کودکان بهسادگی میخندند
یک سال از ماجراجویی «میکمیک»، خرس بزرگ و دوستداشتنی، و «اسکار»، خرگوش باهوش و مهربان میگذرد. آنها بار دیگر کاملاً اتفاقی با دیدن یک بچهخرس نوزاد وارد ماجراجوییای متفاوت میشوند و تلاش میکنند تا این بچهخرس را با توجه به دشمنانی که او و پدر و مادرش دارند، نزد آنها ببرد. کرکس بدجنس و اتفاقات طبیعی مختلف در سر راه سفر این افراد قرار گرفته است.
چند روز پیش بود که انیمیشن «موریس شگفتانگیز» را مرور کردیم. یکی از مهمترین اتفاقاتی که در این انیمیشن رخ داده بود توازن متناسب اتفاقات در آن بود که هم میتوانست کودک مشتاق ماجراجویی را در مقابل خود بنشاند و هم میتوانست بزرگسالان و پدرومادرهای این کودکان را با شوخیهای ریز همراه خود کند. این اتفاق بسیار کم در سالهای اخیر رخ داده است و معمولاً سازندگان انیمیشنها توانایی درک درست مخاطب خود، به ویژه مخاطب کودک، را ندارند تا به واسطهی این درک روایتی ساده اما پرهیجان را تصویر کنند. انیمیشن «سفر بزرگ ۲» اما این توانایی را از همان ابتدا در خود نشان میدهد. سازندگان این انیمیشن درک درستی از کودکان دارند و میدانند یک کودک کمسنوسال به چه چیزی میخندد و از چه چیزی خوشش میآید. حتی میداند چگونه یک مخاطب بزرگسال را هم با خود همراه کند، اگرچه طبع شوخی موجود در این انیمیشن توانایی رسیدن به شوخیهای هوشمندانهی انیمیشن «موریس شگفتانگیز» را ندارد.
در این انیمیشن از همان ابتدا رابطهی میکمیک و اسکار با توانایی ساخت ماشینها و تجهیزات مختلف.میتواند کودک را بخنداند و توجهاش را جلب کند. کودک با دیدن رابطهی این دو شخصیت و در ادامه رابطهی میان شخصیتهای دیگر بهراحتی میتواند آنها را درک کند و با روایت همراه شود. روایتی که بهسادگی و بدون ایجاد هر گونه اتفاق عجیب با رخدادهای واقعی هم از دوستی و فداکاری حرف میزند و هم تلاش میکند رابطهی بزرگترها را با کودکان تصویر کند. اینکه رفتارهای پدر و مادر و افراد بزرگسال تا چه اندازه میتواند رفتارهای کودکان را تحتتأثیر قرار دهد و آنها را برای داشتن آرامش و بهتر شدن کمک کند. ماجراجوییها و اتفاقاتی که در مسیر داستان این انیمیشن رخ میدهد کاملاً منطق روایی خود را دارد، اما تنها چیزی که باعث میشود این روایت هرگز نتواند خود را به حد متوسط برساند، برشهای ناگهانی داستان است که باعث گیج شدن مخاطب کودکاش میشود. مثلاً زمانی که این گروه در برف گیر میکنند و بالوناشان آسیب میبیند و ناگهان بهمن سقوط میکند، در یک چشم بههمزدن آنها بر روی چیزی شبیه قایق دیده میشوند تا از بهمن فرار کنند. در اینجا کودک درک نمیکند که چطور ممکن است یک وسیله به این دقت و با این سرعت ساخته شود. این برشهای ناگهانی و عدم توجه به جزئیات داستانی و ندادن شرحی کامل دربارهی بعضی اتفاقات باعث شده است بزرگسال به جای داستان مجبور به توضیح شود و روایت مسیر مستقیم خود را از دست بدهد و کمی گیجکننده شود. با این حال روند سادهی روایت و شخصیتهای دوستداشتنی آن که همگی دارای نکات مثبت و صداقت رفتاری هستند که باعث میشوند کودک بتواند تا پایان در مقابل آن بنشیند. تلاش این انیمیشن برای درک کودک ستودنی است و تا آنجا که برایاش امکان داشته توانسته است مخاطب خود را بشناسد و بر اساس آن داستانی ساده را بازگو کند، اما سازندگان آن باید به درک درستی از انیمیشنسازی و مسیر روایت هم برسند، تا بتوانند انیمیشنی جذاب و معقولتر را بسازند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.