پوستر فیلم اوردوز

کارگردان پلیس

اوردوز
Overdose
محصول ۲۰۲۲ – فرانسه
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

«اولیویر مارشال» همان‌قدر که برای مخاطب فرانسوی نام‌آشناست، به‌همان نسبت برای مخاطب غیرفرانسوی نامی چندان آشنا نیست. اما یک اثر او در سال ۲۰۰۴ برای علاقه‌مندان به آثار جنایی-پلیسی بسیار معروف است. فیلم «حوزه‌ی پلیس ۳۶» آن‌قدر خوب بود که در سینمای پلیسی فرانسه با آن حجم زیاد از آثار درخشان در دهه‌های گذشته، توانست جایگاهی مستحکم برای خود دست‌و‌پا کند. مارشال این نگاه را مدیون تجربه‌ی خود به‌عنوان یک افسر پلیس است. حال و در سال ۲۰۲۲، او بار دیگر با معمایی پلیسی به سینما بازگشته است.
این فیلم سه‌پاره است. از یک سو «سارا» به‌عنوان یک مأمور مبارزه با مواد مخدر درگیر به‌دام انداختن یک کارتل بزرگ اروپایی است. از آن سو «ریچارد» که کاراگاه ویژه‌ی قتل است در صدد پیدا کردن قاتلانی مرموز است که جنازه‌ای را به درون رودخانه‌ی سن انداخته‌اند. اما روایتی که باعث مواجهه‌ی این دو کاراکتر با یکدیگر می‌شود از درون همین کارتل می‌آید. یک مأمور مخفی پلیس از سوی سارا در این کارتل نقش راهنما و محافظ محموله‌ی جدید را دارد که از اسپانیا راهی فرانسه شده است. زیبایی کار مارشال درست در همین جاست که توانسته این تقاطع روایی را به‌خوبی تصویر کند. او در روایت‌اش هم زندگی خصوصی سارا و ریچارد را درگیر ماجرا می‌کند و هم انفعالی که آن‌ها در برابر آن کارتل مواد مخدر دچارش می‌شوند به‌خوبی عیان است. به‌ بیان ساده‌تر باید این‌گونه گفت که مارشال اصلاً سعی در قهرمان‌سازی ندارد. او روایت می‌کند و رخدادها را به‌تصویر می‌کشد و همین دوری از قهرمان‌سازی و خلق صحنه‌های تعقیب‌و‌گریز خیابانی و زدوخوردهاست که روایت او را بیش از هر زمان دیگری دچار منطق روایی یک درام سالم و استاندارد می‌کند.
کارگردانی مانند مارشال خوب می‌داند که چگونه یک روایت پلیسی-جنایی را به‌گونه‌ای دراماتیزه کند که مخاطب در بطن ماجرا قرار گیرد. به‌نوعی می‌توان این‌چنین گفت که مارشال حتی توانایی ساخت آثاری در سینمای تجربی را نیز دارد. او هم فرم را می‌داند و هم محتوای آثارش را به‌گونه‌ای زندگی کرده است. مارشال در این اثر تا جایی که می‌تواند از کم‌ترین حد جلوه‌های ویژه‌ی تصویری استفاده می‌کند و بالاتر از سارا و ریچارد، همچون کاراگاهی نظاره‌گر، روایت را دچار منطق می‌کند. به‌همین سبب مخاطب از ابتدا تا انتهای ماجرا گویی در معرض یک عملیات واقعی از سوی نیروهای پلیس است.
حال سوالی که پیش می‌آید این است که استفاده نکردن از جادوی سینما برای تزریق هیجان بیشتر به یک اثر تجاری و میانه باعث سرخوردگی مخاطب ژانری سینما نمی‌شود؟ باید گفت که این مخاطب ژانری که معمولاً به ژانری خاص تعلق دارد، گاهی نیاز به تماشای تصاویری بدون روتوش‌های بیش‌ازحد جادویی دارد و باید در معرض چنین آثاری قرار بگیرد. در نتیجه اثر آقای مارشال برای این دسته از مخاطبان نیز جذابیت داستانی دارد. فیلم‌هایی همچون «اوردوز» در سینمای میانه و تجاری می‌توانند آثاری استاندارد لقب بگیرند. این آثار نه شاهکارهای سینمایی هستند و نه آثاری دم دستی، بلکه خط معیاری برای مخاطب عام سینما به‌شمار می‌روند که بر اساس آن‌ها بتواند بالا و پائین یک ژانر سینمایی را به‌خوبی درک کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟