پوستر فیلم استخر بی‌نهایت

دعوت‌نامه‌ای دیگر از سوی کراننبرگ پسر برای غرق شدن در بی‌نهایت ذهن

استخر بی‌نهایت
Infinity Pool
محصول ۲۰۲۳ – کانادا، کرواسی، مجارستان
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

آنچه فیلم‌سازانی چون «دیوید کراننبرگ» به سینما هدیه دادند بر کسی پوشیده نیست. این دسته از فیلم‌سازان کارنامه‌ی فیلم‌سازی خود را فدای یک ژانر کردند تا مخاطب را به لایه‌های دیگری از دلهره و تقابل انسان و خود وارد کنند. در سینما کم پیش آمده که فرزند یک فیلم‌ساز مسیر پدر را ادامه دهد و اتفاقاً در همان ژانر دست به نوآوری و خلاقیت بزند. «برندن کراننبرگ» از سال ۲۰۱۲ و با فیلم «ضد ویروس» خود را به سینما معرفی کرد. کراننبرگ پسر تفاوت کوچکی با کراننبرگ پدر داشت. او از همان ابتدا کالبد انسان را همچون جهانی ناشناخته در برابر ذهن بی‌نهایت انسانی قرار داد و توانست «ضد ویروس» و «متصرف» را با همین درون‌مایه روی پرده ببرد. گویا او هم مانند پدر سعی دارد تبدیل به یک مؤلف شود تا یک کارگردان صرف. در فیلم «استخر بی‌نهایت»، کراننبرگ بار دیگر مخاطب را در معرض رویارویی انسان، کالبدش و ذهن نامتناهی قرار می‌دهد.
در سینما منطق روایی خود را برای مخاطب قابل‌هضم کن و هر دنیایی که دوست داری خلق کن. این تعریف ساده‌ی یک روایت سینمایی قابل پذیرش است. برندن کراننبرگ با پایبندی به همین اصل ساده همیشه سعی کرده در سکانس‌های ابتدایی اثر خود مخاطب را در برابر دنیایی که ساخته قرار ‌دهد. در این دنیا کاراکتر اصلی در حال تعاملی عادی با پیرامون خود است. اما کراننبرگ سعی می‌کند این دنیا را متفاوت‌تر از آن‌چه ما هر روز در برابر خود می‌بینیم نشان دهد. در فیلم «استخر بی‌نهایت» نیز «جیمز» و «ام» در اقامتگاهی تفریحی به‌سر می‌برند که در کشوری فقیر قرار دارد. حصارهای فلزی و سیم‌خاردار اطراف این اقامتگاه و دیالوگ‌های بین کاراکترها نشان از این دارد که بیرون از این حصار هیچ توریستی امنیت جانی ندارد. کراننبرگ برای تفهیم بهتر این دنیا «گابی» و «آلبان» را در برابر جیمز و ام قرار می‌دهد.
با ورود گابی به فیلم و شخصیت‌پردازی‌ای که کراننبرگ از جیمز ارائه می‌دهد، گویی همه‌‌چیز آماده‌ی رویارویی با یک نوآر کلاسیک است. اما دنیای کراننبرگ در آثار قبلی‌اش چیزی جز یک فضای پست‌مدرن و مالیخولیایی نبوده است. در این تقابل‌های فرمی و ژانری‌ست که یک فیلم‌ساز مؤلف میخ خود را در زمین فرو می‌کند. کراننبرگ در این اثر نیز به دنیای قبلی خود پایبند است، اما سعی دارد با همان کاراکتر مرد کلاسیک نوآر و زن موطلایی و اغواگر مخاطب را به پرده‌ی دوم ببرد. آن‌چه در پرده‌ی دوم رخ می‌دهد چیزی جز عنوان فیلم نیست. او جیمز را در هزارتویی رها می‌کند که جیمز و مخاطب به‌یک‌‌باره مرز بین واقعیت و توهم ذهنی را از دست می‌دهند. در این اثر با جیمز در برابر جیمز رو‌به‌رو هستیم. کراننبرگ بی‌آنکه بخواهد خست به‌خرج دهد، این هزارتو را چنان بی‌نهایت می‌کند که در میانه‌ی پرده‌ی دوم راهی جز رها شدن در آن نداریم. کراننبرگ هم جیمز را این‌گونه رها می‌کند و هم مخاطب را وامی‌دارد که دست از کاراگاه‌بازی بردارد و درون این نامنتها غرق شود. آن‌چه در این فیلم می‌بینیم چیزی جز یک پیرنگ ساده و دقیق از سوی کارگردان نیست. او ابتدا دنیای خود را به مخاطب معرفی می‌کند، سپس قوانین این دنیا را برای او شرح می‌دهد و در ادامه کاراکترها را به درون آن می‌فرستد و اختلاطی ذهنی و جسمی ایجاد می‌کند.
کراننبرگ در این اثر نیز کالبد انسانی را سوژه‌ی اصلی خود قرار داده است. او در آثار قبلی هم نشان داده که چگونه می‌تواند با مفاهیم روانکاوی، جامعه‌شناسی، هنجارهای اجتماعی و در نهایت مرزهای اخلاقی انسانی بازی کند. در این فیلم نیز شاهد به اوج رسیدن این دگرگونی مفهومی هستیم. گویا «میا گاث» اگر هم بخواهد نمی‌تواند جلوی دوربینی غیر از فیلم‌سازان مؤلف برود. پس از فون‌تریه و وست، این‌بار نوبت هنرنمایی او مقابل دوربین کراننبرگ پسر است. شاید کاراکتر گابی حکم مفصل این اثر را دارد و پرفورمنس زیبای گاث مخاطب را در برابر معصومیتی آمیخته با اغواگری و توحش قرار می‌دهد. فیلم «استخر بی‌نهایت» سفری همراه با خشونت و ازهم‌گسستگی ذهنی به درون دالان‌های بی‌انتهای ذهن انسان است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟