پوستر فیلم الهه‌ی کرم شب‌تاب

می‌خواهم گم شوم

الهه‌ی کرم شب‌تاب
Goddess of the Fireflies
محصول ۲۰۲۰ – کانادا
ژانر درام
امتیاز ۲.۵
نویسنده سارا

«کاترینا» دختری نوجوان است که با مادر و پدر خود در یک خانه‌ی بزرگ زندگی می‌کند، اما مدت‌هاست که احساس خانواده بودن را در این خانه ندارد. او حتی در روز تولدش هم از بحث و جدل‌های پدر و مادرش در امان نیست. این بحث‌ها عموماً هم به زدوخورد و فریادهای بلند و شکسته شدن وسایل خانه می‌انجامد. فشار عصبی وارد شده به کاترینا و تلاش او برای دور کردن خود از این فضای متشنج او را به سمت گروهی از دوستان مدرسه می‌کشاند. گروهی که روزها و شب‌های خود را به مصرف مواد مخدر و خوردن مشروب می‌گذرانند.
روایت‌های ساده و خطی و حتی تکراری همیشه هم بد نیستند. هم سینما و هم وجوه اخلاقی و رفتاری آدم‌ها آنقدر وسیع هستند که می‌توان بارها و بارها از زوایای مختلف به موضوعی خاص پرداخت. برای این پرداخت هم نیاز به روایت‌های پیچ در پیچ نیست. گاه عمقی که به یک روایت داده می‌شود و پرداختی که نسبت به شخصیت‌های آن انجام می‌گیرد می‌تواند چنان مخاطب را درگیر داستان کند که زمان را هم فراموش کند. فیلم «الهه‌ی کرم شب‌تاب» دقیقاً این‌گونه روایتی است. روایتی که آنقدر خوب توانسته شخصیت‌ها و اتفاقات پیرامون آنها را شرح دهد که مخاطب به راحتی می‌تواند با آن همراه شده و در بسیاری موارد به هم‌ذات‌پنداری با شخصیت‌های آن برخیزد.
در این فیلم همه‌چیز از دید کاترینا تصویر می‌شود. او تنش و دعواهای فجیع پدر و مادرش را می‌بیند و سعی می‌کند برای کاهش این تنش رو به دوستان‌اش بیاورد. مادر و پدر او هم آنقدر مشغول تخریب یکدیگر هستند که جز تأمین مالی دختر نوجوان خود کار دیگری انجام نمی‌دهند. تأمین مالی‌ای که اتفاقاً باعث فرو رفتن بیشتر دخترشان در منجلاب تنهایی و نابودی روحی و جسمی می‌شود. آنها می‌‌خواهند به فرزندان‌اشان توجه کنند و البته که او را دوست دارند، اما فروپاشی روانی‌اشان هرگز نمی‌تواند اجازه‌ی دیدن فرزندان‌اشان و اثری را که این بحث‌ها بر روح و روان او می‌گذارد، بدهد. کاترینا هم دور از کسی که او را همراهی کند، سعی در گم کردن درد خود با مواد مخدر دارد.
فیلم «الهه‌ی کرم شب‌تاب» در پرداخت شخصیت کاترینا و اتفاقاتی که او را چون دیگر اعضای خانواده‌اش به مرز فروپاشی می‌رساند، به خوبی عمل کرده است. پدر و مادر او و جدل‌های بین آنها هم تصویری واضح از شرایط زندگی این خانواده را به مخاطب ارائه می‌دهد. فیلم زمان زیادی را هم برای نشان دادن رابطه‌ی کاترینا با دوستان‌اش صرف می‌کند. به همین دلیل می‌توان به راحتی با روایت همراه شد و تمام اتفاقات رخ داده را لمس کرد. برای کاترینا چرایی دعوای میان پدر و مادرش یا دلیل مرگ دوست‌اش مهم نیست. فیلم هم سعی در شرح دلیل رخ دادن این اتفاقات برای شخصیت‌های پیرامونی کاترینا نمی‌کند و تنها سعی دارد روند انحطاط روحی و روانی کاترینا را در این موج عظیم تنش و اضطراب تصویر کند. این فیلم شاید بیش از آنکه بخواهد فیلمی برای نوجوانان باشد، فیلمی برای بزرگسالان است. فیلمی برای درک بهتر روح نوجوانانی که می‌توانند فراتر از تصورات معمول آنچه در پیرامون‌اشان رخ می‌دهد را درک کنند و به واسطه‌ی محیط پر تنش خود رفتارهایی ناگهانی و نابودکننده را از خود بروز دهند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟