تلاشی ناکافی برای ایجاد تصویری نو از دنیایی آخرالزمانی
پنج سال پیش طوفانی سهمگین تمام شهر هنگکنگ را در هم نوردید. «آشا»، دختری جوان، تنها بازماندهی خانواده است که حالا در ساختمانی به جا مانده اما تقریباً تخریبشده زندگی را میگذراند و تلاش میکند خود را از دست دزدان و حیوانات بزرگ و وحشی دریایی در امان نگه دارد. همهچیز در روزمرگی تلاش برای بقا میگذرد تا اینکه دختربچهای کوچک با نام «هیهی» در ساختمان آشا دیده میشود.
سوژههای آخرالزمانی چندین سال است سوژهی بسیاری از فیلمهای درام، هیجانانگیز و ترسناک شدهاند. این فیلمها گاه با نگاهی معناگرا و حتی اگزیستانسیالیستی سعی در ایجاد تقابلی میان زندگی و مرگ دارند و گاه با روایتهایی دلهرهآور تلاش دارند مخاطب را با تنش خود پر از هیجان و ترس کنند. فیلم «آرامشی ورای همهچیز» در روایتی ساده و هیجانانگیز سعی دارد نگاهی جدید را به این مقوله داشته باشد.
این فیلم را میتوان به سه بخش تقسیم کرد. بخش اول که مهمترین بخش روایت است، باعث برقراری ارتباط مخاطب با فضای داستان میشود. در این بخش آشا و چگونگی زندگی او در محیط این دنیای آخرالزمانی تصویر شده است. تلاش آشا برای جمع کردن آب و غذا و تأمین مایحتاج زندگی در یک سوم ابتدایی فیلم به دقت نشان داده شده است. در این بخش مخاطب میتواند به راحتی به درکی از فضای داستان دست پیدا کند. بخش دوم زمانی آغاز میشود که هیهی وارد روایت میشود. در این بخش هم آشا با خاطرهی از دست دادن خواهر کوچکاش تلاش میکند با هیهی ارتباط برقرار کرده و او را با خود همراه کند. آشا مانند مادری دلسوز هیهی را در پناه خود گرفته و زندگیاش معنای دیگری پیدا میکند. این بخش مانند بسیاری از فیلمهای درام است و حرف جدیدی برای گفتن ندارد. بخش سوم زمانی است که دزدان او و هیهی را مییابند. این بخش برخلاف دو بخش گذشته که ریتمی آرام دارد پر از هیجان و تنش است و آشا را تصویر میکند که برای دفاع از هیهی حاضر است هر کاری انجام دهد. بخشی که با توجه به زمان اندکاش عقیم به نظر میرسد. این سه بخش بهگونهای در کنار هم قرار گرفتهاند که توانستهاند تعادلی خوب را در مسیر داستان ایجاد کنند.
فیلم «آرامشی ورای همهچیز» با ایجاد فلشبکهایی با رنگهای روشن و حتی تار کردن پسزمینهی اتفاقات، برخلاف زمان حالی که با فیلتر رنگهای تیره و خنثی تلاش کرده فضای آخرالزمانی خود را به خوبی تصویر کند، به گذشتهی آشا نیز سر زده است و با ارائهی پیشینهای از او وجود این شخصیت را در این مکان معنا کرده است. این فیلم اما تمام تمرکز خود را بر آشا گذاشته و از دیگر شخصیتها غافل شده است. فیلم نه دلیل وجود هیهی را در اینجا به درستی توصیف کرده و نه دربارهی دزدان آن منطقه حرفی زده است. اینکه در مدت این پنج سال هیهی کجا بوده و چگونه زندگی میکرده است، هرگز بیان نمیشود و دلیل خشونت و حتی وجود دزدان نیز شرح داده نشده است. این فیلم تلاش کرده است نگاهی خلاق به دنیای آخرالزمانی و تلاش افراد برای زنده ماندن در آن داشته باشد، تلاشی که هرگز کافی نبوده و نمیتواند فیلمی نو را ارائه دهد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.