باید گام برداشت و منتظر نماند
زمانی که از تجاوز صحبت میکنیم مجموعهای از کنشها را ذیل این واژه قرار میدهیم که هر کدام در جایجای دنیا واکنشهای متفاوتی را در پی دارند. به طور مثال حتی در کلام هم میتوان به یک فرد تجاوز کرد. پس از جنبش میتو در باب تمام این کنشهای معترضانه و متجاوزانه به شخصیت و بدن زن صحبت شده است و سینماگران نیز سعی کردهاند از زاویههای متفاوت به این موضوع بپردازند. اگر بخواهیم سانتیمانتالیسم هالیوودی را کنار بگذاریم، به آثاری چند در سینمای جهان میرسیم که در هر کدام شاهد این عصیان درونی جنس زن علیه تمام تعرضها و تجاوزها بودهایم. فیلم جدید آقای «مایک بارکر» قرار است روایتی از یک دختر بهظاهر مستقل را به ما بدهد که تا انتهای داستان پازل گذشتهی او تبدیل به آینهی تمامقد زندگی کنونی میشود.
شروع فیلم آنقدر ضربآهنگ بالایی دارد که ناخودآگاه بهیاد آثار کمدی-عاشقانهی سینمای جریان اصلی میافتیم؛ روایت پیدرپی آنی روی تصاویر و شرح صحنههایی که او در هنگام ملاقات با اطرافیان خود دارد و بهنوعی شیوهی کارگردان برای معرفی شخصیتهای مکمل است. اما کمکم از این ضربآهنگ کاسته میشود. پس از دقیقهی ۱۵ وارد مسیر اصلی روایت و زندگی از هم پاشیدهی آنی میشویم. او دختری است که در دههی ۱۹۹۰ از یک تیراندازی جان سالم بهدر برده است. اما هیچگاه مصاحبهای پس از آن اتفاق انجام نداده و در عوض یکی دیگر از بازماندگان طی این چند دهه مدام در حال مصاحبه و برگزاری کمپینهای مختلف است و علیه آنی نیز مصاحبه کرده است. حال او بر سر دو راهی مانده است. این تیراندازی و رخدادهای حین آن مسئلهی اصلی در ذهن آنی نیست. او قبل از این رخداد مورد تجاوز گروهی عدهای از پسران همکلاسی خود قرار گرفته بود و حال مسئلهی او چگونه بیان کردن این رخداد تلخ است. از یک سو نه میخواهد به آن دوران فکر کند و از سویی دیگر دیگر قادر به نگه داشتن این اتفاق تلخ در ذهن خود نیست. کارگردان سعی دارد فیلم را تبدیل به حبابی از بنبستهای زندگی آنی کند که میان آنها گرفتار آمده است. فیلم پس از شروع خود آنقدر در زندگی روزمرهی آنی خرد میشود و آنقدر بین رخدادهای گذشته و حال در رفتو آمد است که مخاطب در میانهی داستان روی وضعیت ذهنی آنی و حال درونی او اشراف کامل دارد.
اما این فیلم مشکلی بزرگ دارد و آن هم نداشتن نگاهی انتقادی به موضوع تجاوز است. گویا بارکر بیشتر روی هیجان فیلم کار کرده است تا آسیبهای روانی عمل تجاوز. اینکه آنی را زنی خشن و تندخو و نامتعادل نشان دهد همهی ماجرا نیست. او حتی بهطور سرزده وارد زندگی تنها متجاوزی که زنده مانده نمیشود و او فقط در زمانی حضور دارد که آنی رو در روی او قرار میگیرد. همهی پردهی سوم در هیجانی میگذرد که آقای بارکر دوست دارد به مخاطب القا کند. چنین درونمایههایی برای درک بهتر مخاطب امروزی از رنجی که یک زن در جامعهی مردسالار میکشد، بسیار مفید هستند. اما اینکه یک کارگردان بخواهد از درون این درونمایهی تلخ هیجانی هالیوودی بیرون بکشد، کمی بیانصافی به تمام رنجهایی است که جنس زن متحمل شده است. فیلم آقای بارکر عنوان بسیار زیبایی دارد و از آن چنین برمیآید که فقط درصد کمی از دختران هستند که همچون آنی جسارت مقابله با امر تجاوز را دارند و بسیاری دیگر بهسبب فشار خانواده و برای حضور عادی در زندگی همهی این درد را در گلو میفشارند و فرد و افراد متجاوز بیآنکه حتی ذرهای نسبت به عمل شنیع خود احساس ندامت داشته باشند در جامعه همچون مردمان عادی زیست میکنند. شاید این دومینو را باید در جایی قطع کرد. میتو تلاش کرد اما این تلاش مسیر مناسبی را پی نگرفته و همهچیز تبدیل به جیغودادهای مجازی و حمله به افرادی خاص شده است، در صورتی که تجاوز در میان مردمان عادی وجود دارد و سلبریتیها فقط درصد کوچکی از کل یک جامعه هستند. پس باید صدای همه بود و نه عدهای خاص.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.