پوستر فیلم چالش دوستی

کدام قصه حقیقت دارد؟

چالش دوستی
The Friendship Game
محصول ۲۰۲۲ – کانادا
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

برخی آثار را باید در کارگردان آن‌ها جست‌و‌جو کرد. «اسکوتر کرکل» هم در آثار کوتاه خود و هم در دو فیلم بلند داستانی‌ای که دارد به‌دنبال یک چالش است و آن چیزی جز انسان و تعامل با محیط پیرامون نیست. او در جدیدترین اثر خود این چالش را عیان‌تر و در قالب چهار نوجوان و ارتباط‌اشان با دنیای بیرون به‌تصویر می‌کشد. «زوزا»، «راب»، «کرتنی» و «کاتن» چهار دوست بسیار نزدیک به یکدیگر هستند و گویی چیزی جدا از یکدیگر ندارند. مخاطب این ارتباط را از همان ابتدا در گشت‌وگذار این چهار نفر در یک حراج خانگی شاهد است. زنی مسن یک شیء چندضلعی را به آن‌ها معرفی می‌کند که با آن می‌توانند دوستی خود را به چالش بکشند.
درون‌مایه‌هایی که در آن‌ها کاراکترها وارد دنیایی انتزاعی می‌شوند و هر کدام در بازی عشق و خیانت و دوستی و در نهایت انتقام گرفتار می‌آیند، یکی از پرطرفدارترین قصه‌های ژانر دلهره و رازآلود است. کارگردان کانادایی نیز در قصه‌ی خود قرار است مخاطب را به چنین چالشی دعوت کند. تفاوت اثر او با نمونه‌های هالیوودی درست در همین‌جاست. اثر او چیزی شبیه یک قصه از نوجوان‌هایی شکست‌خورده است. نوجوان‌هایی که هر کدام در زندگی خود مشکلاتی عدیده دارند و به‌خصوص با چالش دوران نوجوانی رو‌به‌رو هستند. کارگردان در این میان تمرکز خود را روی زندگی شخصی زوزا گذاشته است. اوست که از نبودن دوستان خود در آینده رنج می‌کشد. این شیء آن‌ها را به درون دنیایی آمیخته با دلتنگی، حسادت، رنج، خیانت و در نهایت خون می‌برد. کارگردان ابتدا این دنیای انتزاعی را به خورد مخاطب می‌دهد و در ادامه هر چه بخواهد در آن انجام می‌دهد. به‌همین سبب است که منطق روایی در این اثر شبیه آثار میانه‌ی هالیوود نیست و مخاطب در ابتدا حتی فیلم را مضحک می‌داند. اما زمانی که به حربه‌ی کارگردان برای خلق این دنیا می‌نگرد، منطق روایت را بر اساس زمینه‌ای که کارگردان چیده است مرور می‌کند.
آقای کرکل از همان ابتدا دنیای خود را شلوغ جلوه می‌دهد و یک رخداد را از زاویه‌های مختلف به‌تصویر می کشد. در این دنیای انتزاعی «کاتن» نیست شده است. این داستان از زاویه‌های مختلف تا لحظه‌ی نیست‌شدن او روایت می‌شود. در هر کدام از این روایت‌ها بعدی از زندگی شخصی این کاراکترها تصویر می‌شود و همه‌اشان یک مقصد دارند؛ رنج حاصل از فکر کردن در باب آینده‌ای بدون دوستان. مخاطب در این دنیای انتزاعی گاه سرکی به دنیای واقعی و پیشینه‌ی زندگی این چهار نفر می‌کشد اما در نهایت دوباره توسط این انتزاع بلعیده می‌شود. شاید اگر کارگردان می‌توانست این انتزاع را بیشتر زمینی کند و فیلم را به‌سوی درامی با محوریت این چهار کاراکتر ببرد، اکنون در حال صحبت از یک اثر تأثیرگذار بودیم. اما آقای کرکل ترجیح می‌دهد به همان رازآلودگی و بازی دوستی بچسبد و آن را رها نکند. او برای تزریق انتزاع بیشتر به فرم خود سعی کرده از نورهای نئونی و اتاق آینه استفاده کند. این گرفتاری در انعکاس بی‌نهایت باعث غرق شدن بیشتر مخاطب در این دنیا می‌شود. آنچه این فیلم را از نمونه‌های هالیوودی خود جدا می‌کند، همین داشتن درون‌مایه‌ای انسانی است و باعث می‌شود منتقد هالیوودپسند این فیلم را چیزی جز تلف کردن وقت نبیند. در صورتی که این فیلم صرفاً یک سرگرمی هالیوودی برای چشمان نشئه‌ی آن‌ها نیست و سعی دارد مخاطب را به طور کامل اسیر این چالش انسانی کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟