پوستر فیلم بچه‌ی تخس

فاسبیندر فراتر از این فیلم است

بچه‌ی تخس
Enfant Terrible
محصول ۲۰۲۰ – آلمان
امتیاز ۲.۵
نویسنده سارا

زمانی که «راینر» تصمیم گرفت از سالن‌های تئاتر بیرون بیاید و کار خود را به عنوان یک فیلم‌ساز تازه‌کار آغاز کند، کسی تصور نمی‌کرد او روزی تبدیل به یکی از مشهورترین و اثرگذارترین فیلم‌سازان جهان شود. راینر کارگردان و نویسنده‌ای متفاوت بود که تفاوت در نگاه‌اش به مسائل او را تبدیل به‌ فیلم‌سازی کرد که اگرچه زندگی شخصی خوبی نداشت، اما توانست دیدگاه بسیاری از مردمان را نسبت به جامعه و زندگی تغییر دهد.
فیلم «بچه‌ی تخس» سعی کرده است زندگی شخصی «راینر ورنر فاسبیندر» فیلم‌ساز اثرگذار موج نوی آلمان را از ابتدای شروع فیلم‌سازی‌اش یعنی اواسط دهه‌ی ۱۹۶۰ تا زمان مر‌گ‌اش که در ژوئن ۱۹۸۲ رخ می‌دهد، به تصویر بکشد. روایتی که در آن راینر فردی کاملاً خودشیفته و مغرور با رفتارهای خشونت‌آمیز دیده می‌شود. او از همکاران و عاشقان‌اش سوءاستفاده کرده و آنها را به شدت آزار می‌دهد. با این حال او فیلم‌سازی بزرگ است و همین امر باعث می‌شود همیشه همراهانی را علی‌رغم این رفتارها در پیرامون خود داشته باشد. او زمانی حتی از مصاحبه کردن و گرفتن جوایز مختلف از جشنواره‌ها هم خودداری می‌کرد و در نظرش همگی مسخره دیده می‌شدند. راینر آن قدر خود را در مشروبات الکلی و انواع مواد مخدر غرق کرد تا در نهایت با همین مواد هم در سن ۳۷سالگی به کام مرگ کشیده شد.
فاسبیندر فیلمسازی عجیب بود. او به چالش همه‌چیز و همه‌کس دست می‌زد و خنده‌های دیوانه‌وار و آزاردهنده‌اش می‌توانست بسیاری از همراهان‌اش در هنگام فیلم‌سازی را بیزار کند. او هفت فیلم را در یک‌ سال ساخت. به تدوین علاقه‌ای نداشت و اقتباس‌های تلویزیونی و فیلم‌های‌اش به حماسه‌هایی بورژوآیی و فاشیستی معروف بودند. فیلم‌های او مملو از تنهایی و خشونت هستند، درست مانند شخصیت خودش. او در بسیاری از فیلم‌های‌اش به مقوله‌ی دگرباشان پرداخته و آنها را شخصیت اصلی فیلم‌های‌ خود قرار داده است. او با تقلید از برشت، ژان‌ لوک گدار و ولز فیلم‌سازی را آغاز کرد و در نهایت تبدیل به فیلم‌سازی شد که اگرچه در زمان خودش چندان مورد توجه واقع نشد، اما بعدها مخاطبان بسیاری را پیدا کرد.
فیلم «بچه‌ی تخس» انتزاعی از دنیای بیرون است و روایت بدون اینکه حتی یک دقیقه در فضای باز شکل گرفته شده باشد، سعی کرده وارد ذهن راینر شود. زندگی خصوصی او را به تصویر درآورد و ما را با فضایی که در آن سعی می‌کند فیلم بسازد، آشنا کند. راینر همان‌قدر که عاشق تئاتر و انتزاع آن بود، سینما و واقعیت موجود در آن را دوست داشت. ما بعد از زمانی اندک دیگر می‌توانیم رفتارهای او را بشناسیم، اگرچه هرگز نمی‌توانیم درک‌اش کنیم. راینر فردی کاملاً متفاوت است که با خود فیلم‌های‌اش شاید بیشتر و بهتر شناخته شود تا فیلمی که سعی کرده زندگی شخصی او را تصویر کند. این فیلم تنها می‌تواند آگاهی نسبی بهتری از او به ما ارائه دهد، اگرنه نتوانسته‌ است چنان که باید این شخصیت و دیدگاه‌های او را تصویر کند. ما تنها راینر و زندگی او را با دوست‌پسران‌اش، عشاق و همکاران‌اش و خشونت بسیاری که در رفتارهای‌اش دارد، می‌بینیم. اینکه دیدگاه او به زندگی چیست یا چرا او این‌گونه با اطرافیان‌اش رفتار می‌کند، یا چگونه فیلم می‌سازد، مشخص نمی‌شود.
این فیلم نتوانسته است شخصیت بزرگ و پر از تناقض فاسبیندر را به نمایش گذارد. او تحت تأثیر دوست‌پسر مراکشی خود، «سالم»، مهم‌ترین اثر دوران حرفه‌اش یعنی « علی، ترس را می‌بلعد» را ساخته است، اما در این فیلم هرگز درباره‌ی فلسفه‌ی ساخت مهم‌ترین فیلم‌اش و دیدگاه او حرفی زده نمی‌شود. تنها در چند سکانس رابطه‌ی او و سالم دیده می‌شود. فاسبیندر در فیلم‌های‌اش به زنان نیز توجه ویژه‌ای داشته و آنها را به گونه‌ای خاص و متفاوت تصویر کرده است، اما در این فیلم زنان به کل حذف شده‌اند و تنها در دقایقی کوتاه نشان داده می‌شوند. انگار زنان در زندگی فاسبیندر هرگز وجود نداشته‌اند. در واقع فیلم «بچه‌ی تخس» بدون اینکه مکث کند و بخواهد کمی به شخصیت‌ها و روابط میان افراد بپردازد بسیار سریع از این اتفاق به سمت اتفاق دیگر می‌رود و همین امر باعث می‌شود نتواند در حد و اندازه‌ی فاسبیندر پیچیده دیده شود. حتی فیلم‌های او شاعرانگی خاصی هم داشتند که ما هرگز در این فیلم آن را نمی‌بینیم.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟