گاهی پر تیراژ بودن یک انیمه نشاندهندهی بهتر بودن آن نیست
«فوتارو» که حالا بالغ شده، قرار است با یکی از پنجقلوهای یکسانی ازدواج کند که سالها پیش در دبیرستان با آنها ملاقات کرده بود. او که در ابتدا عاشق هر پنج خواهر شده بود، درنهایت تصمیم میگیرد با یکی از آنها ازدواج کند.
سالها بود که هالیوود در نشان دادن عشقهای سطحی حرف اول را در سینما میزد. حتی انیمیشنهای بسیاری نیز از این عشقهای سرسری حرف زدهاند، عشقهایی که هرگز عمیق نمیشدند و بچهبازیهایی بودند که معنا و مفهومی نداشتند. حال بعد از سالهای طولانی هالیوود تلاش میکند با معنا دادن به شخصیتهای فردی عشق به خود را بر عشق به دیگری ارجعیت دهد و نشان دهد که آدمهایی که به خود عشق میورزند و سعی میکنند افرادی بهتر باشند، عاشقهایی بهتر هم هستند. در دیگر سوی اما این طور دیده میشود که ژاپن در حال انجام این پروسه به صورت عکس است. انیمههای ژاپنی در گذشته به جای نشان دادن این عشقهای سطحی تلاش میکردند با عمق بخشیدن به شخصیتهای داستانهای خود عشق آنها را هم عمیقتر کنند. انیمههای میازاکی یا بسیاری دیگر از سازندگان قدیمی انیمههای ناب با تصویر کردن چهرهای پرمعنا از شخصیتهای خود و نشان دادن دنیاهایی کاملاً خلاقانه و خاص توانسته بودند به زندگی و عشق معنایی والا دهند. روایتهایی که با تصاویری دستی و زیبا میتوانستند به راحتی مخاطبان بسیاری را به خود جلب کنند. امروزه اما کمپانیهای انیمهسازی در تلاشی بیهوده برای گرفتن بازار انیمه و انیمیشن سعی دارند با ساخت انیمههایی پر زرقوبرق خود را نشان دهند. اتفاقی که اتفاقاً توسط مخاطب عام سینما با استقبال روبهرو شده است. مانگای «پنجقلوهای باکلاس» از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۰ یکی از پرفروشترین مانگاهایی بوده که منتشر شده و سپس تبدیل به یک سریال تلویزیونی شده است. مانگایی که در سال ۲۰۲۲ با یک انیمهی بلند داستانی سعی کرده است مخاطبان بیشتری را هم به سمت خود بکشاند.
این انیمه را میتوان دلیلی بسیار محکم برای آن دانست که پرفروش و پرطرفدار بودن یک انیمه هرگز نمیتواند دلیل خوبی برای بهتر بودن آن باشد. در این انیمه ما با یک پسر و پنج دختر روبهرو هستیم که قرار است اتفاقات آنقدر میان آنها رخ دهد و رفتارها کشوقوس پیدا کند که پسر پرطرفدار داستان یک دختر را برای زندگی و عشق برگزیند. در این انیمه پسر جوان به عنوان مرکز داستان هرگز به خوبی پرداخت نمیشود و مدام روایت با نشان دادن دخترانی که کاملاً ناگهانی عاشق این پسر شدهاند سعی دارد به این شخصیت معنا دهد. در واقع این انیمه هرگز به صورت معنادار دلیل عشق دختران را نسبت به پسر جوان تصویر نکرده است و فقط با نشان دادن فلشبکهایی دلیل عشق پسر نسبت به این دختران را توضیح میدهد. دلایلی که البته چندان هم پرداختی ندارند و تنها با دیالوگهایی بسیار و مکالماتی طولانی بدون اینکه اتفاقی خاص رخ دهد، پیش میروند. این اتفاق تا آنجا ادامه مییابد که مخاطب از بمباران این همه کلمه آنقدر خسته شده است که دیگر انگیزهای برای دانستن پایان داستان هم ندارد. حجم دیالوگهایی که در این انیمه بیان میشود آنقدر زیاد است که مخاطب غیرژاپنیزبان حتی از زیرنویس آن جا میماند و نمیتواند بر تصاویر هم تمرکز چندانی داشته باشد. اگرچه تصاویر هم کاملاً عادی و معمولی هستند و نیازی به دقت ندارند. درواقع تلاش کارگردان و نویسندهی این فیلم برای بیان حتی احساسات شخصیتهای خود در دیالوگها باعث شده است ملال مخاطب بیش از اندازه شده و تحمل شنیدن این همه مکالمه را نداشته باشد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.