رنج می‌برد، به کمک او می‌شتابد. پس از این شروع پرآشوب، روایت به‌آرامی در بطن زندگی چارلی قرار می‌گیرد.
آرنوفسکی در این اثر چارلی را مرکز هستی قرار داده است. او به‌زعم همگان همیشه نیمه‌ی پر لیوان را می‌بیند. چارلی در دختر ابلیس خود چیزی جز نوجوانی سرخورده که نیاز به کمک دارد نمی‌بیند. چارلی هر لحظه نزد اطرافیان به تمام نقص‌هایی که دارد اعتراف می‌کند و حتی به مخاطب لحظه‌ای اجازه‌ی قضاوت نمی‌دهد. آرنوفسکی روح مسیح کتاب مقدس را در چارلی دمیده است. در دنیای فیلم «نهنگ» خدا مرده است و مسیحی جدید ظهور کرده است. تمام تلاش آرنوفسکی در این فیلم قرار دادن چارلی درون هاله‌ا‌ی از نور است. به‌همین سبب است که کاراکتر نوجوان مبلغ مذهبی لحظه‌ای چارلی را رها نمی‌کند. آرنوفسکی این کاراکتر را در برابر نهنگ مقدس خود همچون پرنده‌ی کوچکی که در حال نوک‌زدن است تصویر می‌کند. از آن‌سو کاراکتر شریر «الی» که هیچ نسبت پدر و دختری بین خود و چارلی نمی‌بیند باز هم در نظر چارلی دخترکی معصوم جلوه می‌کند. این تناسب ظریف هم خشم مخاطب را برمی‌انگیزد و هم الی را به مرز جنون می‌برد.
آرنوفسکی در این فیلم نیز موتیف‌های زیبای خود را برای درک بهتر مخاطب از فضای فیلم دارد؛ سایه‌ی افراد پشت پنجره، پرنده‌ای که پشت پنجره می‌نشیند و صدای در خانه. یکی از امضاهای سینمای آرنوفسکی استفاده از همین موتیف‌هاست که باعث می‌شود مخاطب بیشتر درون فضای فیلم احساس آرامش کند. بازی زیبای «برندن فریزر» با این گریم سنگین نشان بازی‌خوانی خوب آرنوفسکی دارد. شاید به‌سبب همین انتخاب‌هاست که کاراکترهای آثار آرنوفسکی در ذهن مخاطب سینما ماندگار می‌مانند.
فیلم «نهنگ» کاوشی دیگر از آرنوفسکی در دنیایی‌ست که تعاریف سنتی از مذهب در آن جایی ندارد. آرنوفسکی در این اقتباس کاراکتری را تصویر می‌کند که همچون مرکز هستی، هستی را می‌نگرد. به‌همین سبب است که شرارت‌های دختر، ترس دیگران از مواجهه با جسم او و در نهایت مذهب سنتی که می‌خواهد روح او را به آرامش برساند، همه در نظر او جز لاجرم‌های زندگی نیستند. آرنوفسکی کاراکتر خود را خداگونه تصویر نمی‌کند، چون همان‌طور که در بالا گفته شد خدا در دنیای آرنوفسکی مرده است. در عوض از درون تعاریف مذهبی مسیح خود را می‌سازد که هم خطاهای‌اش و هم شرارت‌های دیگران را همچون نهنگ می‌بلعد تا به اطرافیان اجازه دهد دنیا را کمی همچون او تصور کنند. آرنوفسکی گاه در فیلمی با نام «نوح» کاملاً مستقیم به درون نوشته‌های سنتی می‌رود و گاه همچون «نهنگ» به‌آرامی همه‌ی آن تعارف سنتی را کنار می‌‌گذارد. «نهنگ» کلیسایی‌ست که کشیش آن کسی جز دارن آرنوفسکی نیست.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟