پوستر فیلم سفر

کلاس درسی ساده در سینمای اکشن-ابزورد

سفر
The Trip
محصول ۲۰۲۱ – نروژ
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

مقصود از اکشن-ابزورد چیست؟ زمانی که در باب یک اثر از این ترکیب ژانری سخن می‌گوییم ناخودآگاه در زیر لایه‌های این اصطلاح مقصودمان نوعی از کمدی موقعیت است که در ترکیب با پوچی زندگی کاراکترها و لحظات اکشن نشان داده می‌شود. «تومی ویرکولا» کارگردانی‌ست که باید گفت یک‌تنه در سینمای نروژ و اسکاندیناوی در حال یکه‌تازی‌ست. او از همان اثر اول خود با نام «بولجو را بکش» جای پای خود را در سینمای اکشن-ابزورد محکم کرد. ویرکولا آثارش را به‌گونه‌ای مستحکم روایت می‌کرد که مخاطب سینما فقط با دیدن نام او به‌عنوان یک اثر چشم‌بسته به تماشای آن می‌نشست. روایت‌های او هیچ حد و مرزی ندارند و همین باعث دلگرمی مخاطب می‌شود. به‌طور مثال فیلم «هنسل و گرتل» محصول ۲۰۱۴ را می‌توان اثری عنوان کرد که ویرکلا در آن هر چه سعی داشت از حصار پارامونت خود را بیرون بکشد، موفق نبود. چنین فیلم‌سازانی وقتی خود را وقف یک ژانر می‌کنند باید آزادی عمل کامل داشته باشند. به‌همین سبب بود که او دوباره به اروپا بازگشت و پس از اثر موفق «آنچه بر سر دوشنبه آمد» باز هم در اروپا ماند و این‌بار با فیلم «سفر» مخاطب را به سفری در سینمای اکشن-ابزورد برد.
روایت‌های ویرکولا یک ویژگی منحصربه‌فرد دارند و آن هم دقت در جزئیات است. او فیلم «سفر» را با سکانسی از یک گروه تولید فیلم آغاز می‌کند که زن و شوهری روی تخت در حال صحبت در باب خیانت هستند. کارگردان این اثر یکی از کاراکترهای اصلی فیلم با نام «لارس» است. ابزوردیسم فیلم از همین جا آغاز می‌شود. پوچی مکالمات بین لارس و دیگران نشان از ذهن مبتدی و ناپخته‌ی او برای چیدن سناریوی قتل همسر دارد. ویرکولا هیچ محدودیتی را برای کاراکتر لارس ایجاد نمی‌کند و می‌گذارد او و مخاطب به‌خوبی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند؛ لارس کاملاً ناشیانه در حال چیدن مقدماتی برای قتل همسر خیانتکار است. ویرکولا اما هر چه ابهام دارد در پس ذهن «لیزا» پنهان می‌کند. اما به این نکته توجه داشته باشید که در آثار اکشن-ابزورد همه‌ی ابهامات فقط در همان پرده‌ی اول و قبل از افتادن اولین دومینو پنهان هستند. به‌محض حرکت دومینوها روایت رو به آشوب می‌رود و در حین همین آشوب است که اکشن بروز پیدا می‌کند.
ویرکولا در فیلم «سفر» به‌خوبی هنرنمایی می‌کند. او در هیاهوی اکشن و رخدادهای پوچی که هر کدام منجر به واقعه‌ی خونبار دیگری می‌شوند، با تعلیق‌هایی که عاری از هر موسیقی‌ای هستند مخاطب را انگشت‌به‌دهان می‌گذارد. سکوت میان آن همه هیاهو همان چیزی‌ست که ویرکولا به‌عنوان امضای خود در این اثر به یادگار گذاشته است. همه‌ی این ارکان بدون بازی خوب بازیگران فیلم، از کاراکترهای اصلی تا تک‌تک کاراکترهای فرعی، امکان‌پذیر نبود. «نومی راپاس» و «اکسل هنی» در این اثر خوش درخشیده‌اند و گویی لحظه‌به‌لحظه همان چیزی که کارگردان در ذهن داشته را در قاب به‌نمایش گذاشته‌اند. ویرکولا شاید پس از این اثر بتواند بار دیگر به هالیوود بازگردد و این‌بار با استاندارد خود روایت‌های هالیوودی را به چالش بکشد. فیلم «شب خشن» اثر جدید او در هالیوود است که در مرورهای آینده به آن نیز خواهیم پرداخت.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟