پوستر فیلم میا و من – قهرمان سنتوپیا

دنیای تک‌‌رنگ بی‌روح

میا و من – قهرمان سنتوپیا
Mia and Me - The Hero of Centopia
محصول ۲۰۲۲ – آلمان، اتریش، بلژیک
امتیاز ۱
نویسنده سارا

«میا» که به تازگی پدر و مادر خود را از دست داده است، با دلی پر از غم و غصه با پدربزرگ خود زندگی می‌کند. پدربزرگ هم که خود در غم از دست دادن عزیزان‌اش است، تلاش می‌کند در این فقدان با نوه‌اش همراه شود. میا در این میان با یافتن یک کتاب جادویی که در واقع پدرش آن را نوشته می‌تواند وارد دنیایی افسانه‌ای با نام «سنتوپیا» شود و کمی خود را به مادر و پدرش نزدیک ببیند. او در آنجا با موجوداتی اساطیری روبه‌رو می‌شود و باید دنیای آنها را از خطری که تهدیدشان می‌کند، نجات دهد.
«میا و من» سریالی آلمانی است که سال ۲۰۱۱ اولین قسمت آن پخش شد. در سال ۲۰۱۴ در ایالات متحده این انیمیشن کودکانه با بخش‌هایی لایواکشن ترکیب شد و توانست طیف بیشتری از مخاطبان کودک را متوجه خود کند. در سال ۲۰۲۲ اولین انیمیشن، لایواکشن بلند آن نیز ساخته شد. انیمیشنی که علاقه‌مندان سریال آن را بیش از دیگران راضی می‌کند. در واقع این انیمیشن اگرچه سعی کرده است روایت خود را به گونه‌ای آغاز کند که برای همه‌ی کودکان مناسب باشد، اما ورود میا به دنیای سنتوپیا مخاطب را در ابتدا کمی گیج می‌کند. شرح دنیای سنتوپیا و قوانین و اتفاقات درون آن به خوبی صورت نگرفته است و این عدم آگاهی از دنیای داستان باعث می‌شود مخاطب هم نتواند به خوبی با آن ارتباط برقرار کند. تغییر میا از موجودی زنده به شخصیتی انیمیشنی که دارای نیروی تغییر شکل به یک تک‌شاخ است، در کنار دیگر موجودات اساطیری بدون داشتن تعریفی درست معنای خاصی را برای روایت ایجاد نمی‌کند. مابقی داستان هم حرف جدیدی برای گفتن ندارد. میا به عنوان قهرمان داستان باید تلاش کند دشمن این دنیا را که وزغی بزرگ است شکست دهد. ماجراجویی‌های خاصی که بتواند مخاطب کودک را به وجد آورد و او را دچار هیجان کند نیز در داستان رخ نمی‌دهد. همه‌چیز در مسیری ساده و بدون چالش طی می‌شود و پایان خوشی را رقم می‌زند.
این انیمیشن فرم تصویری مستقلی ندارد. با دیدن تک‌تک قاب‌ها به‌یاد آثاری چون فرنچایز «باربی» می‌افتیم که غالب بودن رنگ صورتی باعث از بین رفتن جذابیت داستانی و قرار گرفتن تصویر در زمره‌ی آثاری که سازندگان آنها دوست دارند شخصیت‌ها روی کوله‌های کودکان نقش ببندند، می‌شود. اما این انیمیشن حتی توانایی رقابت با همنوعان خود در ماندگاری را ندارد. همچنین رنگ صورتی به عنوان رنگی که دختران آن را بیشتر دوست می‌دارند باعث می‌شود میل و رغبت کمی برای پسران بابت دیدن این انیمیشن ایجاد شود. اینکه چرا باید رنگ صورتی باعث جذابیت یا عدم جذابیت جنسیتی، آن هم در رده‌ی سنی کودکان، شود نکته‌ای‌ست که باعث می‌شود بسیاری از سازندگان انیمیشن‌ها از این نگاه تک‌رنگی دوری کنند. به همین سبب است که بسیاری از انیمیشن‌های پرطرفدار و دارای مخاطب گسترده پالت‌های رنگی متنوعی دارند که کودک را وارد دنیایی رؤیایی می‌کنند. باید گفت که دیگر دوره‌ میا و فضاسازی‌هایی از این دست به‌سر آمده و کودکان هزاره‌ی سومی مانند بسیاری دیگر از مخاطبان عام سینما به‌دنبال قصه هستند. در نتیجه باید گفت اروپا اگر می‌خواهد در دنیای انیمیشن به‌دنبال رقابت با ژاپن و ایالات متحده باشد، بایستی به‌لحاظ فرمی نیز خود را ارتقا دهد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟