پوستر فیلم الویس

لیاقت الویس فراتر از این قاب‌ها بود

الویس
Elvis
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده، استرالیا
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

هر بار نام یکی از بزرگان قرن بیستم در اثری اقتباسی به گوش می‌رسد دست‌و‌دل‌امان می‌لرزد که هالیوود باز هم قرار است گزارشی ساده و احمقانه از زندگی آن فرد تصویر کند.‌ متأسفانه اکنون نوبت به الویس پرسلی رسیده است. پس از فیلم «موطلایی» کم‌کم امیدوار بودیم که قرار است نسل جدید زندگی‌نامه‌ها از زاویه‌دید کاراکتر اصلی نمایش داده شوند. اما پس از تماشای فیلم «الویس» گویی آب سردی دوباره روی تن سینما ریخته شد. مگر می‌شود پای کمپانی برادران وارنر در میان باشد و چیزی جز تبلیغات آبکی و ردیف کردن تندیس‌ها و فرش قرمز انتظار آن اثر را بکشد؟ کمپانی برادران وارنر در همکاری با کارگردان استرالیایی کم‌کار، «بز لورمن»، با ظرافتی مثال‌زدنی الویس را سوزاندند.
لورمن به‌هیچ‌عنوان کارگردان بدی نیست. این را می‌توان از سه‌گانه‌ی پرده‌ی قرمز او، فیلم‌های «مسابقه‌ی رقص»، «رومئو و ژولیت» و «مولن روژ»، متوجه شد. او در هر سه اثر نشان داد که میل سیری‌ناپذیری به رنگ و میزانسن شلوغ دارد. لورمن در فیلم «استرالیا» کمی میزانسن خود را خلوت کرد و به استرالیا بازگشت. اما با «گتسبی بزرگ» باز هم پرده‌ی سینما را با ریخت‌و‌پاش‌های‌اش آذین بست. حال و پس از نزدیک به ۹ سال با اثر پر سروصدای دیگری پا به سینما گذاشته است. لورمن بی‌آنکه حتی کوچک‌ترین خلاقیتی به خرج دهد همان خط روایی مد نظر کمپانی برادران وارنر را پی گرفته تا افتخار کارگردانی اثر سوگلی سال ۲۰۲۲ این کمپانی را داشته باشد.
پس از تماشای «موطلایی» اندرو دومینیک سلیقه‌ی مخاطب آثار بیوگرافی سینما بسیار بالا رفته است. نمی‌شود با این قاب‌های تکراری و گزارشی و ضربآهنگ به‌شدت بالا مخاطب جدید سینما را درگیر زندگی یکی از نمادهای قرن بیستمی کرد. الویس پرسلی همان‌قدری بزرگ است که تقریباً هر فرهنگی در دنیا او را می‌شناسد. او «پله»‌ی موسیقی راک‌اندرول بود. او هم مانند «پله» هیچگاه از کشور خود برای به‌نمایش گذاشتن هنرش خارج نشد. از سویی دیگر پرسلی بسیار شبیه مونرو نیز بود؛ کاراکتری که از هنرنمایی لذت می‌برد و به‌شدت وابسته به ارائه‌ی اثرش برای دیگران بود. مونرو به‌دلیل زن بودن و از هم گسیختگی روانی از هم پاشید و الویس به‌دلیل اسیر شدن در قفس طلایی فردی با نام «تام پارکر». لورمن نتوانسته این گذر را به درون زندگی الویس داشته باشد. اثر او بیشتر شبیه تکه روزنامه‌هایی از سال‌های فعالیت الویس روی یک تابلو است. این فیلم حتی نتوانسته شخصیت‌پردازی درستی از الویس داشته باشد. اثر آقای لورمن قرار است به‌اصطلاح روایتی از زبان تام پارکر پیر باشد که گذری بر زندگی الویس پرسلی دارد. لورمن حتی در واگویه‌های پارکر هم به این کاراکتر پیر وفادار نیست و هر زمان که دوست داشته باشد به درون زندگی الویس می‌رود. روایت این کارگردان استرالیایی چیزی جز ازهم‌پاشیدگی وحدت فرم روایی و تصویری نیست. زر‌ق‌و‌برق‌ها را که مخاطب به‌راحتی می‌تواند از طریق یوتوب و مستندها مشاهده کند. شما چه در چنته داری آقای کارگردان؟ پاسخ لورمن به این سوال «هیچی» است.
در این فیلم به‌سبب ضربآهنگ بالا و نبودن روایتی واحد نمی‌توان انتظار نقش‌آفرینی خاصی از بازیگران داشت. شاید تنها بازیگر این اثر نیم‌بند تام هنکس باشد که در نقش تام پارکر بیش از الویس مخاطب را درگیر خود می‌کند. شاید بهتر بود نام فیلم به‌جای الویس به «پدرخوانده‌ی شیاد» تغییر می‌یافت؛ در آن صورت هم زندگی‌نامه‌ی الویس دست‌نخورده باقی می‌ماند تا کارگردانی چون دومینیک به‌سوی آن برود و هم با یک اثر تجاری میانه مواجه بودیم. اما کمپانی برادران وارنر نیاز داشت برای فصل جوایز یک سوگلی را روی صحنه‌ی گلدن‌گلوب و اسکار حاضر کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟