در باب ژانر پرطرفدار دلهره بسیار گفتهایم. اگر کارگردانی بازی با سکوت و نور را بداند، بیشک میتواند حداقل یک اثر متوسط در این ژانر را روی پرده ببرد. «زک کرگر» در سومین اثری که کارگردانی میکند بهسراغ این ژانر رفته است. او سه روایت مجزا را بر بستری یکسان تصویر میکند.
«تس» برای مصاحبهای شغلی به دیترویت سفر میکند. او از قبل خانهای را در محلهای ارزاننشین رزرو کرده است. اما بهمحض ورود با مردی روبهرو میشود که او نیز این خانه را برای همین چند روز اجاره کرده است. همانطور که همه میدانیم این دو کاراکتر به توافق میرسند و قرار میشود این چند روز را بهصورت اشتراکی از خانه استفاده کنند. کرگر از همان پردهی اول و صحنههای داخلی و شب سعی دارد بازی با نور را آغاز کند. کانتراستی که او بین سایه و نور رعایت میکند باعث گیرایی اثر در چشم مخاطب این ژانر میشود. کرگر بهخوبی مقدمات پیش از وقوع نقطهعطف اول را برای مخاطب فراهم میکند. مخاطب در این پرده با تس و زندگی شخصیاش آشنا میشود. زمانی که کارگردان بتواند کاراکتر را در ذهن مخاطب این چنین سیال و روان جا بیندازد، باید گفت در شخصیتپردازی هم خوب عمل کرده است. اما فراموش نکنیم که با یک اثر دلهرهآور روبهرو هستیم. پس نقطهعطف اول نقش مهمی دارد و باعث میشود مخاطب یا از اثر دور شود یا مشتاقانه آن را دنبال کند. نقطهعطف اول در این اثر زیرزمین خانه است و شکهایی که کمکم بهسراغ تس میآیند. کارگردان در پردهی دوم دو خط روایی دیگر را نیز به خط اصلی داستان اضافه میکند. این درهمآمیختگی روایتها باعث میشود مخاطب دائم دچار پرسش شود و همین ایجاد پرسش در ذهن او پیشبرندهی روایت در بخش دوم است.
این فیلم یک روایت متوسط و قابل قبول در ژانر دلهره و هیجانانگیز است. شخصیتپردازی، استفادهی اقتصادی از نور در شب و در نهایت ایجاد تعلیقهای هوشمندانه در بین روایت از نقاط قوت این اثر هستند. از طراحی چهرهی شخصیت شرور و شاید بهنوعی درماندهی فیلم هم نباید گذشت که باعث شده کارگردان بیهیچ نگرانیای قابهای بستهی زیادی از او بگیرد. مجموع این خصوصیات اثری قابل قبول برای مخاطب ژانر دلهره میسازد.
اما فراموش نکنیم که این فیلم صرفاً یک اثر در سینمای بدنه است و نباید از آن انتظار داشت که در بطن خود به دنبال مفهومی در باب هستی یا انسان باشد. در این اثر نه خبری از صلیب است و نه ماوراء. این فیلم روایتی بسیار ساده دارد و آن اختلاط چندروایتی در میانهی فیلم هم در خدمت خط اصلی داستان است. کرگر با این فیلم توانسته تجربهی خوبی در ژانر دلهره کسب کند و باید دید در ادامهی مسیر فیلمسازی خود آیا باز هم به این ژانر سر خواهد زد یا دوباره بهسراغ کمدی خواهد رفت. فیلم «وحشی» یکی از آن آثاری است که میتواند بهعنوان خط معیار سینمای بدنه و تجاری دلهره لحاظ شود. این اثر استانداردهای کافی برای یک فیلم دلهرهآور متوسط را در خود دارد؛ در اینجا مقصود آن بخش از آثار دلهرهی شهری است که هیچ ارتباطی با ماوراء، شیطان، مذهب و مالیخولیا ندارند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.