پوستر فیلم ستاره‌ها هنگام ظهر

شکست خورده‌ای که تابه‌آخر پیروز نشد

ستاره‌ها هنگام ظهر
Stars at Noon
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده، فرانسه، پاناما
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

همین چند ماه پیش بود که فیلم «هر دو لبه‌ی تیغ» از کلر دنی را مرور کردیم. دنی در آن فیلم با تمام قوا همچون انسان و بدون نگاه جنسیت‌زده مرد و زن را به‌تصویر کشیده بود. اتفاقاً او در اثر جدید و اقتباسی خود نیز سعی دارد همین نگاه را حفظ کند.
«تریش» دختری رهاشده در نیکاراگوئه است که به‌قصد پوشش مقاله‌ای مستند در باب مردمان و اوضاع سیاسی به این کشور سفر کرده است. اما او ممنوع الخروج شده و حال به دریوزگی محض افتاده است. تریش در پرده‌ی اول این فیلم رهاشده‌ای است که برای رسیدن به خانه حاضر است دست به هر کاری بزند. اما کلر دنی این حقیقت را به‌یک‌باره نمی‌گوید. پرده‌ی اول او تکه‌تکه‌ است و مخاطب از لابه‌لای صحنه‌ها و دیالوگ‌ها به این موضوع پی می‌برد. به‌طور مثال زمانی که تریش در حال مکالمه‌ی تصویری با سردبیر خود در ایالات متحده است، مخاطب به این حقیقت می‌رسد که این دختر حتی در ایالات متحده نیز روزنامه‌نگار موفقی نبوده و سردبیر صرفاً برای تهیه‌ی مقاله‌ای در باب غذا و اماکن توریستی او را به این سفر فرستاده است. تریش همان انسان شکست‌خورده‌ای است که هیچ‌گاه این واقعیت تلخ را قبول نمی‌کند. او بی‌آنکه بداند گرمای آتش چیست، به‌درون آتش افتاده است. تریش در یکی از همین دریوزگی‌های روزمره برای به‌دست‌آوردن مایحتاج به مردی انگلیسی برخورد می‌کند که از قضا نماینده‌ی عقد قرارداد با دولت نیکاراگوئه است. شروع این رابطه‌ی ناگهانی ما را به‌درون پرده‌ی دوم می‌اندازد.
کلر دنی در پرده‌ی دوم چنان قدرتمندانه و با زیرکی ضربآهنگ را بالا می‌برد که مخاطب عملاً میان درامی هیجان‌انگیز و عاشقانه‌ای کم‌سو گرفتار می‌شود. دنی از سویی دیگر مناسبات سیاسی و استعمار جدید را تصویر می‌کند و به‌خوبی توانسته مثلث ایالات متحده، بریتانیا و آمریکای مرکزی را تصویر کند. درام او سیاسی نیست، اما کاراکترهای‌اش کاملاً اسیر فضای سیاست‌زده‌ی کشوری چون نیکاراگوئه شده‌اند. در درام او از انتخابات می‌شنویم، از دخالت‌های کاستاریکا در امور سیاسی نیکاراگوئه و در نهایت از سوءاستفاده‌های سیاسی سازمان‌های اطلاعاتی در پیشبرد اهداف سیاسی می‌شنویم. اما کلر دنی ریسمان روایت را در این هیاهو گم نمی‌کند. او دائم به تریش چسبیده است و همه‌چیز را حول او قرار می‌دهد. فیلم دنی سادگی محضی دارد که در نگاه اول کمی گول‌زننده است. اما زمانی که به پرده‌ی دوم می‌رسیم دیالوگ‌به‌دیالوگ و سکانس‌به‌سکانس باید دقت تماشا را بالا ببریم. فیلم او همانند نمونه‌های هالیوودی یک گزارش خشک سیاسی با تکنیک‌های نخ‌نمای مشخص نیست. دوربین‌روی‌دست او با نماهای بسته از کاراکترها باعث ایجاد تشویش در ذهن مخاطب می‌شود. این تشویش بخشی از فیلم است و کلر دنی آن را با حرکت دوربین به‌خوبی القاء می‌کند. فیلم کلر دنی شیک نیست، اما از فضای آمریکای مرکزی بهترین استفاده را برای القای آرامش لحظه‌ای به مخاطب می‌کند.
این فیلم همانند عنوان خود در باب کاراکتری است که همه‌چیز را از دست داده اما هنوز احساس می‌کند می‌تواند یک بار دیگر دور میز بازی بنشیند. تریش در این فیلم حتی یک پاکباخته‌ی شجاع نیز نیست. او در زمان مناسب حتی یک ترسوی بیکاره است. تریش همچون متن ترانه همیشه چشمان خود را نیمه‌بسته نگاه داشته است و چشم بسته‌اش دائم رؤیایی جدید را پیش روی قرار می‌دهد. فیلم جدید کلر دنی روایتی به‌غایت ساده و در عین حال نفس‌گیر است. روایت‌های او همیشه مانند غنچه شکوفا می‌شوند و مخاطب را درگیر خود می‌کنند. «ستاره‌ها هنگام ظهر» با بازی خوب بازیگران خود توانسته فضاسازی قدرتمندی از شکست، عشق، هراس، تسلیم و در نهایت تمنا را تصویر کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟