پوستر فیلم اکس‌اکس‌اکس هولیک

اگر سینمای تجاری ژاپن مانگا نداشت

اکس‌اکس‌اکس هولیک
xxxHolic
محصول ۲۰۲۲ – ژاپن
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

از لحظه‌ی خلق یک مانگا تا شکل گرفتن یک اثر سینمایی اقتباسی از آن شاید یک دهه طول بکشد. ابتدا آن مانگا باید کاراکترهایی ماندگار برای مخاطبان ژاپنی معتاد به این کتاب‌های مصور داشته باشد و سپس وارد مرحله‌ی تبدیل شدن به انیمه‌های سریالی شود. پس از آن است که انیمه‌ای سینمایی داستان را خلاصه‌تر می‌کند و در دو ساعت مخاطب را به همراه خود می‌برد. حال اگر این کاراکترها همچنان در فروم‌های طرفداران انیمه و مانگا زنده باشند، سازندگان به‌سراغ ساخت اثر سینمایی آن می‌روند. شاید باید گفت که بیشتر این داستان‌ها در همان قامت انیمه اوج می گیرند و خاموش می‌شوند. ساخت آثار سینمایی و لایواکشن از آن‌ها چیزی جز طمع سازندگان نیست.
فیلم جدید اکس‌اکس‌اکس هولیک نیز داستانی مشابه دارد. کمپانی بزرگی با نام کلمپ که در ساخت کاراکترها و مانگاهای معروف ید طولایی دارد، خلق‌کننده‌ی این داستان مصور بوده است. در این داستان نیز همچون «کیمیاگر تمام‌فلزی» شاهد نوعی بده‌بستان اخلاقی هستیم. نوجوانی با نام «کیمیهیرو» که اسیر ارواح و شیاطین نامرئی است، در یک شب و بر حسب اتفاق وارد مغازه‌ای می‌شود که به مغازه‌ه‌ی آرزوها معروف است. زنی ساحره با نام «یوکو» به او اطمینان می‌دهد که می‌تواند از سر این ارواح و شیاطین خلاص شود. اما در عوض باید چیز با ارزشی را در قبال این آرزو پیشکش کند. کیمیهیرو هر چه فکر می‌کند نمی‌تواند به نتیجه‌ای برسد. یوکو به او پیشنهاد می‌کند تا زمان پیدا کردن پاسخ در این مغازه به‌عنوان آشوز و خانه‌دار کار کند. علاقه‌مندان این مانگا و انیمه‌ می‌دانند که این فرآیند چگونه است و کیمیهیرو چگونه در طی این همکاری اتفاقی به بلوغی فکری و اخلاقی می‌رسد. اما این فیلم جز بازی با رنگ‌ها و ایجاد فضایی کاملاً فانتزی کار دیگری روی روایت انجام نمی‌دهد. در اصل باید گفت که آثار سینمایی اقتباسی از روی مانگاها با این نقص مواجه هستند. کارگردان‌های چنین آثاری باید بدانند که با حجم عظیمی از رخدادها در یک کتاب مصور قطور و سیل مخاطبان علاقه‌مندی که می‌خواهند آن کاراکترها را در قامتی سینمایی مشاهده کنند رو‌به‌رو هستند. اما گویا سینمای تجاری ژاپن حربه‌ی خوبی پیدا کرده و با یک اثر سینمایی ۲ ساعتی مخاطبان را به درون دام بی‌روایتی خود می کشاند.
«میکا نیناگاوا» یک ملودرام‌ساز متوسط است. او شاید در حد و اندازه‌های ساخت چنین آثار اقتباسی نباشد. به‌طور مثال اثر سینمایی او با نام «او دیگر انسان نیست»، محصول ۲۰۱۹، را به‌یاد بیاورید. نیناگاوا این فیلم را از روی رمانی با همین نام اقتباس کرده بود و مخاطب را در فضایی کاملاً کم‌عمق و به‌دور از هیجان قرار می‌داد. به‌همین سبب است که کارگردان‌هایی چون نیناگاوا توانایی پرداخت به داستان‌هایی چندوجهی را ندارند. نیناگاوا برای ساخت سریال‌هایی چون «دنبال‌کنندگان» و ایجاد فضایی ملودرام تلاش کند و ساخت آثار اقتباسی را به کارگردان‌هایی که ذهنیتی سینمایی دارند بسپارد.
برای مخاطب این فیلم که پیش از این شاهد انیمه‌های آن بوده نمی‌توان توصیه‌ای داشت. اما مخاطبی که همچنان این فیلم را مشاهده نکرده، بهتر است مجموعه انیمه‌های این مانگا را مشاهده کند و اگر رغبتی در او باقی ماند، به تماشای این فیلم بنشیند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟