پوستر فیلم افسانه‌های شهری

تلاش برای جمع بستن چهره‌های کی‌پاپ در یک آنتولوژی دلهره

افسانه‌های شهری
Urban Myths
محصول ۲۰۲۲ – کره‌ی جنوبی
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

رابطه‌ی انسان و ترس ماشه‌ی خلق آثار دلهره در تاریخ سینماست. نگاهی گذرا به آثار خلق‌شده‌ی ژانر دلهره در تاریخ سینما نشان می‌دهد که ترس درون‌مایه‌ای است که همه‌ی فیلم‌سازان این ژانر سعی دارند آن را در برابر مخاطب قرار دهند. برخی از این فیلم‌سازان از بعد روان‌شناختی به ترس می‌نگرند و برخی دیگر صرفاً ترس را بازنمایی می‌کنند. آثار آنتالوژی و اپیزودیک نیز در این میان بیشتر محبوبیت خود را از نگاه فشرده و کوتاه به انواع ترس دارند. «هونگ وون-کی» در اولین تجربه‌ی فیلم‌سازی خود ریخت‌و‌پاش بسیار زیادی کرده است. این ریخت‌وپاش به‌لحاظ تصویری نیست. او در اقدامی جالب کاراکترهای اصلی هر کدام از ایپزودها را از میان چهره‌های محبوب کی‌پاپ انتخاب کرده است و همین امر باعث شده پوستر فیلم دلهره‌ی او بیش از هر فیلم دیگری در این ژانر مشتاق داشته باشد.
کارگردان فیلم‌اولی سعی دارد تا جایی که می‌تواند داستان‌ها را کوتاه ارائه دهد. در تمام این ۱۰ اپیزود شاهد هستیم که هر کدام از کاراکترها چگونه با مکافات اعمال گذشته، ساده‌لوحی حاصل از اعتماد، جاه‌طلبی و در نهایت مواجهه با برخی افسانه‌های قدیمی درون ترس غرق می‌شوند. به‌لحاظ ساختار دلهره باید گفت که این اثر به‌خوبی توانسته ترس و تعلیق را در کمترین زمان ممکن به مخاطب انتقال دهد. به‌طور مثال داستان «زن قرمزپوش» را به‌یاد بیاورید. کارگردان در این اپیزود نشان می‌دهد که چه تسلطی روی کاراکترهای زن آثار دلهره در گذشته دارد. او به‌خوبی خود را در آثار دیگر نیز به‌ رخ می‌کشد. در اپیزود «کرم‌های دندان»‌
حتی باعث می‌شود مخاطب در لحظاتی دست‌ها را مقابل چشمان خود بگیرد. برای کارگردانی که فیلم اول خود را می‌سازد برانگیختن چنین حسی در مخاطب ژانر دلهره، با پیشینه‌ی تماشای آثار متعدد در ذهن، موفقیت بزرگی به‌حساب می‌آید.
اما مشکل زمانی خود را نشان می‌دهد که این آثار به‌لحاظ روایتی با یکدیگر هم‌خوانی فرمی ندارند. مخاطب در میانه‌ی اثر و در برخی اپیزودها گویی منتظر تمام شدن آن‌ها و ورود به اپیزود بعدی است. این مشکل را باید در جایی جست‌و‌جو کرد که کارگردان سعی دارد از تمامی سلبریتی‌های کی‌پاپ در هر ایپزود به‌عنوان یک کاراکتر اصلی استفاده کند. پاسخ ساده به این مشکل می‌تواند کم کردن تعداد ایپزودها و استفاده‌ی بیشتر از روایت‌هایی باشد که مخاطب را در تماس مستقیم با یک اثر دلهره قرار می‌دهد. اما کارگردان در عوض زمان روایت‌ها را کوتاه می‌کند و روایت‌های دیگری را به آن‌ها اضافه می‌کند. به‌طور مثال اپیزود «کمد» در بین این روایت‌ها شاید ضعیف‌ترین ایپزود باشد و حتی در حد آثار کوتاه دلهره‌ی یوتوبی هم نیست. این عدم توازن بین اپیزودها باعث می‌شود مخاطب در میانه‌‌ی اثر از آن دلزده شود. سلبریتی‌های کی‌پاپ در آثار دیگری از سینمای تجاری کره نیز حضور داشته‌اند. تا قبل از این شاید حضورشان بیشتر در سریال‌های ملودرام آبکی پررنگ بود. اما حال می‌بینیم با جسارت پا به سینما گذاشته‌اند. در این شکی نیست که شاید برخی از این افراد استعداد بازیگری داشته باشند و بتوانند در یک اثر خوش بدرخشند. اما آنچه تاکنون مشاهده کرده‌ایم حکمرانی آن‌ها روی کل روایت برای پررنگ‌شدن چهره‌ی خودشان بوده و در این میان برخی کارگردان‌های تازه‌کار همچون کارگردان این فیلم احساس کرده‌اند می‌توانند از این آب گل‌آلود ماهی بگیرند. حال باید دید کارگردان نوپایی که در فیلم اول خود نشانه‌هایی از امیدواری را نشان داده، چگونه می‌تواند مسیرش را در این دنیای رقابتی ادامه دهد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟