کارگردانی که مافیا دوست داشت
نام نیویورک با فرقههای تبهکاری و مافیایی سینما گره خورده است. نام این آثار حتی نیازی به فکر کردن ندارد و در صدر آنها آثاری چون سهگانه پدرخوانده یا رفقای خوب قرار دارند. از سویی دیگر خیابانهای نیویورک پذیرای آثار عاشقانهی زیبا نیز بوده است. لوکیشن نیویورک همیشه جذاب بوده و بسیاری طمع میکنند از این لوکیشن برای جذابیت آثار خود استفاده کنند. «آنته نواکوویچ» یکی از این کارگردانهاست که سعی کرده مافیای روسی را در بطن نیویورک بهتصویر بکشد.
فیلم آقای نواکوویچ هیچ پایه و اساسی ندارد. او از تمام گزینههای ملودرام و آثار گنگستری استفاده کرده تا بتواند تأثیر خود را بهتصویر بکشد. اما نام بردن از یک مفهوم یا رخداد در سینما هیچ معنایی ندارد. در سینما باید بهتصویر در آوردن را بلد باشید. نواکوویچ نیز در همین جا لنگ میزند. او بهخیال خود سعی دارد با افتتاحیهای که رخدادی در گذشتهی یک خانوادهی روس است، مخاطب را با نوستالژی آثار مافیایی روبهرو کند. خانوادهای روس که یهودی بودهاند، در دههی ۱۹۸۰ به نیویورک مهاجرت کردهاند و گرمابهای روسی را اداره میکنند. ظاهراً این خانواده برای رهایی از دست گروههای مافیایی دستبهدامان عدهای شدهاند و آنها نیز حقحساب خود را میخواهند. اینکه این افتتاحیه چه کاربردی دارد و قرار است در کل فیلم شاهد چه رخدادهای مرتبطی با آن باشیم، باید گفت حتی کارگردان هم درکی از این ارتباط ندارد. در هر حال پس از این افتتاحیه حدود سه دهه میگذرد تا به دوران کنونی برسیم. اما قرار نیست رخدادی چشمگیر مخاطب این دسته از آثار را به خود جذب کند. آن خانواده همچنان به تجارت خانوادگی خود مشغول هستند. اتفاقات همچون آثار سینمای گروه ب در صحنههای داخلی رخ میدهند و کاراکترها هم بیدلیل از سکانسی به سکانس دیگر سرگردان هستند.
این فیلم هم بیروایت است و هم بیتکنیک. با دیدن چنین آثاریست که مخاطب اهمیت زیاد صداگذاری و ترکیب صدا را درک میکند. فیلم آقای نواکوویچ نمونهی کاملی از یک اثر ضعیف است که برای مطالعهی اهمیت تکنیکهای ابتدایی سینما بسیار کاربرد دارد. از تهیهکنندهای که تا کنون بیش از ۲۰ فیلم تهیه کرده است بعید است چنین اثر ضعیف و فاجعهای روی پرده ببرد. اینکه نواکوویچ دو اثر دیگر را در مرحلهی پساتولید دارد کمی عجیب بهنظر میرسد. اما باید منتظر بود و دید این کارگردان قرار است وارد کدام مسیر از ردههای سینمایی شود؛ سینمای جریان اصلی یا سینمای گروه ب. اگر گزینهی دوم مد نظر اوست که دیگر نیازی به گزافهگویی نیست. اما در آثاری که نواکوویچ تهیه کرده است میتوان میل وافرش را به قرار گرفتن در سینمای جریان اصلی دید. این اثر هیچ نشانهای در خود ندارد و این کارگردان را باید در آثار بعدیاش قضاوت کرد. فیلم «اوکراین کوچک» فقط در عنوان خود سعی دارد از رخدادهای دو سال اخیر کمی سوءاستفاده کند تا مخاطب از همهجا بیخبر را به دام تماشای خود بیندازد. اما حتی آن مخاطب خوشبین نیز با تماشای افتتاحیه دیگر رغبتی به تماشای ادامهی اثر نخواهد داشت؛ حتی با کرشمهی دختران قدبلند و بلوند روسی.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.