پوستر فیلم آلیس، عزیزم (جمله‌ی ندایی که سایمون آلیس را اینگونه خطاب می‌کرد)

درامی ساده در باب زنی که در حصار تحقیر اسیر بود

آلیس، عزیزم (جمله‌ی ندایی که سایمون آلیس را اینگونه خطاب می‌کرد)
Alice, Darling
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده، کانادا
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

زمانی که در باب خشونت خانگی عیله یک زن سخن می‌گوییم، ناخودآگاه به‌سوی همان تعریف سنتی خشونت فیزیکی می‌رویم. اما این همه‌‌ی ابعاد تحقیر یک زن در حصار مردسالاری نیست. برخی روابط به‌گونه‌ای پیش می‌روند که در آن یک کاراکتر در حصار تحقیر و کمال‌گرایی گرفتار می‌آید. یکی از دلایل به‌وجود آمدن این نوع روابط شروع رابطه در زمانی است که فرد تحقیرشده در شکننده‌ترین دوران زندگی خود به فرد مقابل برمی‌خورد و شیفته‌ی علاقه‌ی او به خود می‌شود. زمانی که این علاقه تبدیل به اعتیاد شد، حال فرد شکننده برای دریافت آن همانند روزهای اول باید تلاش بیشتری انجام دهد. درست در این نقطه که فرد در حال تلاش است، طرف مقابل‌اش در این رابطه به‌سادگی می‌تواند او را همچون برده‌ای شبانه‌روزی اسیر تعاریف خود از زندگی کند. خانم «ماری نای» در اولین تجربه‌ی فیلم‌سازی خود پا به همین دنیا گذاشته است.
«آلیس» به‌همراه دو دوست صمیمی خود، «سوفی» و «تس»، در یک میکده مشغول گفت‌و‌گوهای دوستانه است. به‌محض آمدن پیش‌خدمت برای گرفتن سفارش و نگاه مرموز آلیس به او، تس و سوفی به‌شوخی این نگاه‌ها را تفسیر می‌کنند. اما آلیس با لبخندی هیستریک از وجود سایمون می‌گوید. مخاطب در این مکالمه‌ی سه نفره دائم به‌دنبال نقطه‌ای برای شروع روایت است. اما کارگردان روایت را در همان میکده نگاه می‌دارد. آلیس به سرویس بهداشتی می‌رود و عکسی از سینه‌های خود را برای یک مخاطب ارسال می‌کند. حفره‌های روایت گام‌به‌گام در حال شکل‌گرفتن هستند. آیا آلیس یک زن نیمفو است؟ کارگردان پس از خروج آلیس از میکده مخاطب را وارد بازی زیرکانه‌ی آلیس، هوس، و تصورهای جنسی می‌کند. مخاطب تا زمانی که آلیس زیر دوش حمام است دیگر مطمئن شده که روایت در باب همین بازی هوس‌گونه‌ی یک زن است. اما با حضور سایمون و ادامه‌ی روایت هم حفره‌های روایی پر می‌شوند و هم روایت قوام دیگری به خود می‌گیرد.
آلیس در این اثر همچون برده‌ای می‌ماند که در حصار بمباران‌های عاطفی سایمون اسیر شده است. فلش‌بک‌هایی که کارگردان در تصور آلیس گنجانده و در آن‌ها مکالمه‌های او و سایمون را می‌بینیم، دنیای ویران و از هم پاشیده‌ی آلیس را تصویر می‌کنند. آلیس در این روایت حتی تصور درستی از تلاش برای زندگی و لذت بردن از لحظات آن را ندارد. فشاری را که او در لحظه‌به‌لحظه‌ی زندگی خود متحمل است می‌توان با کندن موهای‌اش مشاهده کرد. بازی خوب «آنا کندریک» در نقش آلیس مخاطب را به‌راحتی درون این دنیای قبض‌شده توسط سایمون می‌برد.
این فیلم مخاطب را با دنیایی کمتر پرداخت‌شده رو‌به‌رو می‌کند؛ دنیایی که در آن بی‌آنکه خشونتی فیزیکی ببینیم، لحظه‌به‌لحظه‌اش تحقیر و حبس روانی یک زن است. کارگردان برای رهایی کاراکتر خود از این حصار، سوفی و تس و شخصیت گمشده‌ی دختری را که همه در حال جست‌و‌جوی او هستند به فیلم اضافه کرده است. تقابل‌ و جدل آلیس با تس و سوفی و خیرگی‌های‌اش به اعلامیه‌ی گم‌شدن آن دختر باعث فاصله گرفتن‌ او از دنیای محصور تحت رهبری سایمون می‌شود. یکی از نقاط قوت این اثر درست در همین جاست که کارگردان در آن صرفاً به‌دنبال راه‌حل نیست، بلکه در عوض همه‌ی تلاش خود را می‌کند تا این حصار را تصویر کند. یکی از کارآمدترین درمان‌ها برای چنین مشکلی، شناخت کامل از آن است. زمانی که معضل را به‌خوبی شناختیم، راه‌حل‌ها مقابل ذهن ما صف خواهند کشید.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟