مسخ شدن برای در آغوش گرفتن زندگی
«دمین ادول» در جدیدترین درام خود سعی دارد از زاویهدید یک فرد دارای سندروم داون با نام «تئو» به دنیا بنگرد. دنیای آثار ادول در درامهای خود همیشه بهدنبال باریکترین ریسمانهای ارتباطی انسان و دنیای اطراف است. او در این فیلم نیز سعی دارد تئو را در مواجهه با دنیای اطراف که بخش اعظمی از آن را طبیعت تشکیل داده بهتصویر بکشد. تئو جوانی ۲۷ ساله است که بههمراه پدر عکاس خود در ویلایی واقع در میان جنگل زندگی میکند. فیلم از زبان تئو روایت میشود و این اوست که مخاطب را در شروع هر سکانس با آنچه قرار است رخ دهد آشنا میکند.
دمین ادول در این فیلم وارد شهر نمیشود و سعی دارد هستی را عریان در برابر مخاطب قرار دهد. تئو قهرمان داستان او نیست، بلکه یک جوان تنها و دارای سندروم داون است که بارها در طول فیلم به این موضوع اشارهی مستقیم دارد. تئو در حال عصیان است و این عصیان نیازمند رهایی از وابستگی به پدر است. اگر بخواهیم فیلم را به سه بخش تقسیم کنیم باید اینگونه گفت که در بخش اول با آرامش و آمادگی تئو قبل از عصیان مواجه هستیم، در بخش دوم او خروش میکند و پدر را برای همیشه به دل طبیعت میسپارد و در بخش سوم مسخشدگی را در قامت زنی عریان و رها در طبیعت مشاهده میکند. تئو علیه همهی آن چیزی که نقص میپندارد قیام میکند.
نگاه نو در سینما همیشه مخاطب را جذب میکند. کاراکتر اول فیلم آقای ادول همهی راهها را برای ابراز ترحم از سوی مخاطب میبندد. او یک انسان است که خود را بخشی از هستی میپندارد. تئو هیچگاه در این فیلم همچون فردی سرخورده که با دیگران متفاوت است، خود را منزوی نمیکند. تئو میخواهد زندگی را همچون انسانی رها و آزاد مزهمزه کند و در این راه مفهوم پدر یا همان آقابالاسر را در دل طبیعت به زیر آب میفرستد. این فیلم از بعدی دیگر پرفورمنس انسانی در دل طبیعت است. البته این پرفورمنس همچون خود تئو رها از هر قاعدهای است. حرکات او در دل بینظمی موزون هستند و در پردهی سوم که مسخ شکل میگیرد بهآرامی به فرم مطلوب خود میرسد.
فیلم تئو و مسخ شاید در ظاهر روایت یک فرد دارای سندروم داون و دغدغههایاش باشد، اما از بالا و در کلیت خود همچون گام برداشتن انسان برای همگامی با طبیعت و قرار گرفتن در مرکز هستی است. اگر پدر را در این فیلم ذلت خدایی در نظر بگیریم، تئو را باید انسانی بدانیم که در تلاش است از طبیعت و خدا عبور کند و خود را همچون موجودی دارای اختیار به هستی بشناساند. دمین ادول در فیلم جدید خود همچون آثاری چون «نفس عمیق» سعی دارد زندگی و خواست کاراکتر داستان را ریزتر از آثار معمول به مخاطب نشان دهد. بههمین سبب آثار او تا حدی دارای فاکتورهای سینمای تجربی نیز هستند. دوربین او و نماها و حرکات آن این را بیشتر نشان میدهند. ادول از آن دست کارگردانهایی است که سعی دارد بندهای نامرئی اما حقیقی رابطهی انسان با خود و طبیعت را در قاب آثارش به مخاطب ارائه دهد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.