پوستر فیلم ریموند و ری

بار سنگین پدر

ریموند و ری
Raymond and Ray
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده، مکزیک
ژانر درام، کمدی
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

در بسیاری از خانواده‌ها چنین حسی وجود دارد که پس از مرگ یکی از والدین حضور او همچنان روی دیگر اعضای خانواده سنگینی می‌کند. در باب پدری که دیگر نیست، اما فرزندان همچنان با او تسویه‌حساب نکرده‌اند آثار متعددی ساخته شده است. در بسیاری از این درام‌ها شخصیت پدر دیگر وجود ندارد، جسم بی‌جان او مقابل فرزندان قرار دارد و حال هر کدام از آن‌ها با مرور گذشته دائم سعی دارند پدر را تخطئه کنند. فیلم جدید «رودریگو گارسیا» با زبانی نیمه‌کمدی روایت دو برادر با نام‌های «ریموند» و «ری» است که برای مراسم خاکسپاری پدر به زادگاه خود بازمی‌گردند.
در این نوع درام‌ها آنچه که مهم است قاب‌های بسته از کاراکترهای اصلی، دیالوگ‌ها و اکسان‌گذاری روی کلمات است. اگر این سه ویژگی در چنین درام‌هایی به‌خوبی رعایت شود باید گفت با یک اثر خوب و قابل احترام رو‌به‌رو هستیم. روایت آقای گارسیا این ویژگی‌ها را کم‌رنگ‌تر از آنچه که باید در خود دارد. او برای روان کردن روایت نقش کاراکترهای اصلی فیلم را به «اثان هاوک» و «ایوان مک‌گرگور» سپرده است. هر دو بازیگر آن‌قدر توانایی دارند که بتوانند از عهده‌ی یک روایت متکی بر دیالوگ برآیند. آنچه در مورد این فیلم و قصه‌ای که تصویر می‌کند قابل قبول است، روانی آن و عدم استفاده از فلش‌بک‌های غیر ضروری است. در اصل باید گفت گارسیا اصلاً از فلش‌بک استفاده نکرده است. هر آنچه که مقابل مخاطب وجود دارد زمان اکنون است و کاراکترها آنچه را که در گذشته از سر گذرانده‌اند در تقابل با یکدیگر یا افرادی که به‌نوعی در زندگی پدر حضور داشته‌اند و دارند مرور می‌کنند. موقعیت‌های کمدی در این فیلم چنین نیست که کارگردان سعی کند آن‌ها را به‌زور به فیلم تزریق کند. در عوض شخصیت‌پردازی کاراکترها و مشکلاتی که در زندگی دارند باعث خلق موقعیت‌های کمدی می‌شود.
فیلم آقای گارسیا کمی عریان است. همه‌ی بار فیلم روی دوش دو بازیگر اصلی است و بازیگران فرعی فقط برای دوری کارگردان از متوسل شدن به فلش‌بک‌ها حضور دارند. به‌عبارتی دیگر باید گفت که کاراکترهای فرعی در این فیلم شخصیت‌پردازی نشده‌اند. گارسیا نمی‌تواند روایت خود را شاخ‌و‌برگ دهد و هرس کردن فلش‌بک‌ها باعث شده کاراکترهای فرعی نیز سقوط کنند. در این نوع روایت‌ها کارگردان باید بداند که با خود زندگی روبه‌روست و باید زندگی را همچون زندگی تصویر کند. شاید به‌همین سبب است که چنین درام‌هایی قادر به انعکاس یک زندگی از جنس زندگی نیستند. به‌نظر می‌رسد پخته بودن این نوع درام‌ها رابطه‌ی مستقیمی با درک درست کارگردان از هستی دارد. مفاهیمی چون فقدان به‌ خودی خود در بسیاری از ملودرام‌ها وجود دارند. اما زمانی که قرار است آن را با دیگر مفاهیم روانکاوی در ذهن شخصیت داستانی ترکیب کنیم، دیگر با دنیایی مواجه هستیم که شاید کارگردان‌هایی چون گارسیا توانایی پرداخت به آن را ندارند. گارسیا در کارنامه‌ی فیلم‌سازی خود فراز و فرودهای بسیاری داشته است. او به درام‌هایی که بوی فقدان می‌دهند علاقه‌ی بسیاری دارد و به‌خوبی می‌توان این را در فیلم «مادر و بچه» شاهد بود. گارسیا هنوز هم فیلم‌بردار بهتری است و در کارگردانی، به‌رغم استفاده‌ از بازیگران پرطرفدار، هنوز هم نتوانسته مسیر مشخصی پیدا کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟