نبردی کاملاً استراتژیک
«کیم هان-مین» در دههی ۲۰۱۰ یکتنه آثاری پر هزینه و کاملاً استراتژیک را برای سینمای تجاری کرهی جنوبی روی پرده برده است. از «جنگ کمانها» تا «جریانهای غران» و حال «هانسان: خیزش اژدها». این کارگردان کرهای قبل از شروع این سهگانهی تاریخی، در دههی ۲۰۰۰ دو فیلم رازآلود و جنایی را روی پرده برده بود. آثار او منحصربهفرد نیستند، اما کاملاً به چارچوب روایی سینمای کره و شخصیتپردازیهای آن وفادار هستند. فیلم جدید او دومین بخش از سهگانهای است که با «جریانهای غران» در سال ۲۰۱۴ آغاز شد. کاراکتر مرکزی این اثر دریاداری با نام «یی سون-شین» است که قرار است در یک سهگانه نبردهای تاریخی او روی پرده برود.
این فیلم بر پایهی همان سنت روایی سینما کرهی جنوبی، در پردهی ابتدایی خود انبوهی از کاراکترها را مقابل دیدگان مخاطب قرار میدهد. بارها و در مرورهای مختلف روی این مسئله تأکید کردهایم که وقتی در برابر یک روایت کرهای قرار میگیرید، به کارگردان اجازه دهید در پردهی اول این انبوه کاراکترها شما را در بر بگیرند. در پردهی دوم تکتک این کاراکترهای تأثیرگذار آنقدر در برشهای متوالی و موازی رفتوآمد دارند که مخاطب به نیمهی داستان نرسیده به کل روایت مسلط خواهد شد. این فیلم تقابل دو کشور ژاپن و کره را در قرن پانزدهم بهتصویر میکشد و مهمتر آنکه این نبرد روی دریاست. همانطور که در اثر سال ۲۰۱۴ شاهد بودیم، با یک فرماندهی سیاس و زیرک روبهرو هستیم که بهخوبی میتواند ذهن فرماندهی مقابل خود را بخواند. کارگردان در این اثر نیز بهجای وارد شدن به شلوغیهای جنگهای کلاسیک، سعی دارد استراتژیهای فرماندهی ژاپنی و کرهای را در برابر هم قرار دهد. همین تصمیم درست باعث میشود مخاطب در جایجای این روایت ۱۲۹ دقیقهای فرصت تنفس و مرور رخدادها را داشته باشد. این تصمیم همچنین باعث دوری کارگردان در استفاده از جلوههای ویژهی غلوشده میشود. در نتیجه همان نبرد اصلی تبدیل به هستهی اصلی تمام رخدادها میشود.
فراموش نکنیم که این دسته از فیلمها رویکردی کاملاً ملیگرایانه دارند و همین باعث ایجاد موقعیتهایی میشود که مخاطب کرهای را تحت تأثیر قرار دهد. این رویه در همهی سینماها وجود دارد و بهنوعی میتوان آن را در زیرمجموعهی پروپاگانداهای دولتی دستهبندی کرد. در هر حال تاریخ هر کشوری مملو از رخدادهای مختلف است و سینمای تجاری نیز سعی میکند در هر سال بخشی از این تاریخ را از زاویهدید خود بهتصویر بکشد. این رخدادها شامل پیروزیهایی خیالی یا واقعی اما غلوشده میشوند.
در مقایسهی سینمای تاریخی کشورهای شرقی باید چنین گفت که کرهی جنوبی بهسبب دستهبندی درست سینمایی بهخوبی میتواند پروژههای سنگینی همچون این اثر را در بازههای زمانی مشخص روی پرده ببرد. سینمای چین در این زمینه بسیار عقبمانده است و حتی از ژاپنیهای کمکار در این عرصه نمیتواند عبور کند. بهنظر میرسد سینمای تجاری چین هر چه دارد از پروژههای مشترکی است که ردپای هالیوود در آنها دیده میشود. شاید تعدد این آثار بتواند روی ذهن پریشان سینمای تجاری چین تأثیر بگذارد که بهجای هزینههای گزاف برای بالا بردن تعداد اثر تولیدشده، کمی به فکر مطالعات دقیق ژانری باشد. سینمایی میتواند در همهی عرصهها موفق شود که همهی ژانرهای سینمایی را در برابر مخاطب خود قرار دهد. تا این لحظه چنین خاصیتی را فقط در کرهی جنوبی و هالیوود شاهد هستیم و آثار خروجی نیز نشان میدهند که مخاطبان عام سینما آثار تولیدی همین دو غول را پیگیری میکنند.
«کیم هان-مین» پس از ساخت این سهگانهی تاریخی به دنیای جنایی و رازآلود و شهری خود بازمیگردد یا همچنان پروژههای سنگین دیگری از او در راه خواهد بود؟ باید منتظر بود و دید این کارگردان در بخش سوم روایت خود به کدام مسیر قدم میگذارد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.