دنیای تاریک خارقالعادهای که به خوبی پرداخت نشد
«کت» دختربچهای کوچک است که در یک تصادف پدر و مادر خود را از دست میدهد. او که کسی را ندارد تا با آنها زندگی کند باید به پرورشگاهها یا خانههای افراد داوطلب برای نگهداری برود. کت اما تاب تحمل این امر را ندارد و با رفتارهایاش باعث میشود در نهایت کارش به یک دارالتأدیب کشیده شود. او در آنجا متوجه نیروی عجیب خود میشود و تلاش میکند از این نیرو برای بازگرداندن پدر و مادرش از مرگ استفاده کند. دو شیطان با نام «وندل» و «وایلد» قرار است این کار را برای او انجام دهند.
کمتر انیمیشنی را میتوان به یاد آورد که بتواند جنبههای تاریک و شیطانی روح آدمی را به خوبی تصویر کند. سازندگان انیمیشن در ایالات متحده بسیار کمتر از دیگر سازندگان هم بر توانایی نقاشی برای تصویر کردن این جنبهها آگاهی دارند. آنها عموماً تلاش میکنند با بهره بردن از رنگهای شاد و موسیقیهای هیجانانگیز کودکان و نوجوانان را برای تماشای روایتهای گاهاً بیهدفاشان هدف قرار بگیرند و درآمدی به جیب بزنند. آنها علاقهای به نشان دادن آن روی متفکرانه و ترسناکی که در زندگی واقعی میتوان آن را مشاهده کرد، ندارند. در این میان شاید یکی از اسامیای که یک علاقهمند به دنیای تاریک نقاشی بتواند آن را به یاد بیاورد «هنری سلیک» باشد. این کارگردان و نویسندهی آمریکایی اگرچه کمکار است، اما کارهای پرباری را ساخته است که هر کدام در دنیای خود میتوانند مخاطب را میخکوب کنند. آخرین کاری که از او مشاهده کردیم در سال ۲۰۰۹ با نام «کارولین» بود. دختری که دری جادویی را باز میکند و وارد دنیایی ترسناک و عجیب میشود. سلیک پیش از این نیز با انیمیشنهای «جیمز و هلوی بزرگ»، ۱۹۹۸ و «کابوس قبل از کریسمس»، ۱۹۹۳، توانسته بود تبحر خود را در خلق دنیاهایی نو و تاریک نشان دهد. او در سال ۲۰۲۲ و بعد از سیزده سال دوری با خلق دنیایی جدید بار دیگر به سینما ورود کرده است تا باز هم مخاطبان خود را شگفتزده کند.
انیمیشن «وندل و وایلد» از همان سکانس ابتدایی خود میتواند توجه مخاطب را جلب کند. جایی که یک دختر به سرعت پدر و مادر خود را با دردناکترین شکل ممکن از دست میدهد. این انیمیشن هر چه جلوتر میرود توجه بیشتری را هم جلب میکند، آنقدر که مخاطب مدام دلاش میخواهد از دنیایی که سلیک ساخته بیشتر سردر بیاورد. اما متأسفانه سلیک خود نیز چنان در دنیایی که ساخته غرق شده است که فراموش میکند باید آن را برای مخاطباناش شرح دهد. او به تصور اینکه مخاطبان هم مانند خود او این دنیا را میشناسند تنها سعی کرده است داستان دو شیطان و دخترک شیطانی خود را روایت کند و کمتر از دنیایی که ساخته صحبت کند. ما راز دنیای زیرزمینی را نمیدانیم. اینکه چه است و چگونه کار میکند. ما از دلیل شیطانی بودن کت و آن مارک روی بدناش هم چیزی نمیدانیم. همین امر است که باعث میشود علیرغم شگفتانگیز بودن این دنیا مخاطب گیج و منگ فقط شخصیتها را دنبال کند.
سلیک در پرداخت شخصیتها هم نتوانسته است به خوبی عمل کند. راز شیاطین زیرزمینی و راز اتفاقات رخ داده برای آن معلم شیطانی یا حتی آن مردی که بر روی ویلچر نشسته هرگز مشخص نمیشود. خرس مرموز عروسکی، شاهماهی قرمز، آن همه شیطان موجود در کارناوال مرگ همه بدون پرداخت در این داستان جای گرفتهاند. دنیایی که سلیک این بار ساخته است علیرغم دنیایی که برای کارولین ساخته بود و شخصیتهای محدودی که داشت، پر از شخصیتهایی است که هرگز شناسانده نمیشوند و نمیتوانند رابطهای مشخص را در این دنیا ایجاد کنند. انیمیشن «وندل و وایلد» میتوانست روایتی جذاب و دنیایی خارقالعاده از ترسها، محدودیتها، غمها و دوریها باشد، اما هرگز نتوانست به عمق دنیا و شخصیتهای خود وارد شود و مخاطب را هم با خود همراه کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.