پوستر فیلم عبور از خط

آینده‌ی روشن یک کارگردان جوان

عبور از خط
Cross the Line
No matarás
محصول ۲۰۲۰ – اسپانیا
امتیاز ۱.۵
نویسنده سارا

«دنی» پسری جوان است که مدت‌هاست از پدر بیمار خود نگهداری می‌کند. او آنقدر مشغول مراقبت از پدر است که هرگز فرصتی برای خود نداشته است. به همین دلیل خواهرش از او می‌خواهد بعد از مرگ پدر برای مدتی به سفر برود. شب هنگام زمانی که دنی در یک رستوران مشغول اندیشیدن به این سفر است، دختری عجیب با نام «میلا» در برابر او ظاهر می‌‌شود و زندگی دنی را برای همیشه تغییر می‌دهد.
فیلم‌های هیجان‌انگیز معمولاً با سوژه‌های رازهایی که شخصیت اصلی داستان در پی پنهان کردن یا کشف آنها هستند و تعقیب‌وگریزهای بسیار ساخته می‌شوند. در این تعقیب‌وگریزها دوربین در دست مخاطب را هر چه بیشتر به آنچه حال و هوای روایت است، نزدیک می‌کند. فیلم «عبور از خط» هم دارای همین المان‌های ساده‌ای است که می‌تواند مخاطب را با خود همراه کند.
در این فیلم در ابتدا شرحی کوتاه اما مفید از دنی ارائه می‌شود. این تعریف هرچند کم دیده می‌شود، اما باعث می‌شود اتفاقاتی که نقطه عطف داستان است معنا پیدا کند. دنی فردی منزوی است که با دیدن یک دختر که نیاز به کمک دارد به سرعت به سمت او کشیده می‌شود. دختر جوان هم که از همان ابتدا مشخص است رازی دارد و مدام به گوشی‌اش توجه می‌کند در ادامه راز خود را فاش کرده تا ما با داستانی با منطق روایی روبه‌رو باشیم. درست است که پیرنگ اصلی داستان پیچیدگی‌های خاصی ندارد و راز میلا نیز رازی مخوف و عجیب نیست، اما همین که فیلم مسیر اصلی خود را تا انتها پیش می‌گیرد و از آن خارج نمی‌شود، باعث می‌شود مخاطب هم با داستان و هم شخصیت‌های آن همراه شده و به دنبال سرنوشت آنها چشم از روایت برندارد.
فیلم «عبور از خط» سعی کرده است تعقیب‌وگریزهای خود را نه با حضور تعداد زیاد شخصیت‌های فرعی که تعریف درستی نشده‌اند و معمولاً در فیلم‌های هیجان‌انگیز وجود دارند تا شخصیت اصلی داستان را به هدف‌اش برسانند، بلکه با تنها چند فرد که به صورت منطقی وارد داستان شده‌اند پیش می‌برد و تعقیب‌وگریزهایی با هدفی مشخص را ایجاد می‌کند. تغییر رفتاری و شخصیتی دنی با توجه به اتفاقاتی که در یک شب برای او رخ می‌دهد، کاملاً قابل پذیرش دیده شده و به مخاطب این امکان را می‌دهد که دنی و این تغییرات را بپذیرد.
در این فیلم دوربین در دستی که مدام می‌لرزد باعث شده است احساسات شخصیت‌ها به ویژه دنی به خوبی منتقل شود. دوربین دنبال‌کننده‌ی دنی بوده و مخاطب را مانند فردی که خود در بطن اتفاقات است وارد روایت می‌کند. مخاطب همراه با دنی متعجب و شاد می‌شود و آنجا که اتفاق ناگوار و غیرمنتظره‌ای رخ می‌دهد ترس تمام وجودش را فرامی‌گیرد. هم‌ذات‌پنداری مخاطب در این روایت یکی از دلایلی است که تماشای آن را آسان کرده است. «دیوید ویکتوری» با اینکه دومین فیلم بلند خود را می‌سازد، اما کاملاً با واژه‌‌ی تعلیق و عواملی که باعث می‌شود حتی اتفاقات ساده پر از هیجان دیده شوند، آشنایی دارد. او خوب می‌داند چگونه مخاطب را به سادگی در برابر خود بنشاند. موسیقی‌ و حتی نورپردازی‌های به‌کار رفته در مسیر فیلم‌اش هم دلایلی دیگر برای دانش هنری و آگاهی سینمایی او برای همراه کردن مخاطب با خود هستند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟