پوستر فیلم پر جوش و خروش

کارگردان در فیلم اول خود بوی خون را خوب می‌شناخت

پر جوش و خروش
Hot Blooded
محصول ۲۰۲۲ – کره‌ی جنوبی
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

روایت‌های جنایی-گنگستری داستان‌هایی مملو از هرج‌و‌مرج، خون، عشق، خیانت و درگیری‌های متعدد هستند. کارگردان‌هایی که در این حوزه کار می‌کنند باید تسلط خوبی روی درون‌مایه داشته باشند تا بتوانند مخاطب را همراه خود نگاه دارند. مخاطبان این ژانر سینمایی معمولاً سخت‌گیرتر از مخاطبان ژانرهای دلهره و اکشن هستند و اتفاقاً منطق روایی برای آن‌ها در اولویت قرار دارد. از سوی دیگر این آثار مملو از کاراکتر و رخداد هستند و داشتن منطق روایی جزء لاینفک آن‌ها محسوب می‌شود.
این روایت حول کاراکتری با نام «پارک هی-سو» تصویر می‌شود. آقای «چون میونگ-کوآن» در اولین اثر بلند سینمایی خود سعی دارد از کادرهای استاندارد سینمای جنایی کره‌ی جنوبی خارج نشود. این را باید به‌حساب محتاط بودن او در اولین اثر سینمایی‌اش گذاشت. قرار گرفتن در چارچوب استانداردهای یک ژانر، آن هم در سینمای پیشرویی چون کره‌ی جنوبی، مزیت به‌حساب می‌آید و مخاطب حداقل می‌داند که با شخصیت‌پردازی خوب انبوه کاراکترها و منطق روایی مناسب رو‌به‌روست. او روایت را با پاره‌ای از پرده‌ی سوم آغاز می‌کند. حسن چنین افتتاحیه‌هایی در این است که بسیاری از کاراکترهای تأثیرگذار را به‌صورت گذرا مشاهده می‌کنیم. پس از این افتتاحیه مخاطب به حاشیه‌ی بوسان پرتاب می‌شود. اینجاست که هویت واقعی هی-سو در میان مشتی گنگستر خرده‌پا مشخص می‌شود. هی-سو معشوقه‌ای دارد و در این‌سو و آن‌سو مشغول گذران زندگی گنگستری خود است. این منطقه‌ی حاشیه‌ای مورد توجه سران مافیایی بوسان قرار گرفته است و همین توجه باعث رشد یک‌باره‌ی هی-سو و گروه‌اش می‌شود.
روایت در پرده‌ی اول ضربآهنگ بسیار بالایی دارد. یکی از دلایل آن دنیای شلوغ و از هم گسیخته‌ی پیرامون هی-سو است. کارگردان بایستی این هیاهو را ایجاد کند تا مخاطب درگیر هرج‌و‌مرج داستان شود. باید گفت که این بی‌نظمی و هیاهو به‌خوبی تصویر شده است و روایت را وارد پرده‌ی دوم می‌کند. اما در پرده‌ی دوم از ضربآهنگ کمی کاسته شده و روابط شخصی و خصوصی هی-سو پررنگ‌تر می‌شوند. در این پرده با کاراکتری مواجه هستیم که در حال تبدیل شدن به فردی زیرک است و از یک صرفاً یکه‌بزن وارد کارزار گنگسترهای بزرگ می‌شود. کارگردان گویی سعی دارد زندگی هی-سو را در پرده‌ی دوم تبدیل به گذر از هفت خوان کند و در این راه نیز موفق است. ورود کاراکترهای جدید و حفره‌های روایی باعث ایجاد نوعی ابهام در ذهن مخاطب خواهد شد. مخاطب این ژانر نیز منتظر شکوفایی همین لحظات است. او دوست دارد کاراکتر اصلی در میان انبوهی از ناممکن‌ها گرفتار شود و با همان هوش کلیشه‌ای این نوع روایت‌ها به‌یک‌باره خود را رها کند. اما در سینمای جنایی-گنگستری کره‌ی جنوبی، حتی اگر کاراکتر باهوش هم باشد باز باید تاوان سنگینی بپردازد. هی-سو نیز اسیر این مکافات می‌شود و پس از تحمل این رنج است که تبدیل به کاراکتر پرده‌ی سوم خواهد شد.
این را هم به یاد داشته باشید که این فیلم یک نئو-نوآر با ضربآهنگ بالاست و هی-سو به‌راحتی در زیر تعریف کاراکتر تنها و سرگردان این آثار می‌تواند قرار بگیرد. هی-سو در بخشی از این داستان اسیر دام‌هایی می‌شود که برای او پهن شده و در سویی دیگر برخلاف کاراکترهای اصلی آثار کلاسیک نوآر می‌تواند هویت از دست رفته را بازیابد. هی-سو مانند هر کاراکتری در آثار نوآر تاوان می‌دهد و مخاطب این را در قاب تصویر به‌خوبی مشاهده می‌کند.
فیلم اول آقای چون به‌خوبی توانسته استانداردهای یک اثر جنایی-گنگستری را در بطن سینمای کره‌ی جنوبی رعایت کند. روایت او هم جذاب است و هم پیچیده و مخاطب این ژانر چیزی جز همین جذابیت و پیچیدگی را نمی‌خواهد. حال باید دید این رمان‌نویس کره‌ای قصد دارد در ادامه‌ی مسیر سینمایی خود در همین ژانر فعالیت کند یا نگاهی به ژانرهای دیگر نیز خواهد داشت.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟