پوستر فیلم قرون وسطی

برای اتحاد، برای پیروزی

قرون وسطی
Medieval
محصول ۲۰۲۲ - جمهوری چک
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

در قرون وسطی و دوران انحطاط اروپا گویی همه‌جا خدای خود را داشت. شاید حتی هر انسانی تعریف خاص خود از خدا را داشت. بین قرن ۱۳ و ۱۴ و آن زمان که دیگر نفس‌های آخر سردمداری کلیسا را در اروپا می‌شنیدیم، مردم همه‌ خداباور بودند و در عین حال برای خدا و باور خود خون می‌ریختند. خدا دیگر مفهومی واحد در ذهن خداباوران نداشت. کلیسا از سویی خدا را تعریف می‌کرد و پادشاهان و ملاکان نیز تعریف خود را ارائه می‌دادند. در این میان مردمان بدبخت و خدای‌اشان خون‌اشان مباح بود. «پیتر یاکل»، کارگردان اهل جمهوری چک، به‌سراغ روایتی قرون وسطایی از یکی از بزرگ‌ترین مبارزان مردمی چک رفته است.
«یان ژیژکا» یکی از همان نام‌هایی است که مردمان هر کشوری به وجود او افتخار خواهد کرد. او مردی بود که یک‌تنه پشت مردمان خود ایستاد و تا آخر داد آن‌ها را ستاند. یاکل در این فیلم زندگی‌نامه‌ی کامل این مبارز را به‌تصویر نکشیده است و در عوض مسیر رستگاری او را پی گرفته است. درام‌های تاریخی معمولاً سعی دارند طبق روند قهرمان‌سازی شخصیت مورد نظر را دچار همان افت‌و‌خیزهای کلیشه‌ای می‌کنند و معمولاً از اصل زندگی آن کاراکتر تاریخی دور می‌شوند. در این فیلم نیز تمام شرایط مهیای این رستگاری سینمایی است. اما کارگردان با تأملی خوب در باب داستان تمام سعی خود را می‌کند تا از این امر دوری کند و همه‌چیز را در قالب یک کاراکتر ساده اما مبارز تصویر کند. در این فیلم دیگر با یک قهرمان یکه‌بزن کلیشه‌ای که زنی زیبا را دلباخته‌ی خود می‌کند طرف نیستیم. یان در مسیر قرار دادن کشور خود در صلح قرار دارد و برای این کار تبدیل به شوالیه‌ای مزدور شده تا از برخی افراد مهم پادشاهی محافظت کند. اما ورود زنی با نام کاترین که باید توسط یان ربوده شود تا کشور دچار یک توافق درونی شود همه‌چیز را تغییر می‌دهد. این دو نه دو عاشق، بلکه دو فرد از دنیایی متفاوت هستند و این تلاش برای انسان ماندن است که آن‌ها را شیفته‌ی یکدیگر می‌کند. کاترین در سویی کاملاً اومانیستی قرار دارد و تعالیم معمول کلیسا را در سویی دیگر قرار داده و یان بی آنکه قصد جان گرفتن داشته باشد جان‌ها را می‌گیرد. او پای هر جنازه‌ی فردی که کشته است بذر می‌کارد تا از دل آن دوباره حیات متولد گردد.
فیلم «قرون وسطا» با آنکه از هرج و مرج و کشتار و افیون توده‌ها می‌گوید، اما از انسانی‌ترین نیاز انسان یعنی میل به رهایی و آزادی و عدالت می‌گوید. کارگردان به‌خوبی توانسته این ورق را با روایت خود برگرداند. او کاترین را همچون نمادی برای رهایی مردمان از ظلم تصویر می‌کند. شاید در ابتدا نماهای زیاد زاویه‌ی پرنده مخاطب را به این فکر وادارد که شاید کارگردان همچون آثار دلهره و هیجان‌انگیز قصد دارد کمی خودنمایی کند. اما تمام این نماها از زاویه‌دید شاهینی هستند که برفراز آسمان همه‌چیز را می‌نگرد. او قتل و تجاوز را می‌بیند و در انتها تشییع پیکر بی‌جان کاترین را روی دستان مردمانی که قصد دارند از مرگ حیات را بارور کنند مشاهده می‌کند.
یک فیلم خوب نیازمند بازیگردانی خوب کارگردان و انتخاب پر از وسواس اوست. «بن فاستر» از معدود بازیگران سینمای هالیوود است که چهره‌اش بی‌آنکه دیالوگی بگوید با مخاطب سخن می‌گوید. بازیگران کمی هستند که چنین موهبتی دارند. به‌همین سبب است که او اولین انتخاب کارگردان برای این کاراکتر است. زمانی که بازیگری چون فاستر درون قاب قرار دارد، کارگردان بی‌نهایت نمای بسته را می‌تواند به مخاطب خود هدیه دهد. انتخاب درست بازیگر مهری‌ست بر موفقیت یک اثر و باید گفت اثر آقای یاکل با انتخاب درست‌اش توانسته یکی از آثار خوب تاریخی چند سال اخیر لقب بگیرد؛ اثری که در آن رستگاری، انسان و مهم‌تر از همه مفهوم بدوی اخلاق را شاهد هستیم.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟