کارگردان در فیلم دوم هم از کمدی میترسید
«هو پونگ ماک» با کارگردانی مشترک یک اثر در ژانر دلهره کار خود را در سینمای هنگکنگ آغاز کرد. او در سال ۲۰۰۴ اولین فیلم خود را روی پرده برد و در سال ۲۰۱۸ دومین و آخرین فیلماش در ژانر دلهره ساخته شد. اما در چرخشی عجیب رو به سینمای کمدی آورد و از سال ۲۰۲۰ تا کنون ۴ فیلم روی پرده برده است. او یک کمدی سهگانه با نام «برادران فراری» را روی پرده برد. در مرور بخش اول این سهگانه با سه کاراکتر اصلی فیلم آشنا شدیم و تلاش آنها برای فرار موقت از زندان باعث شکلگیری این روایت شد.
هو پونگ ماک در فیلم اول خود نیز دچار تردید بود و سعی داشت همهچیز را در هیجان و تمنای کاراکترها برای فرار از زندان خلاصه کند. اما به این نکته توجه نکرده بود که شخصیتپردازیهای او متناسب با یک کمدی هیجانانگیز است و نه صرفاً یک اثر هیجانانگیز. او در روایت خود سعی دارد بخشی از سریال «فرار از زندان» را الگوی خود قرار دهد. این فیلم تفاوت بزرگی با آن سریال دارد؛ اینجا مدیوم سینماست و نمیتوان بهراحتی خلأ ایجاد کرد و در نهایت آن را به فراموشی سپرد. در مدیوم سریالهای تلویزیونی کارگردان فرصت دارد تا در قسمتها یا حتی فصلهای بعد سریال به این خلأهای ایجادشده بپردازد. اما در سینما شما با سه پرده مواجه هستید و در هر کدام از آنها میتوانید پیچشهای روایی ایجاد کنید. فیلم آقای پونگ ماک قادر به ایجاد مسیری این چنین نیست.
فیلم دوم هم مانند فیلم اول با مونولوگ ماک روی تصاویر آغاز میشود. او بخشی از اتفاقات بخش اول را تعریف میکند و به معرفی کاراکتر جدید فیلم میپردازد. برشهای ساده باز هم بلای جان این روایت شدهاند. کارگردان با اصرار روی این برشها فیلم را کاملاً یکبعدی پیش میبرد و مخاطب گویی در حال تماشای یک اثر تلویزیونی است. سکانسها دارای آغاز و اوج و فرود نیستند و در نتیجه سکانسهای بعدی بدون اینکه مخاطب آمادگی داشته باشد از راه میرسند. این نقص باعث میشود مخاطب همهچیز را به انتهای پردهی دوم و ابتدای پردهی سوم واگذار کند تا حداقل ماجرا برایاش قابل درک شود. در این صورت دیگر نمیتوان روی پردهی اول و بخش بزرگی از پردهی دوم نامی گذاشت. میتوان این چنین گفت که بخش اعظمی از روایت نمایشی بیجان از یک اثر هیجانانگیز است.
مشکل بزرگ دیگر بخش دوم این فیلم بیخاصیتی کاراکترهای فرعی است. زندانبانها، زندانیهای دیگر که هر کدم نوچهی یکی از کاراکترهای اصلی هستند یا حتی خود رئیس زندان هیچ اثری روی روایت ندارند. اینکه با چند دیالوگ محدود بخواهیم روایت را وسیعتر نشان دهیم چندان بهکار نمیآید. کار این کاراکترها فقط پر کردن قابهای فیلم است تا مخاطب حس زندان بودن این لوکیشن را دریافت کند. کارگردان حتی حوصلهی این را ندارد که بخواهد پلانی کلی از نقشهی زندان را با حوصله به مخاطب ارائه دهد. یک نمای گرافیکی کوتاه از پلان زندان نمیتواند مخاطب را درگیر این نقشهی فرار کند. در هر حال بخش دوم این فیلم نیز مانند اثر اول فدای ترس کارگردان از کمدی شده است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.