فیلمی که هیچ چیز ندارد
فرزندان دوم خانوادهی سلطنتی دارای نیروهایی هستند که با تمرین و شناخت این نیروها قرار است کشورشان را نجات دهند. این پلات داستانیست که قرار است بهعنوان فیلم مقابل چشمان مخاطب قرار گیرد. از همان ابتدای فیلم و با روایت «سم» – دختر دوم خانوادهی سلطنتی- و برشهایی که در تصاویر شاهد هستیم، کارگردان بهطور مستقیم در گوش ما فریاد میزند که این فیلم نیست و قرار هم نیست فیلم باشد. بگذارید بهجای آنکه وقت خود را هدر بدهیم تا در مورد نداشتههای فیلم صحبت کنیم، کمی در مورد سینمایی که قرار است «سرگرمی» را به ما ارائه دهد حرف بزنیم. ببینیم که هدف مخاطب از تماشای یک اثر چیست؟ سینمای سرگرمی باید دارای چه فاکتورهایی باشد که بتواند مخاطب را جذب کند؟ واژهی «سرگرمی» را اگر بخواهیم معنا کنیم، باید گفت فرمی از فعالیت است که قرار است توجه و علاقهی مخاطب را معطوفبهخود کند. شاید حتی یک ایده باشد، اما با نگاهی به تاریخ میتوانیم به این برسیم که باید به آن «فعالیت»هایی اطلاق شود که طی هزاران سال برای جلب توجه مخاطب گسترش و رشد یافتهاند. داستانگویی، موسیقی، رقص و نمایش در طول تاریخ بشر، هر کدام بهنوعی و از زاویهی خود در جلب توجه مخاطب تلاش کردهاند. در اواخر قرن نوزدهم و شروع قرن بیستم، فیلم به یکی از ارکان اصلی «سرگرمی» بدل شد و خیلی زود جای خود را میان دیگر هنرها پیدا کرد. بگذارید در این بحث هدف والای هنر را کنار بگذاریم و صرفاً از جنبهی سرگرمی به مقولهی فیلم نگاه کنیم. در اینجا صحبت از درگیری عمیق بین مخاطب و فیلمساز نیست. بلکه میخواهیم از منظر هالیوودی آن، یعنی رمانتیسیسم آغشته به ملودرام یا همان «فرار از واقعیت»، به موضوع نگاه کنیم. در طول قرن بیستم و با پیشرفت تکنولوژی و در نتیجه اضافهشدن تکنیکهای تصویربرداری و جلوههای ویژه، صنعت سرگرمی سینما هم برای مخاطبان خود شروع به شعبدهبازی کرد. اما عصر دیجیتال و هجوم جلوههای نرمافزاری، باعث شده تا عرض سینمای سرگرمی وسیعتر شود و هر سال شاهد تولیداتی باشیم که نهتنها فیلم نیستند، بلکه نشانی از آن فاکتورهای اصلی سرگرمی، یعنی جلب توجه مخاطب و فرار از واقعیت، هم ندارند. این فیلم هم یکی از این آثار است که قرار نیست حتی مخاطبانِ صرفاً بهدنبال سرگرمی را سرگرم خود کند.
این فیلم حتی توان یدک کشیدن نام بلند خود را هم ندارد و صرفاً فیلمیست که با چند تکنیک سادهی جلوههای ویژه قرار است مخاطب سختگیر سینمای سرگرمی – که چشماناش به آثار پرهزینه عادت کرده است – را تا به انتها نگه دارد. اما همان ذره جذابیت را هم در فیلم شاهد نیستیم و فیلم، در همان نقطهی شروع خود به پایان میرسد.
«آنا ماسترو» باید در همان ژانر کمدی – والتر (۲۰۱۵)- اثر دوم خود را میساخت و وارد حوزهی ابرقهرمانی و فانتزی نمیشد. سال ۲۰۲۰، سال پرفعالیتی برای کارگردانهای تازهکار و فیلماولی بوده است و تابهاینجا بیشتر این آثار نشان از معرفی کارگردانهایی که باید منتظر آثار بعدیشان بود، نداشتهاند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.