پوستر فیلم نچ

این فیلم حتی جذاب هم نبود

نچ
Nope
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

«جردن پیل» بی‌شک کارگردانی است که خوش‌ساخت بودن اثر یکی از اولویت‌های اوست. نگاهی به چند اثری که تاکنون روی پرده برده است داشته باشد؛ «برو بیرون» محصول ۲۰۱۷، اولین فیلم بلند داستانی او بود. او با همین اثر بسیاری از مخاطبان سینمای هیجان‌انگیز را جذب اثر خود کرد. البته این را فراموش نکنیم که فیلم «برو بیرون»‌در بهترین زمان ممکن برای یک کارگردان سیاه‌پوست روی پرده رفت؛ داستانی که یک دوست‌پسر سیاه‌پوست را به مهمانی خانواده‌ی دوست‌دختر سفیدپوست‌اش می‌برد. کل روایت ترسیم دهشت پنهان در پس این مهمانی است که این فرد سیاه‌پوست تبدیل به قربانی جدید آن‌ها شده است. هنر پیل در این فیلم خلق فضایی ابزورد به‌سبک بریتانیایی‌ها بود و با آن پایان دوگانه توانسته بود هر دو طیف مخاطب سینه‌فیل و عادی را پای کار خود بنشاند. او در دومین اثر خود کاملاً در فضایی «دلهره» باز هم کاراکترهای محوری خود را از میان سیاه‌پوستان انتخاب کرده بود. پس از این فیلم دیگر می‌شد حدس زد که پیل در هالیوود پرورش یافته تا سینمای سرگرمی سیاه‌پوستان را روی پرده ببرد. حال و در سال ۲۰۲۲ شاهد سومین و ضعیف‌ترین اثر جردن پیل هستیم.
جردن پیل نویسنده‌ی بسیار خوبی‌ست و این نبوغ را می‌توان در نوشته‌ی سال گذشته‌اش با نام «آبنبات‌فروش» دید. او در دو اثری که توانسته نوشته‌های خود را روی پرده ببرد هم بد کار نکرده و مخاطب را امیدوار به سینمای خود نگاه می‌دارد. اما در اثر جدید او با ملغمه‌ای از بی‌چیزی مواجه هستیم.
جردن پیل در اثر جدید خود خانواده‌ای سیاه‌پوست را بیرون از محیط شهری لس‌آنجلس قرار داده است. این خانواده به‌صورت اجدادی رام‌کننده‌ی اسب بوده‌اند و طبق روایتی کاملاً ذهنی به این باور رسیده‌اند که سینما با خانواده‌ی «هیوود» شروع شده است. پدر خانوده‌‌ی هیوود به‌همراه تک‌پسرش، «او جین»، در حال رام کردن اسب سفیدی با نام «گوست» است. بارش اشیاء از آسمان و زخمی شدن پدر و در نهایت مرگ او… . جردن پیل فضای فیلم را در همین زمین بیابانی ایجاد کرده است. حضور جسمی ناشناخته، کشته شدن پدر توسط اشیاء سقوط‌کرده و در نهایت برادر و خواهری که در دو جبهه‌ی متفاوت به زندگی می‌نگرند. خواهر به‌دنبال معروفیت در هالیوود و برادر به‌دنبال زنده نگاه داشتن شغل اجدادی است. اما خواهر پشتکار برادر را ندارد و برادر عاجز از قدرت تکلم خواهر است. جردن پیل فیلم خود را تبدیل به پرده‌هایی با نام کاراکترها کرده است و مخاطب را پله‌پله در فضایی گنگ پیش می‌برد. از سویی دیگر او افتتاحیه‌ی خود را کاملاً بی‌ربط به کل اثر به‌تصویر می‌کشد. در یک شوی تلویزیونی به سال ۱۹۹۸، یک شامپانزه‌ی بازیگر دیگر بازیگرها را می‌کشد و فقط یک بازیگر نوجوان کره‌ای-آمریکایی زنده می‌ماند. این بازیگر اکنون در نزدیکی محل زندگی خانواده‌ی هیوود شوی تبلیغاتی خود را به‌راه انداخته است و گویی از آن سال دچار این توهم است که خدا نظری دیگر روی او دارد.
بلعنده‌ی ناشناس فیلم جردن پیل گویی هر چیزی را که قصد قدرت‌نمایی دارد می‌بلعد. شعار بلعنده این است؛ به من خیره نشو تا بلعیده نشوی. جردن پیل در آشفته‌بازاری که به‌وجود آورده به‌نوعی قصد دارد رابطه‌ای انسانی بین بلعنده و دیگر کاراکترها برقرار کند. اما او حتی به‌اندازه‌ی یک فریم موفق به ایجاد چنین رابطه‌ای نمی‌شود. اینکه دائم در حال تماشای تلاش‌های بی‌وقفه‌ی کاراکترها برای معروف شدن به‌هر قیمتی هستیم، به این معنی نیست که روایت می‌تواند از ساختار کلیشه‌ی ژانر دلهره و هیجان‌انگیز برای رسیدن به هدف خود استفاده کند. جردن پیل آن‌قدر بزرگ نشده که هالیوود گوش‌به‌فرمان او باشد و از سویی دیگر آن‌قدر جسارت رفتن به‌درون سینمای مستقل را ندارد که بخواهد در دنیای ابزوردیسمی که بسیار به آن علاقه دارد غوطه‌ور شود. جردن پیل در این اثر هم واقعاً عاشق پرداختی ابزورد به روایت‌اش بوده است، اما روایت جدید او تهی از هر معنایی، حتی جذابیت هالیوودی، است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟