پوستر فیلم اعتراف کن فلچ

یک کمدی-جنایی مدرن به‌سبک روایت‌های آگاتا کریستی

اعتراف کن فلچ
Confess, Fletch
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

در آثاری که مهم‌ترین کاراکتر آن‌ها کارآگاهی خصوصی با نام هرکول پوآرو بود، جنایتی رخ می‌داد و پس از آن این کارآگاه از طرف خانواده‌ی مقتول استخدام می‌شد تا راز پنهان این جنایت را کشف کند. این روایت‌ها معمولاً کمدی نبودند، اما کمدی موقعیت را در همان کنکاش‌ها و بازجویی‌های پوآرو از مظونین می‌ساختند. «گرگ موتولا» در جدیدترین اثر خود با تبعیت از این سبک روایت‌ها کمدی نرم و قابل قبولی روی پرده برده است.
فیلم به‌سبک روایت‌های کریستی آغاز نمی‌شود. موتولا کاراکتر اصلی خود، «فلچر»، را پس از وقوع جنایت با جنازه‌ای که روی زمین است مواجه می‌کند. البته او در این کاراکتر اعتماد‌به‌نفسی را به‌نمایش می‌گذارد که مخاطب از همان ابتدا مانند کارآگاه پلیس فلچر را مظنون اول می‌پندارد. اما راه را برای ظن بیشتر می‌بندد و کل فیلم را از زاویه‌دید فلچر روایت می‌کند. فلچر یک خبرنگار تحقیقی در حوزه‌ی هنر است که برای کمک به یکی از کنت‌های ایتالیایی برای پیدا کردن تابلوهای دزدیده‌شده‌اش وارد خانواده‌ی او می‌شود و با دخترش رابطه برقرار می‌کند. اما او درگیر یک قتل شده است و بدون اینکه بداند چه کسی پشت این ماجرا قرار دارد، مأموریت خود را پیش می‌برد.
هیچ‌کدام از کاراکترهای این فیلم به‌سبک کمدی‌های میانه‌ی هالیوودی احمق نیستند و کارهای احمقانه نیز از آن‌ها سر نمی‌زند. تک‌تک این کاراکترها، حتی همان کارآموز جدید پلیس یا همسر صاحب‌خانه‌ی فلچر در بوستون، زیرکی خاصی در کارهای‌اشان دارند. کارگردان حتی به‌اندازه‌ی یک دیالوگ هم سعی نمی‌کند از کاراکترهای احمق در اثرش استفاده کند تا مخاطب به حماقت او بخندد. او یک روایت جنایی را به مخاطب نشان می‌دهد و این کاراکترها هستند که در پس‌و‌پیش شدن رخدادها کمدی موقعیت خلق می‌کنند.
هالیوود به این دست کمدی‌ها بسیار نیاز دارد. کمدی‌های میانه‌ی هالیوودی که در آن‌ها کاراکترها با حماقت‌های غلوشده سعی دارند مخاطب را بخندانند دیگر پاسخی سینمایی به مخاطب ژانر کمدی نیستند. این دست از کمدی‌ها باید در همان زیرمجموعه‌ی کمدی-فکاهی خلاصه شوند تا دیگر کمدی‌ها همچون اثر جدید موتولا نفس بکشند. این گام توسط کمپانی بزرگی چون میرامکس برداشته شده است و باید دید دیگر غول‌های هالیوودی نیز به‌سراغ چنین روایت‌های شسته‌رفته‌ای در ژانر کمدی می‌روند یا خیر.
نباید از بازی خوب «جان هم» ‌در نقش فلچر گذشت. موتولا که سابقه‌ی همکاری با این بازیگر را در فیلم «چشم‌و‌هم‌چشمی با خانواده‌ی جونز» را در کارنامه دارد، او را بهترین انتخاب برای بازی در نقش فلچر دانسته است. باید گفت که این اعتماد پاسخ داده و «جان هم» نیز بسیار خوب از عهده‌‌ی این نقش پر دیالوگ برآمده است. او از فلچر کاراکتری به ما نشان می‌دهد که در عین زیرکی، شیطنت‌های خودش را نیز در زندگی شخصی دارد. ترکیب این دو به‌صورت کاملاً متعادل همان نکته‌ی مهم در درآمدن این نقش توسط «جان هم» است.
فیلم «اعتراف کن فلچر» یک کمدی سینمایی بدون هیچ اضافات غلوشده‌ای است. در این کمدی هم کاراکتر زیاد است و هم قاب‌ها بیش‌از‌حد شلوغ نیستن. به‌همین سبب مخاطب همچون کمدی‌های دیگر هالیوودی دچار سرسام نمی‌شود. به‌نظر وجود چنین روایت‌هایی در هر ژانری باعث بالا رفتن ذائقه‌ی مخاطب علاقه مند به آن ژانر می‌شود. آیا هالیوود به این ارتقای ذائقه تن می‌دهد؟‌ اگر چنین باشد، پس تکلیف ابرقهرمان‌ها چه خواهد شد؟ آیا روزی خواهد رسید که مخاطب هزاره‌ی سوم سال بدون مارول را در هالیوود شاهد باشد؟

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟