پوستر فیلم ستاره‌ی بخت ( در اصل نام یک مدل قدیمی از خودروی هیوندای است که اتفاقاً کاراکتر اصلی فیلم نیز همین ماشین است)

شاید دیگر دوره‌ی کمدی-ملودرام‌های هالیوودی به‌سر آمده

ستاره‌ی بخت ( در اصل نام یک مدل قدیمی از خودروی هیوندای است که اتفاقاً کاراکتر اصلی فیلم نیز همین ماشین است)
Stellar
محصول ۲۰۲۲ – کره‌ی جنوبی
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

گویا دیگر باید عادت کنیم که سرآمدان هر ژانر در هر سال باید ردی از سینمای کره‌ی جنوبی را در خود داشته باشند. شاید در سال ۲۰۰۰ باور اینکه سینمای یک کشور بتواند هم‌رده‌ی هالیوود قرار بگیرد تصوری محال بود، چه برسد به اینکه از این غول سینمایی سبقت هم بگیرد. تقریباً در هر ژانری قیاس سینمای دیگر کشورها با سینمای کره‌ی جنوبی کاری عبث است؛‌ از آبکی‌ترین سریال‌های تینیجری گرفته تا آثار جشنواره‌ای. تا سال ۲۰۱۵ به‌وضوح شاهد مقاومت و حتی ضد تبلیغ‌های هالیوودی برای کم‌رنگ کردن اثر و جذابیت سینمای کره بودیم. گاه «پیرپسر» را بازسازی می‌کردند و گاه کپی‌برداری‌های با احتیاطی از آثار دلهره و درام این کشور داشتند. اما دیگر باید این سینما را، نه به‌عنوان رقیبی سرسخت، که همچون غول سینمایی سر برآورده مشاهده می‌کردند. پس از آن بود که انواع و اقسام پلتفرم‌های پخش آنلاین و توزیع اثر آمریکایی به سینمای کره‌ی جنوبی حمله‌ور شدند و برای گرفتن حق توزیع جهانی آن‌ها از یکدیگر سبقت گرفتند. مخاطب کره‌ای سینما دیگر مانند پدران خود در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ از دیدن پوستر آثار هالیوودی در ورودی سینماهای سئول اشک در چشمان‌اشان حلقه نمی‌زند.
ملودرام‌های کمدی یکی از پرمخاطب‌ترین ژانرهای سینمایی هستند. شاید این علاقه را باید در دوران کودکی هر کدام از مخاطبین جست‌و‌جو کرد؛ زمانی که تلویزیون‌ها شبکه‌های محدودی داشتند و همان شبکه‌ها جز آثار ملودرام و کمدی و اکشن چیزی برای عرضه نداشتند. این مخاطب آن‌قدر در معرض این ژانرها قرار گرفته که هر گاه به خاطرات دوران کودکی خود مراجعه می‌کند، چیزی جز ستارگان بازیگری این آثار را به‌یاد نمی‌آورد. کمدی‌های کره‌ای نیز از اوایل دهه‌ی ۲۰۰۰ کم‌کم جای خود را میان مخاطب این ژانر سینمایی باز کردند. «سو-هیونگ» در جدیدترین اثر خود یکی از همین کمدی-ملودرام‌ها را روی پرده برده است.
کاراکتر اصلی فیلم مردی جوان با نام «یونگ-به» و ماشین پدری‌اش – هیوندای استلر – است. پرده‌ی اول فیلم شیوه‌ی رسیدن این دو کاراکتر به یکدیگر را به‌تصویر می‌کشد. یونگ-به یک شرخر است و برای یک نزول‌خوار کار می‌کند. او به سراغ بدهکارانی می‌رود که دیگر توان پرداخت بدهی‌اشان را ندارند و آن شیء گران‌بهایی را که به‌عنوان ضمانت قرار داده بودند برمی‌دارد. یکی از این ضمانت‌ها یک دستگاه لامبورگینی است. یونگ-به قبل از تحویل ماشین به رئیس‌اش، آن را به‌مدت یک شب نزد دوست خود به امانت می‌گذارد. دوست ماشین را می‌دزدد و تعقیب‌و‌گریزها از همین لحظه آغاز می‌شوند.
پرده‌ی دوم فیلم گویی تجدید خاطره‌ی یونگ-به با پدرش است. ماشین نماینده‌ی پدر است و هر بار به‌صورت کاملاً تصادفی یونگ-به را از مخمصه نجات می‌دهد. در طول پرده‌ی دوم فلش‌بک‌ها نه‌ آن‌قدر زیاد هستند و نه آن‌قدر کم که مخاطب نتواند بین یونگ-به، ماشین، پدر و تنفری که او از پدر دارد رابطه برقرار کند. پرده‌ی دوم این فیلم تراز یک اثر متوسط کمدی-ملودرام است که به‌راحتی مخاطب را درگیر خود می‌کند. کارگردان به‌خوبی از فاکتورهای این ژانر بهره می‌برد تا مخاطب درگیر زندگی یونگ-به شود. مهم‌تر از همه اینکه ماشین استلر دچار شخصیت می‌شود. این شخصیت‌پردازی شیء‌گونه نه نیازی به جلوه‌های ویژه‌ی آنچنانی داشته و نه اختصاص سکانس‌هایی با مرکزیت قرار دادن این ماشین. کل فیلم در اصل روایتی میان یونگ-به و گذشته‌اش است؛ گذشته‌ای که نماینده‌اش این ماشین بوده و همچون روزنه‌ی امیدی برای پیوند دادن دوباره‌ی یک پدر و پسر می‌ماند. فیلم «ستاره‌ی بخت» کنایه‌ای شیرین به زندگی است و در قالب یک ملودرام نرم و راحت‌الحلقوم مخاطب را هم می‌خنداند و هم، بدون توسل به غلوشدگی‌های بالیوودی و هالیوودی، دچار غلیان احساسات می‌کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟