پوستر فیلم خانواده‌ی فیبلمن

ادای دین زیبا و پر از خضوع اسپیلبرگ به سینما و جان فورد

خانواده‌ی فیبلمن
The Fabelmans
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

زمانی که از هالیوود پسادوران کلاسیک سخن می‌گوییم، لاجرم به‌یاد چند نام می‌افتیم: اسپیلبرگ، اسکورسیزی، کاپولا، لوکاس، آلتمن و پکینپا. این نام‌ها هر کدام به‌تنهایی توانستند هالیوود را از روی ریل کلاسیک به مسیری دیگر هدایت کنند. اما هر کدام از این چهره‌ها همچنان به پدران هالیوود همچون «جان فورد» ارادت ویژه‌ای داشتند. اسپیلبرگ در این میان بیش از دیگران خود را در جان فورد محو می‌کرد و همیشه به‌لحاظ فرمی یکی از تحسین‌کنندگان فورد بود. مخاطب سینما که فقط آثار اسپیلبرگ را دیده و مصاحبه‌های او برای‌اش ناآشنا هستند، نیاز به اثری این چنین داشت تا در دنیای اسپیلبرگ غرق شود.
پس از فیلم موزیکال و ضعیف «داستان محله‌ی وست‌ساید» و شاید چند اثر قبل‌تر از آن، حال اسپیلبرگ گویا قصد داشته خود را کمی به سینما بازگرداند. او در فیلم جدید خود با نام «خانواده‌ی فیبلمن» سعی دارد بخشی از دوران نوجوانی و جوانی خود را به‌تصویر بکشد. آنچه این تکه‌ها را همچون یک کل واحد از اسپیلبرگ جوان نشان می‌دهد، شیفتگی تمام‌و‌کمال او به سینما و جان فورد بوده است. شاید پس از این فیلم است که بیشتر مصاحبه‌ها و تحسین‌های اسپلبرگ از فورد را درک می‌کنیم.
نام اسپیلبرگ در این فیلم «سامی» است که در خانواده‌ای یهودی زندگی می‌کند؛ پدری که در کار غرق است و هیچ‌گاه چهره‌ی عصبانی او را نمی‌بینیم. مادری که همیشه خنده بر لب دارد و تیک‌و‌تاک‌های پنهانی‌اش با دوست خانوادگی و همکار پدر از همان ابتدا برای مخاطب عیان است و خواهرانی که در دوگانگی بین رفتارهای پدر و مادر مانده‌اند. اما سامی از همان کودکی که همراه پدر و مادر به سینما می‌رود، اسیر اعجاز صفحه‌ی نقره‌ای می‌شود. اسپیلبرگ داستان خود را به دو بخش تقسیم کرده است. او در بخش اول همچون همتایان اروپایی خود چنان آرام و با کمترین برش به روایت می‌پردازد که مخاطب گویی میان خانواده‌ی فیبلمن در حال زیست است. اما در بخش دوم حوادث پشت سر هم در حال رخ دادن هستند و سامی لحظه‌به‌لحظه خود را میان بازسازی‌های آثار فورد غرق می‌بیند. اسپیلبرگ از همان شات اول فیلم خود را به فورد تقدیم می‌کند. هر سکانس با یکی از آثار او درگیر است و به هر مناسبتی سعی دارد یا با پوستر یا دوربین هشت میلیمتری به‌سراغ او برود. گویی او سینما را مدیون فورد است.
فیلم «خانواده‌ی فیبلمن» روایتی نغز، ساده و روان از اسپیلبرگ در باب خودش، زندگی و سینماست. او از خانواده‌ای روایت می‌کند که خود در آن زیسته است؛ خانواده‌ی ارتدوکس یهودی که در آن سال‌ها و به‌خصوص هنگام سکونت در آریزونا بسیار تحت فشار بود. اسپیلبرگ فقط نام‌ها را عوض کرده تا روایت را انعطاف بخشد، وگرنه این همان زندگی کودکی و نوجوانی و جوانی اوست.
اما فیلم همه‌اش در سکانس پایانی خلاصه می‌شود؛ زمانی که اسپیلبرگ تمام‌قد می‌ایستد و به‌احترام فورد کلاه از سر برمی‌دارد. زمانی که بت او قرار است در قاب فیلم‌اش حضور یابد، چه‌کسی بهتر از دیوید لینچ. بازی فرمی ساده‌ی اسپیلبرگ با خط افق در سکانس پایانی نشان از این دارد که او همچنان خود را شاگرد مبتدی کلاس درس سینما می‌داند. لذت این فیلم برای هر دوستدار سینما چیزی بیش از خود سینماست؛ لذت مدام زندگی که روی ریل‌ها جریان دارد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟