پوستر فیلم خانم هریس به پاریس می‌رود

کودکانه‌ی پیرزنی که دنیا را زیبا می‌بیند

خانم هریس به پاریس می‌رود
Mrs. Harris Goes to Paris
محصول ۲۰۲۲ – بریتانیا، فرانسه، مجارستان
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

فیلم «کارآموز» محصول ۲۰۱۵ روایتگر مردی بازنشسته بود که نمی‌توانست بیکاری را تحمل کند. او به‌عنوان کارآموز در یک شرکت مد مشغول‌به‌کار شد. نگرش او به زندگی باعث تغییر احوال در رئیس شرکت و دیگر کارمندان گردید. فیلم روایتی ساده و معمولی را داشت، اما طراوتی در این سادگی وجود داشت که باعث می‌شد مخاطب از تقابل کاراکترها در موقعیت‌های مختلف لذت ببرد. حال «آنتونی فابین» با روایتی اقتباسی به‌گونه‌ای دیگر وارد این دنیای راحت‌الحلقوم و با طروات شده است.
همان سکانس ابتدایی فیلم تکلیف کارگردان با مخاطب را روشن می‌کند. مخاطب درست از زمانی وارد زندگی «آدا هریس» می‌شود که احساس می‌کند پیرزنی از طبقه‌ی متوسط به بالای جامعه است. کارگردان هم همین را می‌خواهد. چون خانم هریس در طول روز بیشتر با همین خانواده‌ها در ارتباط است. اما او به‌عنوان یک پیش‌خدمت و نظافتچی در منزل این افراد کار می‌کند. این خلأ بزرگ در آنچه که ابتدای فیلم به ما نشان می‌دهد و آنچه که در سکانس‌های بعدی می‌بینیم کاراکتر این شخصیت را می‌سازد. خانم هریس از آن دست انسان‌هایی است که دنیا را بسیار ساده و رنگی می‌بیند و برای رسیدن به لذت‌های ساده‌ی زندگی بسیار راحت تصمیم‌های سختی می‌گیرد. پلات فیلم بسیار ساده است. آدا یک روز که مشغول نظافت در یک خانه است، به لباسی که محصول «دیور» است برمی‌خورد. فرم و رنگ لباس او را مسحور خود می‌کند. آدا تصمیم می‌گیرد یکی از این لباس‌ها را از دیور فرانسه خریداری کند. کل فیلم تلاش او برای رسیدن به فرانسه و در نتیجه شرکت در یکی از مزون‌های شرکت دیور برای رسیدن به آن لباس است. پرده‌ی اول فیلم به تلاش آدا در لندن برای جمع‌آوری پول خرید لباس و هزینه‌ی سفر به فرانسه می‌پردازد. در این پرده مخاطب هم آدا و زندگی‌اش را به‌خوبی می‌شناسد و هم آماده‌ی رویارویی این کاراکتر با محیطی کاملاً اشرافی در شهر مد، پاریس، می‌شود. در پرده‌ی دوم آدا به محیطی جدید وارد می‌شود. فابین در این پرده به‌خوبی توانسته حلقه‌ی سخت زندگی بورژآوزی را تصویر کند. آدا همچون بیگانه‌ای این حلقه را در هم می‌شکند. قاب‌های فابین به‌خوبی از عهده‌ی این تقابل برآمده است. او آدا را در دنیایی قرار می‌دهد که با آن ناآشنا نیست؛ آدا تا پیش از این همچون یک مظافتچی در این دنیا حضور داشته و حال به‌مدت چند روز مانند یک خریدار وارد طبقه‌ی بالای جامعه شده است. اما آدا همچون یک انسان وجودگرا به‌راحتی هویت خود را برای همه آشکار می‌کند و همین بالماسکه نبودن اوست که باعث آزار دنیای پرهیاهوی بورژوآها می‌شود.
این روایت بسیار ساده است و از خط روایی کلاسیک پیروی می‌کند. فابین از یک داستان آماده بهره برده است و با کمی تغییرات اثر سینمایی را از روی آن ساخته است. اما نکته‌ی قابل توجه در فیلم انتخاب بازیگر و در نتیجه بازیگردانی خوب اوست. همه‌ی بازیگران کاراکترهای اصلی و فرعی را شناخته‌اند. از «لزلی منویل» تا «ایزابل هوپرت» در این فیلم خود کاراکترها هستند تا بازیگرانی که فقط یک تیپ ساده را اجرا می‌کنند. نقطه‌ی قوت این روایت ساده بی‌شک بازیگران آن است. پس باید این چنین گفت که مخاطب روایتی ساده و پرتکرار را با بازی خوب بازیگران همچون دنیایی حقیقی مقابل خود می‌بیند و به‌سرعت با آن ارتباط برقرار می‌کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟