پوستر فیلم بدذات بازمی‌گردد

تعریف ساده‌ی روان‌آزاری

بدذات بازمی‌گردد
The Bad Seed Returns
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

آنچه در فیلم «بچه‌یتیم» زیاد به‌چشم می‌آمد تمرکز کارگردان در به‌پا کردن بی‌نظمی حاصل از اعمال کاراکتر دختری بود که آن همه راز را در خود پنهان کرده بود. فیلم مخاطب را در مرزی بین هیجان و دلهره نگاه می‌داشت. کارگردان سعی داشت همه‌چیز را در آن دخترک کوتاه‌قدر خلاصه کند و به‌همین سبب شرایط و رخدادها تابع اعمال او بودند. در سال ۲۰۱۸، آقای «راب لو» روایتی با نام «بدذات» را روی پرده برد. هدف او خلق کاراکتری با نام «اما» بود که اختلال روان‌آزاری یا سایکوپاتی را در خود دارد. همه‌ی رخدادهای آن فیلم حول همین اختلال شخصیتی «اما» به‌وقوع می‌پیوست. در نتیجه مخاطب به‌راحتی می‌توانست تحریک این اختلال در شخصیت «اما» را همچون یک شرکت‌کننده در یک جلسه‌ی روان‌درمانی به‌خوبی مشاهده کند. حال خانم «لوئیز آرشامبو» ادامه‌ای بر این روایت تصویر کرده است.
«اما» پس از قتل پدر و تمام اتفاقاتی که پیرامون‌اش رخ داد، حال در خانه‌ی خاله‌اش، «آنجلا»، به‌همراه شوهرخاله و نوازدی کوچک زندگی می‌کند. او در این شهر نیز مانند دیگر نوجوان‌ها به مدرسه می‌رود و همچون فردی عادی زندگی می‌کند. کارگردان افتتاحیه را با سکانسی انتزاعی تصویر می‌کند تا مخاطب فیلم قبلی به‌یک‌باره «اما» و اتفاقات فیلم اول را در ذهن مرور کند و مخاطب جدید فیلم با سکانسی رازآلود مواجه شود و منتظر آن‌چه در سکانس‌های بعدی رخ می‌دهد باشد.
در فیلم دوم هم «اما» نیاز به یک محرک دارد. کارگردان نیز این محرک‌ها را از ضعیف تا قوی در کنار او قرار می‌دهد؛ «نوزاد» کوچک، شوهرخاله و در نهایت دختر رقیب در مدرسه. کارگردان در پرده‌ی اول «اما» را همچون دختری جنگجو و به‌دنبال رقابت تصویر می‌کند. خانم «آرشامبو» همه‌ی این تحریک‌پذیری را در پرده‌ی دوم قرار داده و سعی دارد همچون فیلم اول گام‌به‌گام اما را برانگیخته کند. تفاوت این فیلم «بچه‌یتیم» درست در همین‌جاست. در «بدذات» با اثری مواجه هستیم که که صرفاً یک بیمار را در خود دارد. کارگردان سعی دارد تا جایی که می‌تواند همه‌ی جنبه‌های این اختلال را به مخاطب نشان دهد. اما در «بدذات» با ضربآهنگی بالا مواجه هستیم که روایت جذاب بیش از پرداخت کارگردان به یک روان‌پریش خود را جلوه می‌کند. در هر دو فیلم بازی خوب دو بازیگر جوان باعث ماندگاری این دو کاراکتر در ذهن می‌شود. موهای خرگوشی «ایزابل فورمن» در «یتیم» و هودی تیره‌ی «مک‌کنا گریس» در «بدذات» اولین ویژگی‌های ظاهری کاراکترهایی هستند که این دو بازی می‌کنند. هر دو بازیگر با استعدادی که در نقش‌آفرینی این دو کاراکتر داشته‌اند نشان می‌دهند که در آینده بسیار از آن‌ها خواهیم شنید.
فیلم «بدذات» بیش از اینکه هیجان‌انگیز و رازآلود باشد، یک اثر روان‌شناسانه است که فقط روی یک اختلال تمرکز دارد. هر دو کارگردان سعی کرده‌اند در این خط سیر با یکدیگر هم‌راستا باشند. به همین سبب است که مخاطب علاقه‌مند به این نوع روایت‌ها به‌راحتی می‌تواند با هر دو اثر رابطه برقرار کند. به مخاطبی که هنوز اثر اول را تماشا نکرده پیشنهاد می‌شود پای آن اثر بنشیند و با درکی درست از «اما» و دنیای پیرامون‌اش اثر دوم را تماشا کند. حال باید دید کارگردان دیگری کاراکتر «اما» را در یک سه‌گانه قرار خواهد داد یا این روایت در همین جا پایان یافته است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟