پوستر فیلم ماشین جهنمی

برخی آثار فقط پیش‌نمایش‌های خوبی هستند

ماشین جهنمی
The Infernal Machine
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

بسیاری از روایت‌ها در ایالات متحده ربط مستقیمی به تیراندازی‌های گاه‌و‌بیگاه در مدارس و مراکز خرید دارند. حتی در حال نوشتن همین مرور هم بحث بسیاری بر سر قانون منع استفاده از سلاح گرم در جریان است. «اندرو هانت» در اولین و جدی‌ترین اثر خود به‌سراغ روایتی با همین درون‌مایه رفته است. او داستان را از زاویه‌دید نویسنده‌ای منزوی پی می‌گیرد. «بروس کاگبرن» سال‌هاست که خود را از دید مخاطبان خود دور نگاه داشته است. او سال‌ها پیش استاد دانشگاه بوده است و پس از نوشتن کتابی با نام «ماشین جهنمی» به موفقیت بزرگی دست یافته است. اما این همه‌ی ماجرا نیست. هنگامی که او کتاب را چاپ کرده، فردی جوان تحت تأثیر این کتاب و تفنگ به دست به مردم تیراندازی می‌کند. کاگبرن پس از این حادثه خود را از دید همگان مخفی می‌کند. کارگردان از زمانی وارد زندگی او می‌شود که سال‌هاست از انزوا گذشته است. اما او یک مزاحم زیرک دارد که از همه‌ی زیر و بم‌اش آگاه است. این مسئله زندگی عادی و مخفیانه‌ی او را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد. کاگبرن حتی به ناشر خود نیز شک می‌کند اما این مزاحم که خود را یک هوادار سمج جا زده است دست از سر او برنمی‌دارد.
فیلم «ماشین جهنمی» سعی ندارد به مقوله‌ای خاص بپردازد. از یک‌سو شاهد دزدی ادبی و از سویی دیگر شاهد پرداختی جزئی و حتی اشاره‌ای کوتاه به یک کشتار هستیم. اما کارگردان هیچ‌گاه روی یک موضع نمی‌ایستد. او هدف دیگری در سر دارد و می‌خواهد مخاطب خود را وارد هزارتویی رازآلود کند. مشکل درست از همین جا آغاز می‌شود. کاگبرن نه تحت تأثیر اخلاق فردی، بلکه درگیر یک تعقیب‌و‌گریز می‌شود. گویی آن فرد ناشناس تله‌ای به بزرگی یک شهر برای او ترتیب داده است. اندرو هانت لحظه‌به‌لحظه‌ که مخاطب خود را درون این هزارتو سرگردان می‌کند، ناتوانی خود را نیز به رخ می‌کشد. او در میانه‌ی پرده‌ی دوم اسیر کلیشه‌هایی می‌شود که نه از رازآلودگی اثر چیزی باقی می‌گذارند و نه خودش توان این را دارد که روایت را به مسیر دیگری سوق دهد.
اندرو هانت در فیلم جدید خود گویی از قرار گرفتن درون دنیایی تازه لذت می‌برد. قصه‌ی او هیچ لایه‌ی درونی‌ای ندارد. صرفاً با یک نویسنده‌ی منزوی سر و کار داریم که در نهایت مشخص می‌شود استادی شکست‌خورده بوده که تحت تأثیر نوشته‌ی یکی از شاگردان‌اش و مطمئن شدن از مرگ ناگهانی او، به دزدی ادبی روی می‌آورد و حال باید تاوان اشتباه خود را بپردازد. اندرو هانت نمی‌تواند این تاوان، پشیمانی، انتقام و در نهایت پذیرش را تصویر کند. این فیلم بیشتر از این درون‌مایه‌ها می‌گوید و قادر به تصویر کردن آن‌ها برای مخاطب نیست. سینمای رازآلود و هیجان‌انگیز باید درون قاب مخاطب را درگیر کند. اما فیلم «ماشین جهنمی» چیزی جز کلیشه‌های تکراری و کنش و واکنش‌های نخ‌نما ندارد. اندرو هانت حتی در ساختار علت‌و‌معلولی روایت خود نیز مانده است و نمی‌تواند از بازیگری چون «گای پیرس» نهایت استفاده را ببرد. شاید بهتر آن بود که کارگردان به‌جای دست گذاشتن روی چند درون‌مایه، به‌سراغ یک مفهوم خاص می‌رفت و روایت خود را بر آن اساس شاخ‌و‌برگ می‌داد. اما این اتفاق نیفتاده است و فیلم در همان مردابی که کارگردان اسیر است گرفتار می‌شود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟