آرزوهای اسیر در قاب واقعیت
«موفه» یک تکنیسین برق است که در کارخانهی چاپی فرسوده کار میکند. او اگرچه خودش خانوادهای ندارد، اما سرپرستی خواهر و دو فرزندش را برعهده گرفته است. موفه تلاش میکند با پسانداز کردن به آرزوی خود که رفتن به اسپانیا است جامهی عمل بپوشاند. «رزا» دختری جوان و زیباست که با خواهر دبیرستانی و باردار خود زندگی میکند و تلاش میکند با انجام کارهای مختلف بتواند هم خرج زندگی را به دست آورد و هم برای رفتن به ایتالیا پسانداز کند.
دستوپنجه نرم کردن با استعمار و فقر و انفجار جمعیت روال زندگی در کشورهای جهان سوم است. آرزو در این کشورها یا وجود ندارد یا آنقدر دور از دسترس است که اگر کسی در ذهن آن را داشته باشد در قاب واقعیتهای موجود جامعه گرفتار میشود و احتمال به سامان رسیدناش چیزی نزدیک به صفر است. اما امید است و آرزو و آدمی با این امید و آرزو زنده است. زندگی جریان دارد و زندگی باید کرد.
موفه مردی میانسال و رزا زنی جوان با داشتن توانایی و استعداد فراوان اگرچه در خانههای کوچک نامنظم و محلههای فقیر پر جمعیت زندگی میکنند، اما در کشوری غنی از نفت و ثروتمند متولد شدهاند. آنها مستعد پیشرفت هستند، اما منابع کشورشان به کشورهای دیگر صادر میشود و ثروتی نصیب آنها نمیشود که بتوانند در کشور خود به آنچه آرزو دارند، برسند. تراژدی هر روز در کنار آنها زندگی میکند و آنها مجبورند تن به کارهایی دهند که نه تنها باعث دور شدن آنها از آرزوهاشان است، بلکه از یک زندگی عادی دلخواه هم بینصیباشان میکند. مرگ در کشورهای جهان سومی و با فقر شدید فرهنگی و مالی نزدیکتر از هر چیزی به مردمان آنهاست. آنها حتی برای مردن هم باید بهای گزافی را بپردازند. مردن هم در این کشورها سخت است.
سکانس ابتدایی فیلم و نشان دادن موفی آرام در میان سیمهای وصلهشده و پر آشوب برق همان چیزی است که در زندگی او و دیگر مردمان اینگونه سرزمینها وجود دارد. مردمانی که باید در آشفتگی تاریک سرزمیناشان زندگیهای خود را وصله کنند و فقط برای زنده ماندن تلاش کنند. کلوزآپهای قابل تأمل از شخصیتهای روایت که خیره شده به مکانی نامعلوم در فکر آرزوهای خود هستند، تنها سهم این مردمان از زندگی بهتر نشان داده شده است. نویسنده و کارگردانان این فیلم با هوشمندی و درک بالای خود این تصاویر را ایجاد کردهاند. آنها در نشان دادن شخصیتهای روایت خود در قابهایی تنها هیچ خساستی به خرج نداده و با آرامش مسیر داستان تلخ خود را تا انتها پیش میگیرند، بدون اینکه بخواهند کمی امید سانتیمانتال و غیرواقعی را وارد روایتاشان کنند.
موسیقی هم در میان این تصاویر جایی ندارد. تنها در چند سکانس محدود غمانگیز صدای موسیقی محلی برای لحظاتی شنیده میشود. آنجا که موفی و رزا در حال بدرقهی آرزوهای خود هستند، زیرا زندگی واقعی به آنها اجازه نمیدهد راهی برای رسیدن به آرزوهاشان داشته باشند.
فیلم «این آرزوی من است» با برداشتهای بلند بدون عجلهی خود ما را وارد زندگی مردمی میکند که لمس کردن و درک کردن زندگیاشان با این قابها نه تنها سخت نیست، بلکه کاملاً ملموس و قابل پذیرش است. دیدن زندگی پر آرزوی موفی و رزا برای مردمان کشورهای جهان سوم تداعی تمامی سختیها و واقعیتهای زندگی هر روزهاشان است و برای مردمان کشورهای پیشرفته مانند دیدن یک مستند قوی پر از درد است که میتوانند با تمام وجود آن را حس کنند. این فیلم آنقدر آرام با دوربین خود وارد زندگی موفی و رزا میشود که گاهی باورش سخت است که ما در حال دیدن فیلمی داستانی از این دو شخصیت هستیم. گاه جدا کردن تصاویر این فیلم داستانی از یک مستند سینمایی سخت است.
برادران دوقلوی «ایسیری» در اولین تجربهی بلند سینمایی خود وارد زندگی واقعی مردمی میشوند که دیدن و لمس کردن آنها کار آسانی نیست، چه رسد به تصویر کردن تمام وجوه دردناک زندگی آنها. زندگی در نیجریه مانند زندگی در بسیاری کشورهای دیگر تلاش برای رسیدن به آرزوها نیست، بلکه تلاش برای بقا است. برادران ایسیری با درک عمیق این واقعیت توانستهاند تمام جنبههای تاریک جامعهی فقیری را تصویر کنند که بسیاری از کارگردانان و فیلمسازان توانایی ذهنی برای نشان دادن آنها را ندارند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.