پوستر فیلم ماجرای « آری» دوستِ روباتی من

روباتی که بهتر بود به زباله‌دانی افکنده شود!

ماجرای « آری» دوستِ روباتی من
The Adventure of A.R.I My Robot Friend
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده اردیبهشت

گروه‌های دوستی تا چه اندازه می‌تواند برای ما سازنده باشند؟ چه‌قدر می‌توان به دوستان اعتماد داشت و تجربیات را با آنها به‌راحتی و بدون نگرانی به‌اشتراک گذاشت؟ آیا انرژی و اعتماد صرف‌شده برای آنان در راه درستی بوده و متقابلاً ایشان نیز توانسته‌اند از در لحظات سخت کنار شما باشند یا خیر؟
استفِن شیمِک از زاویه‌ی دوربین خود فیلمی بر این اساس خلق کرده است. پسری نوآور و اهل تکنولوژی- نوآ – که بر‌حسب‌تصادف به روباتی بر می‌خورد. روباتی که قرار بوده به زباله‌دانی افکنده شود، اما با حضور در زندگی پسر به آفریدن ماجراهایی خلق می‌کند. روبات اِی‌آر‌آی۹ از ماشین‌های کارآمد شرکتی بزرگ به‌شمار می‌رفته، اما دیگر قابلیت جدیدی روی آن کارساز نبوده و صاحب شرکت تصمیم به معدوم کردن آن می‌گیرد. خالق روبات، پروفسور اَگی ناراحت است و با افشای سرقت روبات، امیدوارانه در تلاش است او را دوباره ملاقات کند. پروفسور از این جهت با مدیران شرکت همکاری نمی‌کند، چون هدف صاحبان شرکت تبدیل آری۹ به ماشینی جنگ‌افروز است و قرار است نیّات شوم صاحب شرکت را برآورده سازد. اَگی از این بابت ناراضی‌ست و تن به اجرای خواسته‌شان نمی‌دهد. بعد از سرقت روبات توسط نوآ و بهبودی تصادفی او، کم‌کم بین نوآ و آری رابطه‌ای عاطفی ایجاد می‌شود. نوآ او را آری خطاب می‌کند و حتی به دور از چشم همگان و مخفیانه به مدرسه‌اش می‌برد. دوست نوآ- بِثانی- نیز از وجود آری مطلع شده و هر سه ناخواسته وارد نبرد با گروهی که دنبال آنها هستند، می‌شوند و اتفاقاتی را شکل می‌دهند.
از بدو تماشای فیلم با جلوه‌های دیداری کاملاً ضعیف مواجه هستیم؛ ترکیب رنگ‌ها در محیط آزمایشگاه و کارخانه به‌قدری ساختگی و زننده است که کودکان نیز از این حجم از سطحی‌نگری آگاه می‌شوند و اشعه‌هایی که کارتونی بودند. آن حجم از سیگنال‌های مخرب و پرتاب تشعشعات که می‌توانست مخرب باشد و درگیری‌های فیزیکی که در کنار شلیک امواج پیشرفته هیچ‌گونه آسیب و ضرری، حتی به‌اندازه‌ی خراشی کوچک، پدید نیاورد! از این دست فیلم‌های علمی-تخیلی بسیار تماشا کرده‌ایم و نمی‌توان این اثر را نه نزدیک، بلکه چند فرسخی نزدیک به آنها دانست. دوستی و رابطه با موجودی ماشینی و اتفاق‌های کسالت‌بار پیش آمده را نمی‌توان حائز خلاقیت دانست. ماجرایی که حتی در به‌تصویر کشیدن خط اصلی آن نیز عاجز مانده است. بازیگران بزرگسال که دلقک‌گونه به ادای دیالوگ‌ها پرداختند گویا طی پروژه‌ای قصد دورهمیِ صرف داشته‌اند و اثری هم نقش‌آفرینی کرده و فقط وقت بیننده را تلف کردند. درگیری‌های غیرمنطقی و تعقیب‌و‌گریزهایی که تلاش داشت به بیننده حجم عظیمی از هیجان را منتقل کنند، اما مضحک‌وار نتوانستند پرداخت درستی داشته باشد. در پی تعقیب‌و‌گریزها چطور دسته‌ای به رستوران وارد شدند و خواهان استرداد آری شدند که تا لحظات پیش وجودشان به چشم نمی‌خورد؟ سکانس ملاقات نوآ و پروفسور هم از جمله اشکالات محسوب می‌‌شد. دیالوگ‌های مسلسل‌وار بدون منطق اَگی با نوآ و در پی آن ظاهر شدن آری که به‌نوعی پسر پروفسور اطلاق گردید. نوجوانان از کجا آری را می‌شناختند؟! چطور در کیف نوآ بود و پروفسور همچنان به دیالوگ‌های بی‌معنی‌اش ادامه می‌داد؟ شخصیت‌های منفی نیز فارغ از هرگونه زحمتی در القای حس بد به مخاطب، به اجبار بیننده را با خود به تماشا کشاندند. ذوق و شوق رسیدن به هدفی که در بیننده کور شد و مانع از لذت‌مندی اثر بود. فیلمی که حتی برای کودکان نیز خسته‌کننده خواهد بود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟