«المر» پسربچهای کوچک است که با مادرش زندگی میکند. او به مادر در کارهای خانه و مغازه کمک میکند و از آنچه دارد خوشحال و راضی است. اما این خوشحالی زمان زیادی دوام نمیآورد و او و مادرش مجبور میشوند شهر خود را به مقصد شهری بزرگتر ترک کنند. این مهاجرت ناخواسته با نداشتن مایحتاج و پول کافی از آنچه که فکر میکردند، سختتر است و روزی میرسد که دیگر المر نمیتواند این اتفاقات را تحمل کند، پس از خانهی جدید فرار میکند. فرار او اما با دیدن گربهای مرموز که حرف میزند و سپس مواجه شدناش با موجوداتی عجیب و اژدهایی کوچک وارد مسیری متفاوت میشود.
چندین سال است که هالیوود تلاش میکند با تمرکز بر کودکان و نوجوانان کمسنوسالتر با پرداخت بیشتر به آنها مسیر شناخت آنها را هم برای خود و هم برای بزرگسالان آسان کند. کودکان و نوجوانان با همذاتپنداری با شخصیتهایی که در برابر خود میبینند و قرار گرفتن در مسیر ماجراجویی این قهرمانان همسن خود میتوانند نسبت به احساساتی که در زمانهای متفاوت و شرایط مختلف دارند آگاهی پیدا کنند. ترس، تنهایی، آشفتگی و طردشدگی احساساتی هستند که کودکان و نوجوانان در سنین پایین نسبت به آنها شناختی کافی ندارند و مواجه شدناشان با این احساسات چالشهای بسیاری را برای آنها به همراه میآورد. المر در انیمیشن «اژدهای پدرم» دقیقا با همین احساسات مواجه است و اما نمیداند چگونه باید در برابر آنها رفتار کند و این عدم آگاهی باعث گرفتن تصمیماتی میشود که در ابتدا عواقب خوبی برای او ندارد. این انیمیشن اما در مسیر روایت خود المر را در کنار و در برابر موجوداتی قرار میدهد که امکان یادگیری را به او میدهند. یادگیری اینکه چگونه باید احساسات خود را بشناسد و رفتاری درست را انجام دهد.
انیمیشن «اژدهای پدرم» با ستایش دوستی و صداقت یکی دیگر از رازهای موفقیت در مسیر زندگی را به خوبی تعریف میکند و میتواند مخاطب هدفاش را به راحتی با خود همراه کند. المر در ابتدا با هدف رسیدن به آنچه آرزویاش را دارد تصمیم به کمک کردن به اژدها میکند، اما در ادامه متوجه میشود، او خود تنها کسی است که میتواند با مشکلاتاش مقابله کند و ترسهایاش را بشناسد.
در این انیمیشن علاوه بر داستان ساده و در عین حال پرمعنا تصاویر نیز توانایی نشان دادن هدف و مقصود آن را دارند. تصاویری که علیرغم دو بعدی بودن و سادگی طرح و اجزا توانستهاند با بهرهگرفتن از رنگها و صداهای مختلف بینندهی خود را به وجد آورند. استفاده از رنگهای تیره برای شهری که المر و مادرش به آنجا مهاجرت میکنند و رنگهای روشن و رنگارنگ برای جزیرهی مرموز میان دریا میتواند مخاطب کمسنوسال را به آسانی با بطن روایت آشنا کند. «نورا تومی» کارگردان این انیمیشن که قبلا هم تهیهکنندگی و کارگردانی انیمیشنهای معروفی چون «نانآور» و «گرگپیشه» را در کارنامهی خود دارد بار دیگر نشان داد که با آگاهی کامل نسبت به مخاطب کودک و نوجوان خود دست به ساخت انیمیشنهایی جذاب میزند. در این میان او با هوشیاری کامل داستانی جذاب را از یک کتاب کودکانه اقتباس کرده و با همکاری یک نویسندهی خلاق و برتر با نام «مگ لفاوه» آن را ساخته است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.