در دنیای درامهای هیجانانگیز تنها رکن مهم نقاط عطفی است که کارگردان باید با هوشمندی درون خط اصلی روایت قرار دهد تا مخاطب لحظهبهلحظه با هیجان فیلم زندگی کند. این نقاط عطف همچون مینهای کنار جاده هستند که درام لحظهلحظه از روی آنها رد میشود و هر انفجار باعث بالا رفتن ضربآهنگ فیلم و در نتیجه ضربان قلب مخاطب میشود. فیلم جدید آقای «این-هو هوانگ» در همین مسیر گام برمیدارد.
کارگردان افتتاحیه را به حادثهای در گذشته میبرد. گروهی از خدمهی یک زیردریایی کرهای در آبهای آزاد اسیر تعقیبوگریز با یک اژدر میشوند. در نتیجه زیردریایی به گل مینشیند و خدمه ۱۵ روز برای نجات از زیر آب و تمام شدن اکسیژن فرصت دارند. افتتاحیه کاملاً سربسته به این موضوع اشاره دارد و کارگردان در این چند صحنه کاراکترهای اصلی روایت خود را به مخاطب معرفی میکند. اما همهچیز با شروع سکانس بعدی و گذشت چند سال از آن حادثه آغاز میشود. نیمی از خدمهی زیردریایی جان خود را از دست دادهاند و حال بازماندگان با سنگینی این داغ مشغول ادامهی زندگی خود هستند. کارگردان کرهای سعی دارد در درام خود بازیهای سیاسی را که بسیار دستآویز آثار گذشتهی این ژانر بودهاند وارد روایت کند. همهی موضوع به این بازمیگردد که آن اژدر به اشتباه از سوی نیروهای کرهی جنوبی شلیک شده و حال همهچیز قرار است با انتقام یکی از بازماندگان حادثه زیر و رو شود.
روایت آقای هوانگ شلوغ است. او از یک سو کاراکتری را شخصیتپردازی کرده که جز انتقام به چیز دیگری فکر نمیکند. از سویی دیگر کاپیتان خدمهی زیردریایی وجود دارد که باید تاوان بالادستیها را با به خطر افتادن جان خانوادهی خود بدهد. زیرکی آقای هوانگ در این اثر وارد کردن شخصیتی ثالث است که بهعنوان خبرنگار بار کمدی اثر را بهدوش میکشد. انتخاب خوب بازیگران این سه رأس باعث شده مخاطب سینمای سرگرمی با اثری روبهرو شود که هم او را به هیجان وا میدارد و هم در بخشی از پردهی اول و دوم او را به خنده میاندازد. بازی خوب «جونگ سانگ-هون» در نقش خبرنگار یکی از عوامل اصلی راحتالحلقومی این روایت هیجانانگیز است.
هوانگ در این اثر سعی کرده تلفیقی از نگاه خود در دو اثر قبلیاش را بهتصویر بکشد. او بار کمدی را از اثر اول و بار هیجان را از اثر دوم قرض گرفته و توانسته در یک تعقیب و گریز روایتی جدید را به مخاطب سینمای سرگرمی ارائه دهد. روایت هوانگ تلفیقی از بازی با ثانیهها و سکوت است. او در پردهی دوم ضربآهنگ اثر را پائین نمیآورد و سعی دارد تا انتهای روز مخاطب را همچنان در این هیجان بالا نگاه دارد. اثر جدید این کارگردان کرهای مخصوص سینمای سرگرمی است و کارگردان نه در آن غلوی دارد و نه تزریق اضافی دیالوگها و صحنههای ناهمگون به پیرنگ اصلی باعث از بین رفتن جوهرهی اثر میشود. مخاطب سینمای هیجانانگیز از آثار میانهی این ژانر همین انتظار را دارد و فیلم آقای هوانگ با تغییر دسیبلها و فرکانسهای صوتی این خواسته را برآورده میکند. سینمای هیجانانگیز تفاوتی اساسی با دنیای اکشن دارد. در این سینما کمتر قابی را میبینیم که دو کاراکتر اصلی در یک قاب درگیر شوند و در عوض خلأ میان آنها را همین تعقیبوگریز و بازیهای زمانی پر میکند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.