کپی مبتذلی از اثر اسکورسیزی
در تاریخ سینما بسیار بودهاند کارگردانهایی که از روی نمونههای موفق سینمایی اقتباس کردهاند. مخاطب سینما نسبت به اثر اصلی، بهخصوص اگر این اثر تأثیرگذار و کالت بوده باشد، حساسیت زیادی دارد و در نتیجه فیلم اقتباسی را با وسواس زیادی دنبال میکند. از آنسو کارگردانهایی چون تارانتینو و وس اندرسون با بازسازی برخی سکانسهای ماندگار تاریخ سینما سعی در ادای دین به سینما دارند. این دو مقوله جدا از یکدیگر هستند. هدف از ذکر این مطالب این بود که بگویم چنین کارهایی در سینما بسیار معمول هستند. به بالیوود نگاهی بیندازید. بسیاری از آثار این سینما کپیهای غلوشدهی آثار بلاکباستری هالیوود یا دیگر سینماها است. از خاصیت این سینما برای مخاطب هندی نیز بسیار گفتهایم. در نتیجه به این رویکرد نمیتوان نقدی داشت، چرا که خود سازندگان این آثار نیز میدانند که گیشهاشان در محدودهی جغرافیایی خاصی رونق دارد. اما سینمای هنگکنگ مملو از آثار تجاری و بلاکباسترهایی است که روی سینمای اکشن تأثیر زیادی داشتهاند. این سینما رزمیکار-بازیگران مطرحی را طی دهههای مختلف به سینمای جهان شناساند و هالیوود نیز تاکنون در بسیاری از آثار خود از آنها استفاده کرده است. اما طی یک دههي اخیر افت شدیدی را در کیفیت سینمای اکشن هنگکنگ شاهد بودهایم. نتیجهی این اضمحلال فیلم جدید آقای «الی وونگ» است.
در این فیلمِ صدنام با دو کاراکتر اصلی روبهرو هستیم که همچون فیلم اسکورسیزی در دو جناح مشغول انجام مأموریت هستند. یکی از آنها پلیسی با نام «تینگ» است که در یک باند تبهکار مشغول عملیات مخفی است. از آنسو پلیس دیگری با نام «فن» در میان پلیسها در حال مأموریت برای آن باند تبهکار است. همانند فیلم «جدامانده» این دو از حضور یکدیگر خبر ندارند و قرار است کل فیلم تقابلهای هیجانانگیز این دو کاراکتر باشد. اما در کمال تعجب شاهد این هستیم که روایت هیچ همخوانیای با این شخصیتپردازی ندارد. کارگردان متوهم سعی دارد رگههایی از ملودرام هندی و خشونت کرهای را به فیلم خود تزریق کند. اما این کار یعنی جمع تناقضها و در نتیجه چیزی جز لاشهای از یک روایت بیهویت باقی نمیماند.
تسلط یک کارگردان روی ضربآهنگ اثر خود یکی از ارکان مهم پدید آمدن روایتی گیرا است. این تسلط در آثار اکشن که مملو از تعقیبوگریزهاست بسیار بهچشم میآید. آقای وونگ در اثر خود نهتنها نمیتواند روایتی شستهورفته پدید آورد، بلکه در صحنههای درگیری و تعقیبوگریز نیز کمیتاش لنگ است. او در برخی صحنهها حتی کنترلی روی دوربین و برشها ندارد. اینکه در اتاق تدوین دقیقاً چه رخ داده که باز هم شاهد این نقصهای کودکانه هستیم، یکی از ابهامات در باب این فیلم است. کارگردان هنگکنگی نمیتواند تصویری از یک دنیای خاکستری بین دو کاراکتر درمانده را نشان دهد. او دوست دارد کمی رازآلودگی را به فیلم خود اضافه کند، اما ضربآهنگ بالا و نامتناسب باعث از بین رفتن این رازآلودگی میشود. در نتیجه نه تعلیقی شکل میگیرد و نه مخاطب چندان حوصلهای برای ادامهي فیلم دارد. سینمای تجاری هنگکنگ پتانسیل بسیار بالایی دارد و حتی کارگردانهایی چون وونگ کاروای تا جایی که توان داشتهاند به این حوزه سرک کشیدهاند تا حداقل مخاطب سینما را نسبت به سینمای این کشور خوشبین نگاه دارند. اما یک سینما با تلاش عدهای معدود وارد مسیر موفقیت نمیشود. باید دید ژانربندیای که سینمای هنگکنگ از مدتها پیش آغاز کرده، میتواند روی کلیت سینمای تجاری این کشور تأثیر مثبتی بگذارد یا خیر.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.