بهدنبال هالیوود اما با فرمت بالیوود
«باشگاه مشتزنی»، اثر دیوید فینچر، یکی از آن آثار سینمایی بود که توانست بهسرعت تبدیل به یک اثر کالت شود. در این فیلم با کاراکتری روبهرو بودیم که خودش تبدیل به خود و دیگری شد. حال کارگردانی از مالزی سعی دارد در اثری ۱۲۰ دقیقهای جلوهای از باشگاه مشتزنی را در یک اثر انتقامی و اکشن روی پرده ببرد.
سینمای مالزی در سالیان اخیر تا حدودی توانسته همپای سینمای کشورهایی چون تایلند رشد کند. اما این سینما همچنان تحت تأثیر بالیوود است و این برای سینمای یک کشور یعنی سم. سینمای مالزی تا نتواند از زیر این تأثیر خارج شود، نمیتوان سینمای جریان اصلی آن را قابل بهبود دانست. شاید جایگاه ورزشهای رزمی «موی تای» در جنوب شرقی آسیا یکی از همان ریسمانهای محکمی باشد که آثار اکشن این منطقهی جغرافیایی وارد ابتذال بالیوود نشوند. اما تکنیکهای احمقانهای که بالیوودیها در اتاق تدوین بهکار میبرند هنوز در برخی آثار سینمای مالزی و تایلند و فیلیپین دیده میشود. اما همهی این چند کشور چند سالی است که سعی دارند از این تأثیرات منفی سینمای بالیوود دوری کنند و در عوض خود را به دیگر کشورهای منطقه همچون کرهی جنوبی، هنگکنگ و تایوان برسانند.
در فیلم «دستیار» نیز میتوان تلاش کارگردان را برای رسیدن به قصهای سرگرمکننده مشاهده کرد. او در تمام اثر سعی دارد مخاطب را در هالهای از ابهام نگاه دارد تا تقابل خود و دیگری را در پارهی دوم فیلم درک کند. اما قصهی او مشکلی اساسی دارد و آن هم خلوتی بیشازحدی است که آن را فرا گرفته است. در فیلم لینچ هم ضربآهنگ بالا بود و هم کاراکترهای بسیاری وجود داشتند و کاراکتر اصلی در تعامل با هر کدام از آنها و محیط پیرامون ذهن مخاطب را از شک کردن به هویت «دیگری» بر حذر میداشت. در این اثر اما این تعامل بین کاراکتر اصلی و دیگری بسیار کودکانه است و برای مخاطب سینما بهاندازهی چند سکانس از ابتدای فیلم زمان میبرد تا به این اینهمانی پی ببرد.
سینمای جریان اصلی مالزی مسیری بسیار طولانی در پیش دارد و باید در پیمون این مسیر در هر ژانری دچار آزمونوخطا شود. مالزی نیز باید همانند تایلند فضا را برای پرداختن به ژانرهای مختلف باز کند و از فیلمسازان این عرصه به هر نحوی حمایت کند. موقعیت جغرافیایی و چندپارگی فرهنگی باعث میشود این سینما پتانسیل قصههایی منحصربهفرد را داشته باشد. همهی مالزی آن دو برج دوقلو نیستند و همهی سینما اکشن نیست. سینمای یک کشور بخشی از هویت آن است و اگر دستمایهی محدودیتهای ایدئولوژیکی و فرهنگی و عرفی شود، هیچگاه فرصت رشد نخواهد داشت. عقب ماندن سینمای بسیاری از کشورها نسبت به دیگر مناطق دنیا در نتیجهی همین درگیریهای درونی است. سینمای مالزی نیز باید از این وابستگی غیرمستقیم با ابتذالهای تکنیکی بالیوودی دور شود و همهی ژانرهای سینمایی را در طول یک سال روی پرده ببرد. با همین آزمونوخطاها میتوان به آیندهی این سینما امیدوار بود. مخاطب سینما نیاز دارد تا کمی سینماییتر در خیابانهای کوالالامپور قدم بزند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.