تقلید از برادر بزرگتر هم فایدهای نداشت
«النا» و «خوزه ماریا» دوستان قدیمیای هستند که به دعوت «سائول» و دوستاش، «هوگو»، به ویلا و جزیرهی خصوصی دوست سائول میروند تا شب را به خوشی بگذرانند. همگی آنها دکترهای دندانپزشکی هستند که در یک کنفرانس علمی با یکدیگر آشنا شدهاند. ورود آنها به این جزیرهی بهشتی اگرچه به راحتی صورت میگیرد، اما آنها برای خروج از آنجا باید اتفاقات گوناگونی را پشت سر بگذرانند.
هالیوود در ساخت فیلمهای پر زرقوبرق کمدی شهرت دارد. فیلمهایی که در آنها نه روایت فیلم که محیط داستانی آن باعث جذابیت مخاطبان عام سینما میشود. مخاطبانی که زندگی بورژوآزی را دوست دارند، اما هرگز خودشان نمیتوانند به آن دست پیدا کنند. این فیلمها هرچند محتوایی نداشته باشند باز هم میتوانند این مخاطبان تشنه را به سمت خود بکشانند. فیلم «آمالگاما» نیز یکی از همین دست فیلمهای کمدی بورژوآزیست که با تصاویری زیبا سعی دارد کمبود محتوای خود را جبران کند و مخاطب را با خود همراه کند. این فیلم البته از پس این کار هم برمیآید، اما در پایان چیزی را نصیب بیننده نمیکند جز دیدن یک جزیره، خانه و ویلایی زیبا.
فیلم «آمالگاما» در همان ابتدا با کم کردن شخصیتهای روایت خود و بردن آنها به مکانی جدا سعی کرده تمرکز لازم را برای پرداختن به آنها ایجاد کند. این تمرکز اما هرگز در مسیر داستان بر این افراد وارد نمیشود. مخاطب عمیقاً احساسات شخصیتها را درک نمیکند و نمیتواند با آنها همراه شود. هر چهار نفر این شخصیتها مشکلاتی در زندگی شخصی خود دارند که همگی مشکلات تکراریای هستند که در بسیاری دیگر از روایتها نیز دیده شده است. اما حتی فیلم نتوانسته به این مشکلات عمق دهد. ما نمیدانیم چرا النا به قول خوزه خودتخریبگر است و علاقه دارد با مردانی اشتباه رابطه برقرار کند. یا دلیل اصرار خوزه برای ماندن با همسرش که مدام با کلامی بد با او صحبت میکند، چیست؟ چرا هوگو و سائول بعد از خیانتی که هوگو تصور میکند سائول با او داشته و عشقاش را از او دزدیده، هنوز با هم رابطه دارند؟ حتی تغییر شخصیتهای ناگهانی این افراد در پایان کاملاً غیرواقعی و دور از ذهن است. در بسیاری موارد نمیتوان مشکلات ریشهدار شخصیتی را به این راحتی کنار گذاشت یا خیانت دیگری را پذیرفت. هیچکدام از شخصیتها پرداخت درستی ندارند و نمیتوانند روایتی را که بر مبنای شخصیتها و مکالمات آنها است معنا دهند.
«کارلوس کوارون» برادر کوچکتر «آلفونسو کوارون»، فیلمساز مطرح فیلمهایی چون «روما» و «جاذبه»، کارگردان و یکی از نویسندگان فیلم «آمالگاما» است. هرچه آلفونسو، برادر بزرگتر، در مسیر فیلمسازیاش موفق بوده و توانسته جوایز بسیاری را نصیب خود کند، برادر کوچکتر حتی موفق به یافتن مسیری درست برای روند فیلمسازیاش هم نشده است. کارلوس جز ساخت چند فیلم بلند و کوتاه متوسط هرگز نتوانسته است به گرد پای برادرش هم برسد. کاملاً مشخص است که کارلوس به برادر خود و کارهایاش نیمنگاهی کرده است، اما او هرگز آلفونسو نمیشود و حتی با تقلید هم نمیتواند اصالتی به فیلمهای خود بدهد. اگر کارلوس از نوع قاببندیها و حرکت دوربین برادرش الگوبرداری کرده و تصاویری زیبا را با تکیه بر زیبایی طبیعی جزیرهی انتخاب شده ایجاد کرده است، اما هرگز نتوانسته محتوای روایت خود را حتی کمی به داستانهای برادرش نزدیک کند. او شاید بهتر است کمی بیشتر در کنار برادر خود وقت بگذراند تا بتواند از او فیلمسازی را به معنای درستاش بیاموزد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.