پل فیگ، کمدی بساز و نه فانتزی
«پل فیگ» در کارنامهی خود کمدیهای زیادی مانند «مخمصه» محصول ۲۰۱۳، «جاسوس» محصول ۲۰۱۵، «شکارچیان روح» محصول ۲۰۱۶ یا حتی کمدی سیاهی با نام «یک لطف ساده» محصول ۲۰۱۸ را روی پرده برده است. او بهخوبی دنیای کمدی میانهی هالیوودی را میشناسد و در تلفیق آن با اکشن و درام اثری سرگرمکننده را مقابل مخاطب قرار میدهد. اما او در اثر جدید خود دست به ریسک زده و قرار است این کمدی را در فضایی فانتزی قرار دهد.
«سوفی» و «آگاتا» دو دختر سادهی روستایی هستند. این دو در میان دیگر افراد روستا همچون غریبههایی میمانند که حتی برای لحظهای آنها را تحمل نمیکنند. سوفی بهشدت در تخیلات خود بهسر میبرد و در برابر او آگاتا دنیای واقعی و بیرحمی را میبیند که خود و مادرش محکوم به جادوگری و عحجیبالخلقه بودن هستند. روایت فیگ در همین سکانسها جان میگیرد و در کمال تعجب بار کمدی آن بسیار پائین است. گویی مخاطب قرار است یک اثر از سری داستانهای جنوپری را مشاهده کند. البته همین اتفاق میافتد و فیگ دنیای کمدی خود را درون همین فضای فانتزی رشد میدهد. یکی از مشکلاتی که روایت فیگ دارد بازیگران نوجوان آن هستند. فیگ از آن دسته کارگردانهایی است که در بیشتر آثار خود با بازیگران شناختهشده در ژانر کمدی و اکشن کار کرده است. اما در این اثر تا جایی که توانسته بازیگران نوجوان و جوان را در مرکز قرار داده و بازیگران شناختهشده را به حاشیه رانده است. بههمین سبب است که در این اثر هم با غلوکردنهای بیرنگوبوی کاراکترها نوجوان روبهرو هستیم. گویی شیوهی بازی این بازیگران در چنین آثاری باید همین گونه باشد؛ چشمهای از حدقه در آمده و تلاش برای خودنمایی بیشتر. «سوفیا کاروسو» و «سوفیا وایلی» بازیگرانی نیستند که بتوانند از عهدهی این نقشها برآیند. کارگردانی چون فیگ انتخابهای بسیار بهتری از این دو بازیگر برای ایفای نقشهای اصلی داشت.
در هر حال باید گفت این فیلم یک اثر پائینتر از متوسط در کارنامهی آقای فیگ بهحساب میآید. روایت فانتزی او پتانسیل تبدیل شدن به یک بلاکباستر یا حتی یک اثر کالت را داشت، اما گویا خود او قصد داشته به سادهترین شیوه آن را روی پرده ببرد که در همین کار هم تا حدودی ناموفق بوده است. فیلم «مدرسهی خیر و شر» میتوانست قصهای جذاب از کاراکترهای داستانی باشد که در یک نبرد روبهروی یکدیگر قرار میگیرند. کارگردان حتی میتوانست این فیلم را مقدمهای برای یک فیلم دوم قرار دهد. اما فیگ نشان داده که حتی برای اثری چون «شکارچیان روح» نیز چندان حوصلهی پرداخت و ورود به فیلم دوم را ندارد. مدرسهی خیر و شر پوستر جذابی دارد، اما در روایت جذابیتی وجود ندارد. قصهی کارگردان در پردهی دوم چنان با عجله روایت میشود که گویی این اثر خلاصهی یک سریال بلند در گذشته بوده است. جلوههای ویژهی خوب این اثر نیز تحت تأثیر این عدم تناسب بین ضربآهنگ و روایت قرار گرفته است. در نتیجه مخاطب فقط برق نورهای آبی و حرکات ناشیانهی دست کاراکترها را برای اعمال جادو شاهد است. دنیای فانتزی همیشه پر طرفدار بوده است و از کارگردانی چون پل فیگ انتظار میرفت بیشتر در این دنیا غرق شود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.