در سینمای نوین کرهی جنوبی چنین فیلمی حکم خودکشی را دارد
کشوری چون کرهی جنوبی طی دو دههی اخیر با پیشرفت قابل ملاحظهای در فرم تصویری، روایت و ایجاد برندهای معتبر سینمایی، توانسته جایگاهی ویژه در ذهن مخاطب جهانی سینما ایجاد کند. آنچه در سینمای تجاری کرهی جنوبی بهوضوح شاهد هستیم خلق آثاریست که نشان از تسلط سیاستگذاران سینمایی روی خروجیهای سینمای این کشور است. اما در چنین سینمای شکوفایی که انبوهی از روایتهای دست اول وجود دارد، ساخت آثاری چون «زامبی گانگنام» یک نقص بزرگ بهحساب میآید. شاید در سینماهایی چون هالیوود حضور این آثار در سینمای گروه ب توجیهپذیر باشد. اما سینمای کرهی جنوبی بهجای صرف وقت روی سینمای گروه ب سعی میکند ژانرهای خود را در مدیومهای سینما و تلویزیون گسترش دهد تا گستردگی مخاطب را در هر سال حفظ کند. به همین سبب است که دنبالکنندگان ساختار سینما هیچگاه حتی برای یک لحظه هم سری به قفسههای دنیای تینیجری و ملودرامهای آبکی نمیزنند و برعکس. این سینما قفسههای مخصوص هر مخاطبی را همیشه پر نگاه میدارد. اثری چون زامبی گانگنام در هیچکدام از این دستهها جا نمیگیرد. عدهای دور هم جمع شده و سعی کردهاند در یک فروشگاه همه را تبدیل به زامبی کنند. در کمال تعجب «سو سونگ لی» کارگردان این اثر است. او در دههی گذشته آثار کمهزینهای را در سینمای مستقل و تجربی روی پرده برده است. «قلدرها»، «گلهای گمشده» و «جادهی قتل» از آثار موفق او بهحساب میآیند. اما چرا او باید در این پروژه نامی داشته باشد؟ این اثر هیچ نشانی از وجود یک کارگردان در خود ندارد که حتی دکوپاژی منطقی برای صحنهها و سکانسها بسته باشد.
تنها نکتهای که میتوان در باب این اثر گفت وجود کمپانیهاییست که سعی دارند بازیگران درجهچندم را وارد بازار سینمای تجاری کرهی جنوبی کنند. این کارها را شاید فقط بتوان در سینمای بالیوود شاهد بود. اما اینکه در سینمای کرهی جنوبی چنین اتفاقی رخ میدهد زنگ خطری جدی برای آن محسوب میشود. یکی از نکات قابل توجه در باب این اثر آن است که در غرفهی فروش آثار در جشنوارهی کن هم حضور داشته است و بهگفتهی تولیدکنندگان بسیاری با دیدن پوستر اثر آن را پیشخرید کردهاند. این جمله مصداق همان مثال معروف رنگ کردن است.
این فیلم در همان افتتاحیهی خود همهی آنچه قرار است ببینیم فریاد میزند. گویی کودکی پنج ساله دوربین به دست گرفته و در یک فروشگاه در حال فیلمبرداری از شلنگتختهانداختن تعدادی انسان است. هیچ بازیگری در این فیلم وجود ندارد و کارگردان هر که توانسته در این اثر جای داده است. گویا کارگردان با سابقه فراموش کرده که حتی زامبیها هم تعریف دارند. حال چرا کاراکترهایی که تبدیل به زامبی میشوند باید حتماً سس گوجهفرنگی دور دهاناشان باشد و دندانهای خونآشامی مصنوعی که در هر اسباببازیفروشیای یافت میشود در دهان داشته باشند؟ شاید آقای سو سونگ لی آثار گذشتهی خود را فراموش کرده است. حتی در خوشبینانهترین حالت هم نمیتوان یک فریم از این اثر را به او نسبت داد. این فیلم هیچ نشانی از کارگردان خود ندارد و بیشتر شبیه بازی کودکانهی عدهای در یک مرکز خرید افتتاحنشده است؛ مرکز خریدی که شاید مالکاش آنقدری توانایی داشته که بهجای رپورتاژ آگهی در تلویزیون دست به تولید یک اثر سینمایی زده است تا مخاطب همهی راهروها، طبقات، دفاتر و پارکینگ و آسانسورها را در حین به جان هم افتادن کاراکترها تماشا کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.