پوستر فیلم برادر و خواهر

آقای دپلشن این دنیا بزرگ‌تر از شماست

برادر و خواهر
Brother and Sister
محصول ۲۰۲۲ – فرانسه
ژانر درام
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

زمانی که در مرور فیلم «اغوا» از ناتوانی دپلشن برای تصویر کردن اثری سینمایی می‌نوشتیم، او در حال آماده شدن برای روی پرده بردن اثر بعدی خود بود. دپلشن در فیلم جدید نیز همانند «اغوا» سعی دارد روایتی بریده‌بریده از زندگی کاراکترهای خود ارائه دهد.
دپلشن از سال ۱۹۹۲ دائم در حال رقابت در بخش رقابتی جشنواره‌ی کن است. گویی دیگر برای او تبدیل به اعتیاد شده که نام‌اش هر ساله در فهرست بخش رقابتی قرار بگیرد. شاید به‌همین دلیل است که دائم در هر حال عوض کردن دنیای آثار خود است، بلکه یکی از آن‌ها به چشم داوران جشنواره بیاید و بالاخره او هم روی سن کن حاضر شود. دپلشن در فیلم «برادر و خواهر» باز هم همچون اثر قبلی خود عمل می‌کند. او از همان ابتدا روایت را بریده‌بریده به خورد مخاطب می‌دهد؛ افتتاحیه‌ای ناملموس که قرار است «لویی» و «آلیس» را رو‌به‌روی هم قرار دهد. پس از آن صحنه‌ی تصادف پدر و مادر این دو که قرار است آن‌ها را دوباره در شهر لیون مقابل هم قرار دهد. پس از این دو سکانس نیمه‌کاره، وارد روایت اصلی می‌شویم.
دپلشن قرار است تنفر ۲۰ ساله‌ی یک خواهر نسبت به برادر را تصویر کند. اینکه در ذهن آقای دپلشن چه گذشته که احساس می‌کند مخاطب قرار است دنیایی را که او می‌سازد بپذیرد، هنوز هم در ذهن من بی‌پاسخ است. بسیاری از کارگردان‌ها با اینکه آثار بزرگانی چون برسون، لینچ، ژاک ریوت یا حتی اریک رومر را مشاهده کرده‌اند و باز هم زبان نشانه‌ها را در سینما نمی‌دانند. بدون شک دوپلشن در دو اثر اخیر خود نشان داده که یکی از همین کارگردان‌هاست. او احساس کرده چند خط شعر روی زبان لویی و تکه‌هایی از تئاتر برادران کارامازوف با بازی آلیس می‌تواند تبدیل به سرنخی در بازی تنفر این خواهر و برادر شود. اما او حتی به‌اندازه‌ی یک صحنه هم نمی‌تواند چنین فضایی را ایجاد کند.
دپلشن در پرده‌ی دوم خود سعی دارد مخاطب را وارد فضایی اودیپی کند. او با دیالوگی که در یک کنیسه‌ی یهودی بین لویی و دوست روانشناس‌اش ایجاد می‌شود و دیالوگ بین آلیس و لویی روی تختخواب خانه‌ی پدری سعی در رمزگشایی این تنفر دارد. اما این کارگردان جاه‌طلب موفق نیست. او در جایی دست‌به‌دامان رئالیسم جادویی ایناریتو می‌شود و در جایی دیگر سعی دارد با ایجاد تعلیق در ذهن مخاطب اثرش را دچار افه‌های سینمایی کند. اما باز هم در این کار ناقص است. شخصیت‌پردازی‌ها و میزانسن فیلم شاید ما را بیشتر به دنیای تله‌تئاتر‌های ضعیف تلویزیونی می‌برند. بازی بازیگران فیلم هم چیزی جز ادای چند تیپ تکراری در آثار ملودرام نیست. به‌طور مثال گلشیفته فراهانی گویی در همان تک‌صحنه‌هایی که حضور دارد از فیلم جداست و سعی دارد به هر نحوی که شده بازی خود را پررنگ نشان دهد. این تلاش بیهوده‌ی بازیگر برای جدایی از متن فیلم نشان از بازیگردانی ضعیف کارگردان دارد. بازیگر نقش اصلی فیلم یعنی خانم ماریون کوتیار نیز حتی به درکی درست از کاراکتر آلیس نرسیده است. دپلشن بازیگردانی خوبی در این اثر ندارد و به‌همین سبب همه‌ی کاراکترهای او تبدیل به تیپ‌های ناقصی در کالبد بازیگران می‌شوند. باید دید آیا دپلشن همچنان برای ماندن در این دنیای نیمه‌کاره اصرار می‌ورزد یا به‌سراغ درام‌های ساده‌ای چون «روزهای طلایی من» خواهد رفت.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟