کیپاپ و سینما؛ روایت ناموزون
کرهی جنوبی از زمانی که دیگر از بند دیکتاتوری رها شد، در عرصهی فرهنگی خود تلاشی دو صد چندان برای همگام شدن با جهان کرد تا بتواند از سود بیشمار عرضهی کالاهای فرهنگی به دنیا چیزی عاید خود کند. کیپاپ در عرصهی موسیقی در برابر جیپاپ ژاپنی بهوجود آمد. در بخشهای دیگر نیز این رقابت ادامه داشت تا اینکه در نیمهی اول دههی ۲۰۱۰ عرصهی جهانی تبدیل به استیج این گروهها شد. اکنون و در سال ۲۰۲۲ نمیتوان شهرت جهانی آنها را نادیده گرفت. اینکه این گروهها و موسیقیای که ارائه میدهند چقدر در هنر موسیقی تأثیرگذار است، باید گفت چیزی جز سرگرمی نوجوانان نمیتوان در آن پیدا کرد. حال یکی از این گروههای کیپاپ معروف کرهای با نام «پیوان هارمونی» مسیری سینمایی را برای آثار خود انتخاب کرده است.
شیوهای که این گروه کرهای برای عرضهی آثار خود در سینما در نظر گرفته است، سالهاست که توسط گروههای موسیقی مشهور دنیا در عرصهی فیلم کوتاه و موزیکویدیوهایی با کارگردانی فیلمسازان بزرگ دنیا ارائه میشود؛ از گروه «تول» تا «آرکایو» و «ریدیوهد» و «متالیکا». پس نمیتوان کاری را که این گروه موسیقی آغاز کرده است یک نوآوری نامید. زمانی که فیلم تمام میشود به این نتیجه میرسیم که این افراد شاید حتی درکی ابتدایی از تکینگی زمان، برخورد نسلها و دنیای آخرالزمانی ندارند. در اینکه چرا مجاب به ساخت چنین اثری شدهاند نکتهای مهم پنهان است و آن عطش شهرت و مزهمزه کردن همهچیز در این مسیر است. البته این را فراموش نکنیم که ساختار سینمایی کرهی جنوبی بهگونهای است که چنین آثاری زیر لایهای از آثار بزرگ و قابل اعتنا محو میشوند و حتی فرصت نفس کشیدن و سر بیرون آوردن هم ندارند. اما این دستههای موسیقی همچون قارچ در حال شکلگیری و قدرت گرفتن هستند و جهان همچنان بهکام آنهاست. نمونهاش را در رویکرد جهان موسیقی پاپ به گروهی با نام «بیتیاس» باید دید. در هر حال باید پذیرفت که بخشی از مخاطبان این گروهها نوجوانانی هستند که در جایجای دنیا قرار دارند. اینکه جیپاپ، کیپاپ، پاپ آمریکایی، مارول و … در صدر علاقهمندیهای گروههای نوجوانی قرار دارند یکی از علتهای اصلی بیهویتی نسل جدید است. این مشکل هیچگاه و در هیچ زمانی به نوجوانان مربوط نیست. زیرا آنها صرفاً مخاطبانی هستند که با توجه به خوراکی که در معرض آن قرار میگیرند دست به انتخاب میزنند. بسترسازی برای بالا بردن ذائقهی این قشر از جامعه وظیفهی حاکمان هر سرزمین و حاکمان رسانه است که متأسفانه هیچگاه جامعهی آگاه مورد توجه آنها نبوده است. حال این وضعیت را در حکومتهای تمامیتخواه در نظر بگیرید و تصور کنید چه فاجعهای در حال رخ دادن است؛ نوجوانی که برای رهایی از بند بنیادگرایی حاکمان دست به انتخاب هر عنوانی که بتواند او را از این ذهنهای منجمد رها کند میزند. برای ارتقای نوجوانان که تبدیل به جوانان و بدنهی آیندهی جامعه میشوند مسیری سخت در پیش است و باید دید آیا میتوان مسیر ارتقایافته را تبدیل به یکی از انتخابهای اول آنها کرد یا خیر.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.