پوستر فیلم آمستردام

راسل همچنان در حسرت ساخت یک اثر کالت

آمستردام
Amsterdam
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده، کانادا
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

برخی کارگردان‌ها همچون «دیوید اُ.راسل» دیگر به حد نهایی خواسته‌های خود در سینما رسیده‌اند و هیچ‌گاه حتی فکر هم نمی‌کنند که این سقف می‌تواند بلندتر باشد. چنین کارگردان‌هایی هدف‌اشان تبدیل شدن به یک بلاک‌باسترساز است که در آینده بسیاری از آثار سینمایی‌اشان به‌عنوان یک اثر کالت در هالیوود یاد کنند. نگاهی به آثار این کارگردان از سال ۲۰۱۰ کاملاً تأیید‌کننده‌ی جملات گفته‌شده است: «مشت‌زن» محصول ۲۰۱۰، «دفترچه‌‌ی امیدبخش» محصول ۲۰۱۲، «حقه‌باز آمریکایی» محصول ۲۰۱۳، «عشق تصادفی» محصول ۲۰۱۵، «جوی» محصول ۲۰۱۵، و در نهایت فیلم جدیدش «آمستردام» محصول ۲۰۲۲. بسیاری از علاقه‌مندان به سینمای هالیوود همه‌ی این آثار یا تعداد زیادی از آن‌ها را طی یک دهه‌ی گذشته تماشا کرده‌اند. راسل در فیلم «مشت‌زن» کمی توانست برای رسیدن به یک اثر کالت تلاش کند، اما در مابقی آثار همچنان نگاه‌اش به اکادمی اسکار و گلدن گلوب بود، بلکه در یک یا چند رشته نامزد شود و بتواند خود را ماندگار کند. این نگاه برای ساخت یک روایت ماندگار کمی کودکانه است. اما راسل با همین نگاه همچنان در سینما حضور دارد.
راسل در آمستردام سعی دارد از بازیگران مورد اعتمادش همچون کریستین بیل و رابرت دنیرو در این فیلم استفاده کند و در کنار آن‌ها مجموعه‌ای از بازیگران اسکاربرده و طی این سال‌ها محبوب را به بازی بگیرد؛ مجموعه‌ای از بازیگران پر هزینه که چهره‌ی هر کدام از آن‌ها روی پوستر فیلم، مخاطب عادی سینما را بدون هیچ پیش‌قضاوتی به داخل سینما خواهد کشاند. در سینمای راسل نه روایت مهم است و نه خود سینما. او کودکی است که همیشه دوست دارد بهترین اسباب‌بازی را داشته باشد. بهترین در نظر این کارگردان جاه‌طلب هالیوودی معنای دیگری دارد.
در فیلم آمستردام روایت از دست رفته است. راسل قصد دارد از طریق سه کاراکتر اصلی خود به جنگ جهانی اول در اروپا سر بزند و پس از آن کشور ایالات متحده را از خطر قریب‌الوقوع جان گرفتن فاشیسم و نازیسم نجات دهد. بخشی از روایت او بر اساس مستندات دهه‌ی ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ در ایالات متحده است. اما همین درون‌مایه هم در قاب‌های شلوغ از دست رفته است. راسل در این اثر به در و دیوار می‌زند تا مخاطب را به اوج جنون تماشای ستاره‌های محبوب خود روی پرده‌ی سینما برساند. او از «تیلور سویفت» در دو سکانس استفاده می‌کند بلکه هوادران میلیونی این خواننده‌ی پاپ هم اثرش را تماشا کنند. گویی راسل دیگر حتی نمی‌تواند در باب سینما و روایت و محتوا و فرم فکر کند. برای او رسیدن به صدر باکس‌آفیس و زبان‌به‌زبان چرخیدن نام فیلم‌اش بیشترین اهمیت را دارد. از یک سو باید گفت که خوشبختانه تا اینجا راسل به این هدف نزدیک نشده و از سویی دیگر باید گفت متأسفانه برای چنین فردی دیگر نمی‌توان ساخت اثری در خور سینما را انتظار داشت. شاید راسل بهتر است چند سالی فقط فکر کند، تماشا کند و بیاموزد. او به راحتی می‌توانست آمستردام را با این همه ستاره و هزینه تبدیل به یک اثر قابل اعتنا و مهم در سینمای هالیوود کند. راسل در دو فیلم «مشت‌زن» و «جوی» مخاطب را کمی امیدوار می‌کرد، اما در فیلم آمستردام بی‌پروا و بدون درک درستی از فرم روایی و تصویری قاب‌هایی ناموزون، شلوغ و کلیشه‌ای را در برابر مخاطب خود قرار می‌دهد. راسل کارگردان خوبی است، اگر بداند کجای سینما قرار دارد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟